بسمۀ تعالی

**********

بازیِّ کودکانه لذّت داشت

********************

بازیِّ کودکانه لذّت داشت****هرکدامینِ آن، چه حکمت داشت

صبر گر بوده باشدت، کن گوش****تا نفهمیده ای مکن تو خروش

لی لی یِ آن تعادلی آورد****بعد تمرین، تبادلی آورد

زوو زوویِ آن چه رابه حاصل بود**** روزهایش، کجا تحمّل بود

سخت وسنگین وخودنفس میخواست****بهرتمرین آن زجان می کاست

بوده در زندگی به کس لازم****تا تن و مال را کند سالم

سر سره کار سخت و مشکل بود****رفتِ بالا، به خواست هر دل بود

لیک مقدور کس نبود در آن****هر چه تمرین، تا شده میزان

سمت پایین آن چه آسان بود****سهل و راحت، تفرّج جان بود

هفت سنگ راچه بوده درتمرین**** یک یکش راهدف شده تضمین

کارتضمین را چه سختیها است****هرصداقت، درآن زخودپیدا است

در وسط بودنش، به اضطراب شده****لحظه لحظه همه سراب شده

ماندنِ در وسط چه سخت بُوَد****مرد میدان شدن، به بخت شود

گل و یا پوچ را شده تمرین****تا فراهم شود تو را به یقین

اندر این کار زیرکی باید**** فکر باید توجّهی شاید

خاله بازی عجب گلِ بازی است****رسم وآئین باید و،فازی است

فاز تو از کجا بر آرد سر****میهمانت شوند، سر تا سر

کاردر، یه قُل، دو قُل سخت است****چابکی رادرآن همی بخت است

سنگ ها سخت و، کار را دشوار****یک یکی را همی زدن به کنار

گر چنین شد، تورا شود آسان****رفع سختی تو را در آن میدان

یادِ آن روزها بُوَد خیری****گاه گاهی در آن کنیم سیری

هر کدامین، را به تمرین شد**** تا به امروزه هر چه تمکین شد

اهل بازی تو بوده ای، سابع****گشته ای هر کدام را، قانع

جهد و کوشش نموده ای، تابع****سختی از کار،کی تو را، مانع

سهل وآسان تورا است هرکاری****کار مشکل به راحتی جاری

***********************************************

روز شنبه به تاریخ 1402/12/26

************************