بسمۀ تعالی

**********

خدایا با وضو رفتیم، به پای هر چه صندوقی

**********************************

خدایا با وضو رفتیم، که با هر آرزو رفتیم****دهیم رأیی به نامزدها، که ما با جستجو رفتیم

صفی راجمع شدندافلاک،نباشند فکرهراملاک* ارائه شد زهریک کارت، درآن گردیده هرادراک

شدانگشتِ اشاره رنگ،نبود هرگزدرآن نیرنگ****درآن برگ دورنگ مُهری،که هریک را بُدی خوشرنگ

دو صندوقی در آنجا بود،که رنگشان مجزّا بود****یکی آبی یکی قرمز، حریم هر دو پیدا بود

به کاندیدا نمودیم فکر،ز ما یادِ خدا شد ذکر****نوشتیم نام آنان را، دو جدول را نمودیم فکر

یکی را سی نفر دیدیم، کنار یکدگر چیدیم****که هر یک در مقابل بود، یکا یک را پسندیدیم

که این صندوق قرمزبود،به مجلس نی به ترمز بود****درآن انداخته ایم هررأی،به خوشحالی،مراکز بود

یکی را بوده بر شانزده،تفکّر بوده یک هفته****نوشتیم نام هر یک را،گزیدیم شد به یک دسته

واین صندوق آبی بود،ز هر ناجورخالی بود****نهفتیم رأی خوددرآن،عجب خوش بود وعالی بود

درآن بود،رهبر و مجلس،که آقا بوده اندمخلص****کناریکدگر بودند،به یک صف بوده اند،شاخص

جدا کردیم دو را از هم،مروری شد برآن دو همّ****به تعدادش رسا بوده، نبوده یک از آن ها کم

گرفتیم کارت خودراپس،که هریک بوده بهرکس****نشدکاری به دلواپس،که این بوده است مارابس

خدا یا هر کسی آمد، هوا پس بوده برصندوق****که رأی خود امانت داد،خدا هم بوده است مسبوق

خدا خود بوده ای شاهد، و کاندیدا بُدند عابد****چه باشد سرنوشت ما، به تقدیرت شود ثابت

تو سابع کار خود کردی، به هرکاری بر آوردی****تو با آن دوستان رفتی، هرآن تکلیف را کردی

**********************************************************************

روز پنجشنبه به تاریخ هفدهم اسفند1402

//*****************************//