صبرايّوبی مرا‌چون صبر‌زينب‌بوده‌است سجده‌اش‌را‌تا سپيدی‌از‌سرشب‌بوده‌است

صبر ايّوب پيمبر را ندارد هيچ كس ماورای صبر ايّوب صبر زينب بوده است

*****************************************************************

ديشب صدای تيشه، از بيستون نيامد شايد به زير آوار، فرهاد رفته باشد

شيرين كجا بداند، فرهادرفته از دست فرهاد هم بگويد شيرين دگر نيايد

*************************************************************

تو را بوسيده‌ام پيشانی و دست مرا پشت و كمر از غصّه بشكست

نباشد طاقتی بر پا و زانو ز جا خيزم، ببینم تربتی هست

به زحمت می‌تواند ديده بيند مرا اشك فراوان ديده بنشست

جگرخون‌ خورد و‌ ،دل‌ پر‌ خون‌ گرديد ز آهِ سينه دودی بر هوا جست

*********************************************************

سر شب بر لبانت بوسه دادم به جای لب به عكست بوسه دادم

نبودی تا گلی چينم ز لب ها به ياد لب به گل ها بوسه دادم

*********************************************************