بسمۀ تعالی

*********

زندگی یعنی، بخندی آنچنان

*********************

زندگی یعنی، بخندی آنچنان****گر که غمگینی، نَرنج از دیگران

چهره را بشّاش باش و خنده رو****گُل بکار در کنج لب، ای مهربان

اخم ها را باز کن، سر زنده باش****تا که چون گل بشکفی اندر میان

هرچه رادیدی شنیدی دل مگیر****چشم بپوشان،گوش راگو، به زآن

گر که مسکینی، ببخشا هر چه را****چون نداری هیچ را ، ای ناتوان

کی ضرر باشد تورا،درآن دو حال****بخششت بهتر بُوَد، ای خسته جان

کن فراموش هر چه را بنشسته دل****تا برون گردد، از آن روح و روان

دل نما خالی تو، از هر کینه ای****صاف گردد تا ببینی خود در آن

کن محبّت، دوستان را هر رهی****تا صفا بخشی به هر یک بوستان

هر دو دستت را بگیر بالا به میل****کن دعا بر دوستان و هر کسان

هرصفائی درگُل است، وانگه به دل****گر دلی دارد صفا، باشد عیان

جذب میگردد به هرکس دلربا است****قلب را این خاصیت باشد، بدان

گر شدی دلگیر، تو دل را وا نما****گفت و گو بنما، تو را چسبد از آن

گر کنی همصحبتی را جذب خود****دلربا گردی، تو را دل میهمان

کی شود احساس تنهائی تو را****شوقِ آن داری که باشی میزبان

هر کسی را می نشانی سفره ات****شاد و خندان می شوی در هر زمان

دل تو را روشن بُوَد گرما دهد****زاین سبب باشی خرامان در نهان

کن برون، هر آن که پیش آمد تورا****فکر دیگر کن،که باز آید توان

اینچنین بودن تورا، شد زندگی****این تورازیبائی است، برجسم وجان

گر چه باشد سخت و مشکل هر کدام****در نظر آور، نما آن را بیان

سهل و آسان گیر، تا امکان شود****یار و یاور بر توگردد، ایزدان

چون تو بخشیدی به هر یک دوستان****سابعا هر جا تو را باشد مکان

*****************************************************

روز پنجشنبه به تاریخ دهم اسفند 1402

//****************************//