بسمۀ تعالی

**********

همه فکرها، باد معطوفِ این

**********************

همه فکرها، باد معطوفِ این****که ثروت بر آورده سازد چنین

طبیعت ندار د به خود هیچ چیز****کند زندگی بر خودش ، ای عزیز

به رودخانه ها کن نظر، با خِرد****کجا آبِ خود را فقط، خود خورد

درختان نخواهند خورند، میوه ای****و خورشید کی بهره از سایه ای

ز گرما نخواهد برد منفعت****همه بهره ها شد، از آن مسئلت

کجا عطر گل می تراود به خود****که اطرافیان را، در آن است بُرد

چنین است معنا، در آن زندگی****چه بودی به خدمت درآن بندگی

نما خدمت ِ دیگران گر خوشی****به بیداری ات، دیگران را هُشی

توجّه تو را بوده اطرافیان ****چه باشد نیاز همه مردمان

به جز یک محبّت، توقّع مباد****به چیز دگر هم، تضرّع مباد

خودم سهم بسیار دارم به نور****که بیدار سازم، به فرهنگ جور

ببینندمردم درآن چاره چیست****که را آشنائیّ و، بیگانه کیست؟

که قانون بُوَد در طبیعت چنین****نیازِ دگر کس، بر آری یقین

گره گر تو دیدی به کار کسی****تو را چاره بادا، نما بررسی

گرت بوده باشد توانی در آن****تلاشی در آن کن، نهان و عیان

تو را گر در اینجا سکوتی شود****نه شایسته باشد، رکودی بُوَد

رسد گر به دستت، ز جای دگر****نما رفع مشکل، رهان از خطر

دریغی تو منما بر این کار خیر****به دنیا ی دیگر، شود بر تو سیر

اگر کرده ای معجزه بر کسان****تو را معجز آید، هم از دیگران

که قانون در کائنات است این**** تعجّب ندارد چنین در چنین

پشیمان مشو هیچوقت در نهان****به مخلوق عالم، تو را هر توان

ندانسته اند گر تو را قدر چیست****خدا خود بداند،که از آنِ کیست؟

تو غمگین مشو، از چنین کارها**** تو را اجر باشد، به نزد خدا

نه انصاف باشد در اینجا سکوت****نه بلوا شود، تا که گردد رکود

به وقتِ نداری ، چرا داد هست****صدا را به بالا که فریاد هست

و در وقتِ داشتن زنی عربده****تقیناً، برونی تو از هر رده

تو را بخل باشد چه غفلت کنی****به هر جا روی، کفر نعمت کنی

تو را شکر باید پس از نعمتی****شود مایه بر تو، به هر وسعتی

تو ای سابعا، بوده ای خوش نظر****تو را گفتن است و، از آن درگذر

هر آن کس پذیرد، بر او مرحبا****خدایش پذیرد، دهد اجر را

**********************************************

روز یکشنبه به تاریخ 27/12/1402

**************************