بسمۀ تعالی

**********

حضرت ایّوب، نماد از صبر بود

***********************

حضرت ایّوب، نماد از صبر بود ****دست شیطان در عذاب و زجر بود

او شکایت کرده از شیطان دون****این چنین خوانَد مرا، گردم برون

در کتاب وحی فرموده خدا**** قول ایّوب آن زمان، زآن ماجرا

او نِدا بر خالق خود داده است **** شرّ شیطان بر منی ره گشته است

من دچارم در عذابی بس گران**** چاره سازم باش، خدایِ مهربان

او زشیطان ازچه چیزی خسته بود****درشکایت ازچه چیزی گفته بود

حضرت صادق چنین اندر جواب **** در روایت آمده، از او عتاب

گفته بود شیطان خدا را اینچنین****چون به ایّوب داده ای نعمت بهین

نعمتت بر او چنان بوده زیاد **** شاکرت گردیده است، با ازدیاد

زآن طرف گفتا، خداوند کریم **** در عبودیّت بُوَد، داوود عظیم

گفته از اخلاص او، ثابت کند **** تا که شیطان رجیم، تائب شود

نعمتی را داده بودزاو، پس گرفت****یک به یک را هرچه بود،زاو بس گرفت

تا دچار و، ابتلا گردیده است **** گشته بیمار او، نه که درمانده است

درچنین حالت خدارا شکر داشت**** صبر ایّوبی ز خود باقی گذاشت

تا بدینجا، حضرتش حرفی نداشت****هرچه شیطان گفته است،جائی نداشت

گشته او آزرده خاطر، یک به حرف**** بر وجودش آتشی آمد به ژرف

آن زمان بود آمدند بر نزد او**** از بنی اِسرا به سمتش، با چه رو؟

گفته اند بر او چه کردی ای رسول**** این عذابی را تو گشتی در شمول

این، پیمبر را شده زخم زبان**** رنج بسیاری بر او اندر نهان

اوج نعمت حضرتش شد امتحان**** شاکرِ ایزد، خدایِ انس و جان

اوج سختی، دست دادن را از آن **** صابرِ حقّ بودن و، شکری بر آن

آن خداوندِ بزرگ، بر بندگان **** امتحانش را گذارد، در عیان

تا همه دانید، حساب است وکتاب****بر پیمبر، غیر او باشد خطاب

سابعا همسر تو را بود امتحان**** امتحانات دگر باشد بدان

کن رعایت هر چه در احکام باد**** امتحانش بس تو را، اقسام باد

**************************************************

روز پنجشنبه به تاریخ دهم خرداد 1403

******************************

ارادتمند شما: عبّاس توکّلی نوری( سابع)

*******************************