دعای جوشن کبیر بخش دوّم
﴿۵۱﴾ يَا نِعْمَ الْحَسِيبُ، يَا نِعْمَ الطَّبِيبُ، يَا نِعْمَ الرَّقِيبُ، يَا نِعْمَ الْقَرِيبُ، يَا نِعْمَ الْمُجِيبُ، يَا نِعْمَ الْحَبِيبُ، يَانِعْمَ الْكَفِيلُ، يَانِعْمَ الْوَكِيلُ، يَانِعْمَ الْمَوْلىٰ، يَا نِعْمَ النَّصِيرُ.
(5١) ای که نیکو حسابگری، ای که نیکو پزشکی، ای که نیکو همراهی، ای که نیکو نزدیکی، ای که نیکو پاسخدهی، ای که نیکو محبوبی، ای که نیکو ضامنی، ای که نیکو کارگزاری، ای که نیکو مولایی، ای که نیکو یاوری.
خدا یا تو نیکو حسابی به ما****حسابگر تو باشی، به هر یک سرا
تونیکو پزشکی به هردرد وغم ****که همراه باشی، به ما هرچه همّ
تو نزدیکتر بر منی ای نکو****تو پاسخ به نیکو دهی در شروع
تو نیکو نکوئی، تو محبوب ما****تو آن ضامنی، دید و مطلوب ما
که کارت به نیکو،گزاری یقین****تو مولای نیکو به مائی بهین
تونیکوترین یاوری درجهان****نباشد به جز تو، نشانی از آن
﴿۵۲﴾ يَا سُرُورَ الْعارِفِينَ، يَا مُنَى الْمُحِبِّينَ، يَا أَنِيسَ الْمُرِيدِينَ، يَا حَبِيبَ التَّوَّابِينَ، يَا رازِقَ الْمُقِلِّينَ، يَا رَجاءَ الْمُذْنِبِينَ، يَا قُرَّةَ عَيْنِ الْعابِدِينَ، يَا مُنَفِّساً عَنِ الْمَكْرُوبِينَ، يَا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَغْمُومِينَ، يَا إِلٰهَالْأَوَّلِينَ وَالْآخِرینَ
(5٢) ای شادی عارفان، ای آرزوی شیفتگان، ای همدم مریدان، ای محبوب توبهکاران، ای روزی دهنده بینوایان، ای امید گنهکاران، ای نور چشم عبادتکنندگان، ای گشاینده اندوه دلگیران، ای دفعکننده غم غمزدگان، ای معبود گذشتگان و آیندگان
تو شادی، به هرعارفی هر زمان****تو ای آرزویِ همه شیفتگان
تو داری همه همدمی بر مرید****مریدان دنیا همه در نوید
تو محبوب دل های توبه گران****تو روزی دهِ، این همه مردمان
تو روزی ده بندۀ بی نوا****بگیرند روزی تو را ای خدا
که امّید باشی، گنهکا ر را**** توئی نور چشمی، امّید واررا
عبادت کننده، تو را نور باد****که نورت به هر چیز منشور باد
گشاینده باشی تو اندوه را****ز هر یک زدائی، تو هر چیز ها
کنی رفع غم، دفع سازی ز ما****ز هر غم زده، غم زدائی به راه
تومعبود هریک گذشته و حال****تو آیندگان را حفاظت به مال
﴿۵۳﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا رَبَّنا، يَا إِلٰهَنا، يَا سَيِّدَنا، يَا مَوْلانا، يَا ناصِرَنا، يَا حافِظَنا، يَا دَلِيلَنا، يَا مُعِينَنا، يَا حَبِيبَنا، يَا طَبِيبَنا.
(5٣) خدایا! من از تو میخواهم به نامت ای پروردگار ما، ای معبود ما، ای سرور ما، ای مولای ما، ای یاور ما، ای نگهدار ما، ای راهنمای ما، ای مدد رسان ما، ای محبوب ما، ای پزشک ما
خدا یا تو را خواستارم به نام****تو پروردگاری، به معنا تمام
تو معبود مائی، توهم سروری****تو مولای مائی تو هم یاوری
نگهدار مائی توئی رهنما****مدد کار مائی، توئی دلربا
که محبوب مائی محبّت تورااست****پزشکی به ما،هم طبابت تورااست
﴿۵۴﴾ يَا رَبَّ النَّبِيِّينَ وَ الْأَبْرارِ، يَا رَبَّ الصِّدِّيقِينَ وَالْأَخْيارِ، يَا رَبَّ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ، يَا رَبَّ الصِّغارِ وَالْكِبارِ، يَا رَبَّ الْحُبُوبِ وَالثِّمارِ، يَا رَبَّ الْأَ نْهارِ وَالْأَشْجارِ، يَا رَبَّ الصَّحارِى وَالْقِفارِ، يَا رَبَّ الْبَرارِى وَالْبِحارِ، يَا رَبَّ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ، يَا رَبَّ الْأَعْلانِ وَالْأَسْرارِ
ای پروردگار پیامبران و نیکان، ای پروردگار صدّیقان و خوبان، ای پروردگار بهشت و دوزخ، ای پروردگار خردسالان و بزرگسالان، ای پروردگار دانهها و میوهها، ای پروردگار نهرها و درختان، ای پروردگار دشتها و بیشهها، ای پروردگار خشکیها و دریاها، ای پروردگار شب و روز، ای پروردگار آشکارها و نهانها
تو پروردگاری به پیغمبران****و پروردگاری به نیکان و جان
به صدّیق وخوبان توپروردگار****ئوئی این جهان راهمه کردگار
بهشت را تو پروردگاری خدا****تو هم مالکی دوزخی را جدا
توپروردگاری به هرخردسال****به هر دانه ای میوه ای دربهار
که پروردگاری بر این نهرها****درختان تو را میوه دارند بها
توپروردگاری براین دشت ها****توئی مالک هر چه از بیشه ها
به دریا و خشکی تو پروردگار****بُوَد هرچه زاین دو تورابرقرار
توپروردگاری به هرروزوشب****نداری درآنها به هریک غضب
به هر آشکاری توئی کردگار****به هر یک نهانی تو پروردگار
﴿۵۵﴾ يَا مَنْ نَفَذَ فِى كُلِّ شَىْءٍ أَمْرُهُ، يَا مَنْ لَحِقَ بِكُلِّ شَىْءٍ عِلْمُهُ، يَا مَنْ بَلَغَتْ إِلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قُدْرَتُهُ، يَا مَنْ لَاتُحْصِى الْعِبادُ نِعَمَهُ، يَا مَنْ لَا تَبْلُغُ الْخَلائِقُ شُكْرَهُ، يَا مَنْ لَاتُدْرِكُ الْأَفْهامُ جَلالَهُ، يَا مَنْ لَاتَنالُ الْأَوْهامُ كُنْهَهُ، يَا مَنِ الْعَظَمَةُ وَالْكِبْرِيَاءُ رِداؤُهُ، يَا مَنْ لَاتَرُدُّ الْعِبادُ قَضاءَهُ، يَا مَنْ لَا مُلْكَ إِلّامُلْكُهُ، يَا مَنْ لَاعَطاءَ إِلّا عَطاؤُهُ
ای آنکه فرمانش در هر چیز کاری و ثمربخش است، ای آنکه دانشش به هر چیز رسیده، ای آنکه قدرتش به همه چیز رسیده، ای آنکه بندگان از شمردن نعمتهایش ناتواناند، ای آنکه آفریدگان به سپاسش نرسند، ای آنکه شعورها و هوشها بزرگیاش را درنیابند، ای آنکه پندارها به ژرفای هستیاش نرسند، ای آنکه بزرگی و بزرگمنشی پوشش اوست، ای که بندگان توان برگرداندن حکمش را ندارند، ای آنکه فرمانروایی جز فرمانروایی او نیست، ای آنکه عطایی جز عطای او نیست
وَ ای آن که فرمان ز تو کارکر****به هر چیز و کاری بر آرد ثمر
رسیده به هر چیز هر دانشت****تو را قدرتی وافراست، حشمتت
نباشد توانی، از این بندگان****شمارند از تو همه نعمتان
همه هرچه باشد به ارزانی است****تورالطف باشد،چه بارانی است
نخواهند رسید، بندگان بر سپاس****همه آفریده، به نیکو اساس
نیابند از هر شعوری تو را****نه هر هوش، شناسد بزرگی کجا
وَ کی می رسند هر چه پندارها****به ژرفای هستی، ز بیدار ها
بزرگیّ وشأن ومنش پوشش است****درونی بُوَد درچنین کوشش است
وَ ای آن که، کی بوده باشد توان****کسی حکم او را کند، غیر آن
که فرمانروائی تو را بوده بس****سمت اینجنین را ندارند کس
توئی آن کسی از تو باشد عطا****به جز تو نباشد در این جایگاه
ندارند عطائی که گفته شوند****نه گل می دهند نه شکفته شوند
﴿۵۶﴾ يَا مَنْ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلىٰ، يَا مَنْ لَهُ الصِّفاتُ الْعُلْيا، يَا مَنْ لَهُ الْآخِرَةُ وَالْأُولىٰ، يَا مَنْ لَهُ جَنَّةُ الْمَأْوىٰ، يَا مَنْ لَهُ الْآياتُ الْكُبْرىٰ، يَا مَنْ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنىٰ، يَا مَنْ لَهُ الْحُكْمُ وَالْقَضاءُ، يَا مَنْ لَهُ الْهَواءُ وَالْفَضاءُ، يَا مَنْ لَهُ الْعَرْشُ وَالثَّرىٰ، يَا مَنْ لَهُ السَّمَاوَاتُ الْعُلىٰ.(56)
ای آنکه نمونه برتر برای اوست، ای آنکه صفات برتر برای اوست، ای آنکه سرانجام و سرآغاز برای اوست، ای آنکه بهشت آسایش برای اوست، ای آنکه نشانههای بزرگتر برای اوست، ای آنکه نامهای نیکوتر ویژه اوست، ای آنکه فرمان و داوری برای اوست، ای آنکه هوا و فضا از حضرت اوست، ای آنکه عرش و فرش برای اوست، ای آنکه آسمانهای برافراشته برای اوست
و ای آن که بر تر تو از هر کسی****نمونه تو هستی، به دادی رسی
تو را بوده باشد به هر یک صفات****تو را برتری باد از هر جهات
سر انجام و هر یک سر آغاز تو****که در بین آن دو، به آواز تو
تو آنی که آماده کردی بهشت****درآن بوده آسایشی، سرنوشت
تو را بوده باشد بهشتی برین**** ز هر چیز دیگر بُوَد بهترین
وَ ای آن که داری نشانه بزرگ****نباشد بزرگتر از آن را سترگ
تو را هر چه نام است نیکو بُوَد****بُوَد ویژه هر یک، چه نیرو بُوَد
تو آن کس که فرمان دهی، داوری****که مردم مطیعند و در باوری
توئی در هوا، هم توئی در فضا****وَ از حضرتت بوده باشند به جا
توئی مالک و صاحبِ عرش و فرش****تورا هرچه نیکی به هرجا است پخش
تو هر آسمانی بر افراشته ای****تو روئیدنی را همی کاشته ای
که هفت آسمانت ندارد ستون****ز فکر و خرد بوده باشد برون
﴿۵۷﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا عَفُوُّ، يَا غَفُورُ، يَا صَبُورُ، يَا شَكُورُ، يَا رَؤُوفُ، يَا عَطُوفُ، يَا مَسْؤُولُ، يَا وَدُودُ، يَا سُبُّوحُ، يَا قُدُّوسُ.
(5٧) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای درگذرنده، ای آمرزنده، ای شکیبا، ای پاداشدهنده بسیار بر عمل اندک، ای مهربان، ای مهرورز، ای درخواستشده، ای دوست، ای پاک، ای منزّه
خدا یا تو را خواستارم به نام****تو را هرگذشتی، بُود در کلام
توراعفوباشد گذشتت بسی است****شکیباتوباشی به صبرکسی است
تو را بوده پاداش بسیار زیاد****عمل بوده اندک، همیشه به یاد
توئی مهربان و توئی مهرورز****نباشد تو را مهر در حدّ و مرز
به درخواست آیند فراوان تورا****تو بر هر کسی دوست باشی جدا
تو ای پاک باشی تو پاکیزه خو****منزّه توئی،ای توخوش عطروبو
﴿۵۸﴾ يَا مَنْ فِى السَّماءِ عَظَمَتُهُ، يَا مَنْ فِى الْأَرْضِ آياتُهُ، يَا مَنْ فِى كُلِّ شَىْءٍ دَلائِلُهُ، يَا مَنْ فِى الْبِحارِ عَجائِبُهُ، يَا مَنْ فِى الْجِبالِ خَزائِنُهُ، يَا مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ، يَا مَنْ إِلَيْهِ يَرْجِعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ، يَا مَنْ أَظْهَرَ فِى كُلِّ شَىْءٍ لُطْفَهُ، يَا مَنْ أَحْسَنَ كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ، يَا مَنْ تَصَرَّفَ فِى الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ.
(5٨) ای آنکه بزرگیاش در آسمان است، ای آنکه نشانههایش در زمین است، ای آنکه دلایلش در هر چیز است، ای آنکه شگفتیهایش در دریاست، ای آنکه گنجینههایش در کوههاست، ای آنکه آفرینش را آغاز کند سپس بازش گرداند، ای آنکه همه امور بهسوی او بازگردد، ای آنکه مهربانیاش را در هر چیز نمایان ساخته، ای آنکه آفرینش هر چیز را نیکو انجام داده، ای آنکه توانش در آفریدگان کارگر افتاده است
تو ای آن بزرگی که در آسمان****تو را بوده باشد در آن ها نشان
زمین از نشانت همی پُر بُوَد****به هر جای از آن تو را کُر بُوَد
و ای آن که باشد تو را هر دلیل****به هر چیز عالم، کثیر و قلیل
شگفتی تو را بس به دریا بُوَد****که گنجینه هایش به کوه ها بُوَد
تو را آفرینش بُوَد در جهان****که آغاز کردی به نام و بیان
سپس باز کردانده ای در عیان****به چرخش در آید به هر چیز آن
.توای آنکه بازآیدت سمت وسوی****به هریک اموری تورارنگ وبوی
تو را مهربانی نمایان شده**** به هرچیز خواهی فراوان شده
توآن کس که در،آفرینش نکواست****تورا نیست همتا،گرآید فرواست
توانت در این آفرینندگان ****که شد کارگر، در جهانی عیان
﴿۵۹﴾ يَا حَبِيبَ مَنْ لَاحَبِيبَ لَهُ، يَا طَبِيبَ مَنْ لَاطَبِيبَ لَهُ، يَا مُجِيبَ مَنْ لَامُجِيبَ لَهُ، يَا شَفِيقَ مَنْ لَاشَفِيقَ لَهُ، يَا رَفِيقَ مَنْ لَارَفِيقَ لَهُ، يَا مُغِيثَ مَنْ لَامُغِيثَ لَهُ، يَا دَلِيلَ مَنْ لَادَلِيلَ لَهُ، يَا أَنِيسَ مَنْ لَاأَنِيسَ لَهُ، يَا راحِمَ مَنْ لَاراحِمَ لَهُ، يَا صاحِبَ مَنْ لَاصاحِبَ لَهُ.
(5٩) ای دوست آنکه دوستی ندارد، ای پزشک آنکه پزشکی ندارد، ای پاسخگوی آنکه پاسخگویی ندارد، ای یار مهربان آنکه یار مهربانی ندارد، ای همراه بی همرهان، ای فریادرس آنکه فریادرسی ندارد، ای رهنمای آنکه رهنمایی ندارد، ای همدم آنکه همدمی ندارد، ای رحمکننده آنکه رحمکنندهای ندارد، ای همنشین آنکه همنشینی ندارد
تو ای آن که هر دوستی را نشان****نداری تو دوستی، نهان و عیان
پزشکی نداری پزشکی به خود****تو پاسخ بگوئی، نه بر نفع و بُرد
نداری کسی را که پاسخ دهد****جوابی تو را، هر چه راسخ دهد
توئی با همه بندگان مهربان****نداری تو یاری شود میزبان
تو همراه باشی به هر همرهان****نداری تو همراه در هر زمان
تو فریادرس هر کجای جهان****نداری کسی را به فریادتان
به هرجای عالم توئی رهنما****نباشد تورارهنمائی به هروقت وجا
تو را همدمی بوده باشد به کار****نباشد تو را همدمی اضطرار
تو را رحم باشد بر این زندگان****ندارند و رحمی تو را بندگان
تو با هر کسی همنشینی مُدام****نداری تو یک همنشینی تمام
﴿۶۰﴾ يَا كافِىَ مَنِ اسْتَكْفاهُ، يَا هادِىَ مَنِ اسْتَهْداهُ، يَا كالِئَ مَنِ اسْتَكْلاهُ، يَا راعِىَ مَنِ اسْتَرْعاهُ، يَا شافِىَ مَنِ اسْتَشْفاهُ، يَا قاضِىَ مَنِ اسْتَقْضاهُ، يَا مُغْنِىَ مَنِ اسْتَغْناهُ، يَامُوفِىَ مَنِ اسْتَوْفاهُ، يَامُقَوِّىَ مَنِ اسْتَقْواهُ، يَاوَلِىَّ مَنِ اسْتَوْلاهُ.
(6٠) ای کفایت کننده هرکه از او کفایت خواهد، ای راهنمای هرکه از او راهنمایی جوید، ای نگاهبان هرکه از او نگاهبانی خواهد، ای حمایت کننده هرکه از او حمایت خواهد، ای شفادهنده هرکه از او شفا طلبد، ای داور هرکه از او داوری خواهد، ای بینیاز کننده هرکه از او بینیازی جوید، ای وفادار به هر که از او وفا جوید، ای نیروبخش هرکه از او نیرو خواهد، ای سرپرست هرکه از او سرپرستی خواهد
تو آنی کفایت کنی هر که را****کفایت بخواهد تو را هر کجا
وای رهنمائی، کنی رهبری****و هرکس بخواهد به راهش بری
توباشی نگاهبان هرکس بخیر****نداری نگاهبان به هرراه وسیر
توراهرکه خواهدنگاهبان شوی****نگردند نگهاهبان جانان شوی
حمایت کنی در جهان بهر کس****بجوید حمایت تو را بوده بس
شفامی دهی هر کس از بندگان****کند گرطلب هرکس ازمردمان
تو آن داوری بهر خواهندگان****که خواهند از او داوری در میان
کنی بی نیازهرکسی را زکس****بخواهند وگرکس ویاهرچه شخص
توئی آن وفا دار، اندر جهان****وفا گر بجوید از آن مهربان
تونیرو ببخشی، به هرکس نیاز****که از بهر نیرو، شود سوز و ساز
تو ای بر همه سرپرستی کنی****هرآن کس بخواهد، نه سستی کنی
﴿۶۱﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا خالِقُ، يَا رازِقُ، يَا ناطِقُ، يَاصادِقُ، يَا فالِقُ، يَا فارِقُ، يَا فاتِقُ، يَا راتِقُ، يَا سابِقُ ، يَا سامِقُ.
(6١) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای آفریننده، ای روزی دهنده، ای گویا، ای راستگو، ای شکافنده، ای جدا کننده، ای گشاینده، ای پیونددهنده، ای پیشی گیرنده، ای بلند جایگاه
خدا یا تو را خواستارم به نام****توئی آفریننده از خاص و عام
توروزی دهی برهمه زندگان****تو گویای آنی به لفظ و بیان
توئی راستگو هرچه آید میان****شکافنده ای، در زمین آسمان
جدامی کنی،حقّ وباطل زهم ****گشاینده ای هرچه ازهمّ وغم
تورا باد پیوند به هرچیزوکار****در آنها تو باشی همی استوار
توراهست پیشی،به هرکارزار****که سبقت تورا بوده باشد قرار
تو را جایگاهی رفیع و بلند****نیاید زکس یک جوئی هم گزند
﴿۶۲﴾ يَا مَنْ يُقَلِّبُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ، يَا مَنْ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالْأَنْوارَ، يَا مَنْ خَلَقَ الظِّلَّ وَالْحَرُورَ، يَا مَنْ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ، يَا مَنْ قَدَّرَ الْخَيْرَ وَالشَّرَّ، يَا مَنْ خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ، يَا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ، يَا مَنْ لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلَا وَلَداً، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ شَرِيكٌ فِى الْمُلْكِ، يَا مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَ لِيٌّ مِنَ
الُّلِّ.(6٢) ای آنکه شب و روز را دگرگون سازد، ای آنکه تاریکیها و روشناییها را قرار داد، ای آنکه سایه خنک و گرما را آفرید، ای آنکه خورشید و ماه را به کار گرفت، ای آنکه خیر و شر را مقدّر نمود، ای آنکه مرگ و زندگی را آفرید، ای آنکه خلق و امر از اوست، ای آنکه همسر و فرزندی نگرفت، ای آنکه در فرمانروایی شریکی برایش نیست، ای آنکه از روی خواری سرپرستی نخواهد
وَ ای آن که خواهی دگر گون کنی****شبان روزها را تو گلگون کنی
وَ ای آن که دادی در آن ها قرار****به تاریک و روشن شدند استوار
تو آن کس، خنک سایه را آفرید**** و گرمای لازم بیامد پدید
و آن کس که خورشید را آفرید****و آن ماه را شد به کاری شدید
وَ ای آن که آورده ای خیر و شرّ****که گردیده در عالمت آن قدر
مقدّر به هر کس شده ابتدا****به هر خیر و شرّی شده مبتلا
و ای آن که تو آفریدی به نیک****که هرمرگ وهرزندگی راشریک
توآنکس که هرخلق وامری تورااست****به زاد و ولد ها، اُموری جدا
تو آنی نداری به یک همسری****نه فرزند داری تو در بستری
تو فرمانروائی بدون شریک ****بدانی چه بد بود، کدامش به نیک
نباشی به خواری نیاز نشست****تو را سر پرستی شود ناز شست
﴿۶۳﴾ يَا مَنْ يَعْلَمُ مُرادَ الْمُرِيدِينَ، يَا مَنْ يَعْلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِينَ، يَا مَنْ يَسْمَعُ أَنِينَ الْواهِنِينَ، يَا مَنْ يَرىٰ بُكاءَ الْخائِفِينَ، يَا مَنْ يَمْلِكُ حَوائِجَ السَّائِلِينَ، يَا مَنْ يَقْبَلُ عُذْرَ التَّائِبِينَ، يَا مَنْ لَايُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ، يَا مَنْ لَايُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ، يَا مَنْ لَايَبْعُدُ عَنْ قُلُوبِ الْعارِفِينَ، يَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ
.(6٣) ای آنکه خواهش خواهشمندان را میداند، ای آنکه از نهاد خاموشان آگاه است، ای آنکه ناله درماندگان را میشنود، ای آنکه گریه هراسیدگان را میبیند، ای آنکه نیازهای نیازمندان به دست اوست، ای آنکه بهانه توبهکاران را میپذیرد، ای آنکه عمل تبهکاران را سر و سامان ندهد، ای آنکه پاداش نیکوکاران را تباه نکند، ای آنکه از دل عارفان دور نباشد، ای بخشندهترین بخشندگان
و ای آن که داند همی خواهشی****که هر خواهشی را در آن پوششی
و آن کس که آگاه از خامشان****که داند نهادش چه گوید از آن
تو را گوش باشد به درماندگان****و خود بشنوی ناله هائی چنان
وَ ای آن که بینی هراسیدگان****چسان گریه دارند و مویه کنان
نیازاز فقیران همه دست او است****بر آورده سازدکه نوبت بر او است
و آنکس نباشد به ساماندهی**** تبهکار بی خاصیت را زهی
و ای آن که پاداش نیکوگری****تباهی ندارد از او برتری
تو آنی نباشی به دور از دلی****دل از عارفان را ز هر مشکلی
تو بخشنده تر بوده باشی میان****نباشد به بخشندگی، هیچ دان
.﴿۶۴﴾ يَا دائِمَ الْبَقاءِ، يَا سامِعَ الدُّعاءِ، يَا واسِعَ الْعَطاءِ، يَا غافِرَ الْخَطاءِ، يَا بَدِيعَ السَّماءِ، يَا حَسَنَ الْبَلاءِ، يَا جَمِيلَ الثَّناءِ، يَا قَدِيمَ السَّناءِ، يَا كَثِيرَ الْوَفاءِ، يَا شَرِيفَ الْجَزاءِ.(64)
ای همیشه ماندگار، ای شنونده دعا، ای گسترده عطا، ای آمرزنده خطا، ای پدیدآورنده آسمان، ای نیک آزمون، ای نیکو ستایش، ای دیرینه درخشان، ای بسیار وفادار، ای برجسته پاداش
همیشه توئی ماندگار یادگار****تو را گوش باشد دعا سازگار
توگسترده داری به هرجاعطا****بیامرز خدا یا تو هر نوع خطا
تو آورده ای آسمان را پدید****که نیک آزمونی، تو را هر نوید
ستایش شوی برنیکوئیترین****درخشان دیرینه اندر زمین
وفا دار باشی، چه بسیار باد****به پاداش بر جسته ات بار باد
.﴿۶۵﴾ اللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا سَتَّارُ، يَا غَفَّارُ، يَا قَهَّارُ، يَا جَبَّارُ، يَا صَبَّارُ، يَا بارُّ، يَا مُخْتارُ، يَا فَتَّاحُ، يَا نَفَّاحُ، يَا مُرْتاحُ
.(65) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای پردهپوش، ای آمرزنده، ای چیره، ای توانا، ای بس شکیبا، ای نیکبخش، ای برگزیده، ای گشاینده، ای روحبخش، ای راحتیبخش.
خدا یا تو را خواستارم به نام****تو را پرده پوشی بُوَد بالتّمام
تو بخشنده باشی گناهانِ کس****تو را چیره دستی بُوَد بوده بس
صبوری، شکیبا و، صبرت زیاد****که نیکو ببخشی تو را یاد باد
توئی برگزیده، گشاینده ای****توئی روح بخش و فزاینده ای
تو هرکار را، سهل و آسان کنی****تو راحت ببخشیّ و درمان کنی
﴿۶۶﴾ يَا مَنْ خَلَقَنِى وَسَوَّانِى، يَا مَنْ رَزَقَنِى وَرَبَّانِى، يَا مَنْ أَطْعَمَنِى وَسَقانِى، يَا مَنْ قَرَّبَنِى وَأَدْنانِى، يَا مَنْ عَصَمَنِى وَكَفانِى، يَا مَنْ حَفِظَنِى وَكَلانِى، يَا مَنْ أَعَزَّنِى وَأَغْنانِى، يَا مَنْ وَفَّقَنِى وَهَدانِى، يَا مَنْ آنَسَنِى وَآوانِى، يَا مَنْ أَماتَنِى وَأَحْيانِى
.(66) ای آنکه مرا آفرید و بیاراست، ای آنکه مرا روزی داد و پرورید، ای آنکه به من خورانید و نوشانید، ای آنکه مرا نزدیک نمود و به کنار خویش برد، ای آنکه مرا نگاه داشت و کفایت نمود، ای آنکه مرا حفظ کرد و حمایت کرد، ای آنکه به من توانمندی بخشید و بینیازم ساخت، ای آنکه توفیقم داد و راهنمایی کرد، ای آنکه همدمم شد و جایم داد، ای آنکه مرا بمیراند و زنده کند.
وَ ای آن که مر آفریدی به مهر****بیاراستی هر چه زیبا به چهر
تو روزی مرا داده ای هر زمان****مرا پروریدی به هر یک مکان
توئی آنکسی که خوراندی مرا****تو نوشانده ای، هر چه شایسته را
مراکرده نزدیک به هرلحظه ای****کنارت کشاندی، نه در پرده ای
﴿۶۷﴾ يَا مَنْ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ، يَا مَنْ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ، يَا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، يَا مَنْ لَاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلّا بِإِذْنِهِ، يَا مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ، يَا مَنْ لَامُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ، يَا مَنْ لَارَادَّ لِقَضائِهِ، يَا مَنِ انْقادَ كُلُّ شَىْءٍ لِأَمْرِهِ، يَا مَنِ السَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ، يَا مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
.(6٧) ای آنکه حق را با کلماتش استوار و برجا کند، ای آنکه توبه را از بندگانش بپذیرد، ای آنکه میان انسان و دلش قرار گیرد، ای آنکه شفاعت جز با اجازهاش سود نبخشد، ای آنکه به گمراه شدگان راهش داناتر است، ای آنکه حکمش دگرگونی نپذیرد، ای آنکه رأیش را بازگردانندهای نیست، ای آنکه هر چیز فرمانش را گردن نهد، ای آنکه آسمانها به دست قدرتش پیچیده گشته، ای آنکه بادها را مژدهدهنده رحمتش فرستد
وَ ای آن که حقّ را تو بر پا کنی****کلامش رسا و تو بر جا کنی
در آن استواری کنی بر قرار****چنین است محکم، تو پروردگار
تو آنی که توبه پذیرد ز کس****که از بندگان بوده اورا است بس
خدا یا تو آنی که اندر دلی****که انسان را رفع هر مشکلی
وَ ای آن داری شفاعت زیاد****که با اذن تو می شود، ازدیاد
شود عاملی را به هر نفع و سود****کز آن بهره گیرد، کسی ره نمود
وَ ای آن که دانی رَهِ گمرهان****که راه هدایت بر آنان نشان
وَای آنکه حکمش به تغییر نیست****نگردد دگر گون و تأخیر نیست
تو را رأی باشد همی استوار ****چنان محکم است و که با اعتبار
وَ ای آن که هر کس به فرمان تو****سرا پا به گوش است، قربان تو
توئی آن که در هر کدام آسمان ****به پیچیدگی آمده در میان
هزاران هزار، انجم و کهکشان**** به انجام کاری، به فرمانتان
چنان باد ها مژده ها را برند****که بر بندگان رحمتی را دهند
﴿۶۸﴾ يَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ مِهاداً، يَا مَنْ جَعَلَ الْجِبالَ أَوْتاداً، يَا مَنْ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً، يَا مَنْ جَعَلَ الْقَمَرَ نُوراً، يَا مَنْ جَعَلَ اللَّيْلَ لِباساً، يَا مَنْ جَعَلَ النَّهارَ مَعَاشاً، يَا مَنْ جَعَلَ النَّوْمَ سُباتاً، يَا مَنْ جَعَلَ السَّمَاءَ بِناءً، يَا مَنْ جَعَلَ الْأَشْياءَ أَزْواجاً، يَا مَنْ جَعَلَ النَّارَ مِرْصاداً.
(6٨) ای آنکه زمین را بستر زندگی قرار داد، ای آنکه کوهها را میخهای زمین نهاد، ای آنکه خورشیدی را چراغ نوربخش کرد، ای آنکه ماه را تابان ساخت، ای آنکه شب را جامه آرامش گرداند، ای آنکه روز را مایه گذران قرار داد، ای آنکه خواب را وسیله آرامش ساخت، ای آنکه آسمان را بنا نهاد، ای آنکه از هر چیز گونههای مختلف آفرید، ای آنکه آتش را کمینگاه قرار داد.
وَ ای آن که دادی زمین را قرار****که شد بستر زندگی استوار
و کوه ها شدند میخ اندر زمین****که محکم بماند زمین هم یقین
که خورشید شددرجهان نوربخش****که نورش بُوَد هرکجا پخش و فرش
وَ ای آن که تابان نمودی تو ماه****ز نورت شناسیم ما، چاه و راه
وَ ای آنکه شب را توکردی به پا****شده جامه، آرامشی بهر ما
تو آن کس، که روز آفریدی به ما****که شد مایه ای، بهر دولت سرا
وَ ای آنکه خواب آفریدی به چشم****که آرامش آرَد، نباشد به خشم
و هفت آسمان را نمودی بنا ****ندارد ستون بر زمین هر کجا
تو هم آفریدی ز اشیاء زیاد ****که باشند به هر گونه ای، ازدیاد
وَ ای آن که آتش نمودی قرار****کمینگاه باشد به حقّ استوار
﴿۶۹﴾ اللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا سَمِيعُ، يَا شَفِيعُ، يَا رَفِيعُ، يَا مَنِيعُ، يَا سَرِيعُ، يَا بَدِيعُ، يَا كَبِيرُ، يَا قَدِيرُ، يَا خَبِيرُ ، يَا مُجِيرُ.
(6٩) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای شنوا، ای حامی و مدافع، ای بلندپایه، ای فرازمند، ای شتابنده، ای نوآفرین، ای بزرگ، ای توانا، ای آگاه، ای پناهده.
خدا یا تو را خواستارم به نام****که باشی سرا پا تو گوشی به جا
حمایتگریّ و، مدافع،بلندپایه ای****تو اندر فرازی، شتابنده ای
تو کار آفرینی، و نو آفرین****بزرگی، تو هم اوّلین آخرین
توانا تو هستیّ و آگاه تو**** پناهی دهیّ و پناهگاه تو
﴿۷۰﴾ يَا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ، يَا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ، يَا حَىُّ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ حَيٌّ، يَا حَىُّ الَّذِي لَايُشارِكُهُ حَيٌّ، يَا حَىُّ الَّذِى لَا يَحْتاجُ إِلىٰ حَيٍّ، يَا حَىُّ الَّذِي يُمِيتُ كُلَّ حَيٍّ، يَا حَىُّ الَّذِي يَرْزُقُ كُلَّ حَيٍّ، يَا حَيّاً لَمْ يَرِثِ الْحَياةَ مِنْ حَيٍّ، يَا حَىُّ الَّذِي يُحْيِي الْمَوْتىٰ، يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ
.(٧٠) ای زنده پیش از هر زنده، ای زنده پس از هر زنده، ای زندهای که مانند او زندهای نیست، ای زندهای که هیچ زندهای شریک او نیست، ای زندهای که به زندهای نیاز ندارد، ای زندهای که همه زندگان را میمیراند، ای زندهای که به زندهها روزی میدهد، ای زندهای که زندگی را از زندهای دیگر به ارث نبرده، ای زندهای که مردگان را زنده میکند، ای زندهی به خود پایندهای که او را چرت و خواب درنگیرد
خدا یا توئی زنده پیش از همه****و جاوید مانی پس از این همه
تو آن زنده هستی، نه مانند تو****نه آن زنده هستی به مانند تو
تو آن زنده هستی نداری شریک****و دنیا ندارد تو را هیچ شریک
و آن زنده هستی نداری نیاز****که اوزنده باشد به هرحرص وآز
و آن کس تو هستی همه زندگان****بمی رند ز دستت، همه مردمان
توآن زنده هستی،که روزی رسان****به هرزنده ای جان رسانی توجان
و آن زنده هستی، نبردی به ارث****ز هر زنده ای بود، نه از راه حرص
وَ ای زنده ای که ز هر مردگان****کنی زنده هر یک، از آن بندگان
و آن زنده ای را که پاینده ای****نه چرتی نه خوابی، فزاینده ای
﴿۷۱﴾ يَا مَنْ لَهُ ذِكْرٌ لَايُنْسىٰ، يَا مَنْ لَهُ نُورٌ لَايُطْفىٰ، يَا مَنْ لَهُ نِعَمٌ لَاتُعَدُّ، يَا مَنْ لَهُ مُلْكٌ لَايَزُولُ، يَا مَنْ لَهُ ثَنَاءٌ لَايُحْصىٰ، يَا مَنْ لَهُ جَلالٌ لَايُكَيَّفُ، يَا مَنْ لَهُ كَمالٌ لَايُدْرَكُ، يَا مَنْ لَهُ قَضاءٌ لَايُرَدُّ، يَا مَنْ لَهُ صِفاتٌ لَاتُبَدَّلُ، يَا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لَاتُغَيَّرُ.
(٧١) ای آنکه یادی دارد فراموشنشدنی، ای آنکه نوری دارد خاموش نشدنی، ای آنکه عطایایی بخشیده ناشمردنی، ای آنکه فرمانرواییاش نابودی ندارد، ای آنکه ستایشش بیآمار است، ای آنکه شکوهش چگونگی نپذیرد، ای آنکه کمالی دارد درک ناشدنی، ای آنکه داوریاش بازگشت ناپذیر است، ای آنکه صفاتی دارد دگرگون ناپذیر، ای آنکه صفاتی دارد غیر قابل تغییر
وَ ای آن که باشد به یادت مُدام****نداری فراموش اندر مرام
تو را نور باشد نگردی خموش****منوّر تو باشی، مداوم خروش
عطا یا تو را بوده باشد زیاد ****به هرکس تو بخشیده ای هست یاد
شمارش نباشد در آن هیچگاه****که بس بیشمارند در جایگاه
وَ ای آن که باشی تو فرمانروا ****که جاوید ماند، توئی امنگاه
نباید به نا بودی اش فکر کرد****به شکر اندرش، بایدی ذکر کرد
ستایش تو را بی نهایت زیاد****ز آمار و اندر شمارس فتاد
دگرگون نگرددشکوهت به هیچ****به جز بر خدا، هیچ دیگر مپیچ
کمالت نباشد به هردرک وفهم****نگنجد در آن را، اَهَم فی الاهم
به حکم تو باشد یقیناً ثبات****نه تغییر یابد جمیع جَهات
نه تغییردارد، نه در کمّ وکاست****که میزان دارد همیشه به پا است
صفات تو هرگز به تغییر نیست****به بالا و پائین، به تعبیر نیست
خدا یا تو همواره داری صفات****نباشند به تغییر، دارند ثبات
﴿۷۲﴾ يَا رَبَّ الْعالَمِينَ، يَا مالِكَ يَوْمِ الدِّينِ، يَا غايَةَ الطَّالِبِينَ، يَا ظَهْرَ اللَّاجِينَ، يَا مُدْرِكَ الْهارِبِينَ، يَا مَنْ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ، يَا مَنْ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ، يَا مَنْ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ، يَا مَنْ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ، يَا مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
.(٧٢) ای پروردگار جهانیان، ای مالک روز جزا، ای مقصود جویندگان، ای پشت و پناه پناهندگان، ای دریابنده فراریان، ای آنکه شکیبایان را دوست دارد، ای آنکه توبهکنندگان را دوست دارد، ای آنکه پاکیزگان را دوست دارد، ای آنکه نیکوکاران را دوست دارد، ای آنکه اوست داناتر به راهیافتگان.
تو پروردگار جهانی خدا****چقدر مهربانی، خدا یا خدا
توئی مالک روز و یوم جزا****رحیمی تو بی حدّ خدا ای خدا
تو مقصود باشی به جویندگان****تو را مقصدی بوده باشد گران
تو پشت و پناهی به بیچارگان****اُمید تو باشند پناهندگان
تو پیدا کنی هر فراری مُدام****که یابنده باشی، نه اندر بیان
به آنان بورزی تو مهری عجیب****تو را دوستی باد با هر شکیب
پذیرا تو باشی به هر توبه گر****بر آنان تو را دوستی هر نفر
تو دوستی به پاکیزگانت همی****به آن بیت عظمی و بر هر کسی
به نیکوگران هم تورا دوستی است****تو را دوستی بوده در راستی است
تو برراه یافتگان دوستی می کنی****که داناتری، هر چه خواهی کنی
﴿۷۳﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا شَفِيقُ، يَا رَفِيقُ، يَا حَفِيظُ، يَا مُحِيطُ، يَا مُقِيتُ، يَا مُغِيثُ، يَا مُعِزُّ، يَا مُذِلُّ، يَا مُبْدِئُ، يَا مُعِيدُ.
(٧٣) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای مهربان، ای همراه، ای نگهدار، ای فراگیر، ای روزیبخش، ای فریادرس، ای توانبخش، ای خوار کننده، ای آغازگر، ای برگرداننده.
خدا یا تو را خواستارم به نام****تو را مهربانی به هر کس تمام
تو همراه باشی به هر بنده ای****نگهدار باشی، به جنبنده ای
فرا گیر باشی به کُلِّ جهان****به هرشکل وصورت زانسان وجان
به اشیاء وجنبنده، هرذی ممات****تو روزی ببخشی به هر ذی حیات
به فریاد خواهان تو فریادرس****به هر دادخواهی تو باشیّ و بس
تو بر هر ضعیفی ببخشی توان****هوا دار باشی تو در هر زمان
به خواری در آری تو هر دشمنی****در آید ز پا، خود تو شیر افکنی
به هر کار نیکو تو آغاز گر****ز هر کار بد هم دهی خود خبر
اگر توبه باشد، شود پُر ثمر****وگرنه به هر کس شود پُر خطر
خطا گر شد و، آمدش توبه ای****کنی خود عوض جای هرتابه ای
﴿۷۴﴾ يَا مَنْ هُوَ أَحَدٌ بِلا ضِدٍّ، يَا مَنْ هُوَ فَرْدٌ بِلا نِدٍّ، يَا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَيْبٍ، يَا مَنْ هُوَ وِتْرٌ بِلا كَيْفٍ، يَا مَنْ هُوَ قاضٍ بِلا حَيْفٍ، يَا مَنْ هُوَ رَبٌّ بِلا وَزِيرٍ، يَا مَنْ هُوَ عَزِيزٌ بِلا ذُلٍّ، يَا مَنْ هُوَ غَنِيٌّ بِلا فَقْرٍ، يَا مَنْ هُوَ مَلِكٌ بِلا عَزْلٍ، يَا مَنْ هُوَ مَوْصُوفٌ بِلا شَبِيهٍ.
(٧4) ای آنکه یکتاست و حریف ندارد، ای آنکه یگانه است و بیمانند، ای آنکه بینیاز و بیکاستی است، ای آنکه بیهمتا و بدون چگونگی است، ای آنکه داوری است بدون ستم، ای آنکه پروردگاری بی وزیر است، ای آنکه توانمندی بیخواری است، ای آنکه توانگری بینیاز است، ای آنکه پادشاهی بدون برکنار کردن است، ای آنکه اوصافش بیمانند است
تو ای آن که یکتائیّ و بی حریف****یگانه تو باشی، نهایت نظیف
تو را نیست، مانند و مثلی به کار****ندار ی نیازی، به دوری ز عار
ز هر کاستی دور باشی خدا **** نداری شریکی تو باشی خدا
نداری شریکیّ و تنها توئی****توانا و دانا و بینا توئی
چگونه نباشد در آن چون و چند****نباشید هرگز به هر قید و بند
تو آن داوری که نداری ستم****تو شور آفرینی، نیاری اِلَم
نداری وزیری تو پروردگار****توانمند باشی،نداری تو خوار
توانگر تو باشی نداری نیاز****تو هم دور باشی ز هر گونه آز
تو آن پادشاه قوی قدرتی****تو در صدر باشیّ و پُر شوکتی
نگردی تو از سلطنت بر کنار****همیشه به تختت توئی استوار
تو آنی که اوصافِ تو بی نظیر****نه مانند داری، توئی هم خطیر
﴿۷۵﴾ يَا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاكِرِينَ، يَا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاكِرِينَ، يَا مَنْ حَمْدُهُ عِزٌّ لِلْحامِدِينَ، يَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجاةٌ لِلْمُطِيعِينَ، يَا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطَّالِبِينَ، يَا مَنْ سَبِيلُهُ واضِحٌ لِلْمُنِيبِينَ، يَا مَنْ آياتُهُ بُرْهانٌ لِلنَّاظِرِينَ، يَا مَنْ كِتابُهُ تَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ، يَا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطَّائِعِينَ وَالْعاصِينَ، يَا مَنْ رَحْمَتُهُ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ.
(٧5) ای آنکه ذکرش برای ذاکران شرف است، ای آنکه شکرش برای شاکران رستگاری است، ای آنکه ستایشش برای ستایشگران عزّت است، ای آنکه طاعتش برای مطعیان مایه نجات است، ای آنکه درگاهش به روی جویندگان گشوده است، ای آنکه راهش برای توبهکاران هموار است، ای آنکه نشانههایش برای بینندگان دلیل قاطع است، ای آنکه کتابش برای پرواپیشگان مایه پند و یادآوری است، ای آنکه روزیاش همه مطیعان و گنهکاران را فراگیرد، ای آنکه رحمتش به نیکوکاران نزدیک است
وَ ای آن که ذکرت شرف بوده باد****به هر ذاکری این هدف بوده باد
وَ ای آن که شکرت ز هر شاکری****بُود رستگاری به بار و بری
ستایش برایت ستایشگران****کنند عزّتت، هر مکان و زمان
تو آنی که بر طاعتت ره نشان****مطیعان را مایه است بی گمان
وَ ای آ ن که جویندگانِ رهت****گشودند ره را به آن درگهت
تو آن کس که هموار باشد بسی**** رَهِ توبه کاری به سویت همی
تو ای آن که باشد نشانی زیاد****که بینندگان را دلیلی به باد
و آنی کتابت، به پند مایه است****که پروا کنند گر تو را ریشه است
که اندیشه ها، می شوند رهنمون****و یاد آوری هست، ز اوّل کنون
تو آنی که روزی دهی هر که را****گنهکار و هر یک مطیعی ز ما
فرا گیر باشد به هر زنده ای****که رحمت رساند به جنبنده ای
﴿۷۶﴾ يَا مَنْ تَبارَكَ اسْمُهُ، يَا مَنْ تَعالىٰ جَدُّهُ، يَا مَنْ لَاإِلٰهَ غَيْرُهُ، يَا مَنْ جَلَّ ثَناؤُهُ، يَا مَنْ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ، يَا مَنْ يَدُومُ بَقاؤُهُ، يَا مَنِ الْعَظَمَةُ بَهاؤُهُ، يَا مَنِ الْكِبْرِياءُ رِداؤُهُ، يَا مَنْ لَاتُحْصىٰ آلاؤُهُ، يَا مَنْ لَاتُعَدُّ نَعْماؤُهُ
.(٧6) ای آنکه نامش خجسته است، ای آنکه محبوبیتش بس بلند است، ای آنکه معبودی جز او نیست، ای آنکه ستایشش والا است، ای آنکه نامهایش پاک و بیعیب است، ای آنکه هستیاش پایدار است، ای آنکه بزرگی جلوه زیبایی اوست، ای آنکه بزرگمنشی پوشش اوست، ای آنکه عطاهایش در شمار نیاید، ای آنکه نعمتهایش شمرده نشود
وَ ای آن که نامش خجسته بُوَد****و محبوبیّت را همیشه بُوَد
بلنداست و برجسته است نام او****چه نیکو بُوَد هر چه پیغام او
و معبود جز او نباشد جهان****ستایش بر او هست والا عیان
بُوَد نام هایش همی پاک پاک****که بی عیب باشد به افلاک پاک
وَ ای آنکه باد هستی اش پایدار****بزرگیِّ او جلوه ای را به بار
بزرگی بُوَد پوشش هر زمان ****که شأنش همی بوده والا نشان
عطا هایِ او بوده حدّ بی شمار****نشاید شمردن، به بسیار بار
.﴿۷۷﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُعِينُ، يَا أَمِينُ، يَا مُبِينُ، يَا مَتِينُ، يَا مَكِينُ، يَا رَشِيدُ، يَا حَمِيدُ، يَا مَجِيدُ، يَا شَدِيدُ، يَا شَهِيدُ.
(٧٧) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای مدد رسان، ای امین، ای آشکار، ای استوار، ای ارجمند، ای راهنما، ای ستوده، ای بزرگوار، ای سختگیر (گنهکاران)، ای گواه.
خدا یا تو را خواستارم به نام****مدد می رسانی به هر جا تمام
تو باشی امین و توئی آشکار****توئی محکم و هر کجا استوار
توئی ارجمند و توئی رهنما****ستوده تو هستی، بزرگی به جا
تو باشی گنهکار را سختگیر****گواهیّ و شاهد، توئی دستگیر
﴿۷۸﴾ يَا ذَا الْعَرْشِ الْمَجِيدِ، يَا ذَا الْقَوْلِ السَّدِيدِ، يَا ذَا الْفِعْلِ الرَّشِيدِ، يَا ذَا الْبَطْشِ الشَّدِيدِ، يَا ذَا الْوَعْدِ وَالْوَعِيدِ، يَا مَنْ هُوَ الْوَلِىُّ الْحَمِيدُ، يَا مَنْ هُوَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ، يَا مَنْ هُوَ قَرِيبٌ غَيْرُ بَعِيدٍ، يَا مَنْ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ شَهِيدٌ، يَا مَنْ هُوَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
.(٧٨) ای صاحب عرش پرشکوه، ای صاحب سخن استوار، ای صاحب کردار مستقیم، ای صاحب مجازات سخت، ای صاحب نوید و تهدید، ای آنکه سرپرست ستوده است، ای آنکه به نیکی انجام دهد آنچه را خواهد، ای آنکه نزدیک دوری ناپذیر است، ای آنکه بر هر چیز گواه است، ای آنکه بر بندگان ستمکار نیست
تو آنی که باشی تو صاحب به عرش****شکوهش فراوان رسد تا به عرش
وَ ای صاجبِ هر سخن استوار****و صاحب به کردار و راستی مدار
توئی صاحب هر مجازات سخت****و صاحب نویدی و تهدید بخت
تو را سر پرستی ستوده بُوَد****به نیکی ز انجامِ کرده بُوَد
هر آن را که حواهی پسندیده است****و نزدیک باشی چه ارزیده است
و دوری نباشد تو را الحذر****که داری به ابعاد بی حدّ گذر
به هر چیز عالم تو باشی گواه ****تو را کی ستم بوده باشد روا
نباشی ستمکار بر بندگان**** تو را دور باشد امان الامان
.﴿۷۹﴾ يَا مَنْ لَاشَرِيكَ لَهُ وَلَا وَزِيرَ، يَا مَنْ لَاشَبِيهَ لَهُ وَلَا نَظِيرَ، يَا خالِقَ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ الْمُنِيرِ، يَا مُغْنِىَ الْبائِسِ الْفَقِيرِ، يَا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ، يَا راحِمَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ، يَا جابِرَ الْعَظْمِ الْكَسِيرِ، يَا عِصْمَةَ الْخائِفِ الْمُسْتَجِيرِ، يَا مَنْ هُوَ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ، يَا مَنْ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.
(٧٩) ای آنکه شریک و وزیری ندارد، ای آنکه مثل و مانندی ندارد، ای آفریننده خورشید و ماه تابان، ای بینیاز کننده درمانده تهیدست، ای روزی دهنده کودک خردسال، ای مهرورز بر پیر بزرگسال، ای پیونددهنده استخوان شکسته، ای پناه ترسان پناهجو، ای آنکه بر بندگانش آگاه و بیناست، ای آنکه بر هر کاری تواناست.
وَ ای آن نداری شریکی وزیر****نه مثلیّ و مانند توئی بی نظیر
تو ای آفریدی ز خورشید و ماه****که تابان باشند به تشخیص ها
نیازی که گر بوده باشد دهی****تهیدست و در مانده را هر رهی
تو روزی رسانی به هر کودکی****همی خُرد باشند و دلواپسی
تو را مهربانی ، توئی مهرورز****به پیر بزرگسال داری به فرض
به آن استخوانیکه پیوند تواست****شکسته بُوَد، هرچه دربندتواست
و آنان که ترسند و از هر پناه****پناه جوی باشند ز درد و
به هریک پناهی دهی هرجهت**** پناهگیر گردند و اندر رهت
و آگاه باشی به این بندگان****تو بینا بر آنان که باشد عیان
توانا به هر کار باشی خدا****جهانی به دستت از آن ابتدا
﴿۸۰﴾ يَا ذَا الْجُودِ وَالنِّعَمِ، يَا ذَا الْفَضْلِ وَالْكَرَمِ، يَا خالِقَ اللَّوْحِ وَالْقَلَمِ، يَا بارِئَ الذَّرِّ وَالنَّسَمِ، يَا ذَا الْبَأْسِ وَالنِّقَمِ، يَا مُلْهِمَ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ، يَا كَاشِفَ الضُّرِّ وَالْأَلَمِ، يَا عَالِمَ السِّرِّ وَالْهِمَمِ، يَا رَبَّ الْبَيْتِ وَالْحَرَمِ، يَا مَنْ خَلَقَ الْأَشْياءَ مِنَ الْعَدَمِ.
(٨٠) ای صاحب جود و بخشش، ای صاحب احسان و بزرگواری، ای آفریننده لوح و قلم، ای پدیدآورنده موران و مردمان، ای صاحب عذاب و انتقام، ای الهامبخش عرب و عجم، ای بردارنده زیان و درد، ای دانای رازها و قصدها، ای پروردگار کعبه و حرم، ای آفریننده هر چیز از نیستی
توئی صاحب جود وبخشش خدا****بزرگیّ و احسان تو را هر کجا
تو خود آفریدی ز لوح و قلم****پدید آمدند هر چه موران رقم
سپس آفریدی تو از مردمان****تو صاحب عذابیّ و هر انتقام
تو الهام بخشیده ای بر عرب****عجم هم به الهام آمد عجب
کنی رفعِ هر نوع زیان و ضرر****رهانی ز هر یک بدی درد سر
خدا یا تو دانی همه رازها****تو فهمی به هر جا همه قصدها
وَ ای آن که باشی حرم کعبه را****تو پروردگاری همه سایه را
تو هر چیز را آوری در حیات****که در نیستی، یا حیات و ممات
﴿۸۱﴾ اللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا فاعِلُ، يَاجاعِلُ، يَا قابِلُ، يَا كامِلُ، يَا فاصِلُ، يَا واصِلُ، يَا عادِلُ، يَا غالِبُ، يَاطالِبُ، يَا واهِبُ
.(٨١) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای کردگار، ای هستیبخش، ای پذیرنده، ای تام و تمام، ای جدا، ای پیونددهنده، ای دادگر، ای چیره، ای جویا، ای بخشنده
خدا یا تو را، خواستارم به نام****توئی کردگاری به معنا تمام
تو هستی ببخشی، به این مردمان****پذیرنده باشی از این بندگان
تو تامی، تمامی، به فضل و هنر****به هر کار نیکو، بر آری ثمر
تو فرقان، جدا، حقّ و باطل ز هم****به پیوند دادن، تو را همّ و غم
تو ئی دادگر،هم توئی چیره دست****تو جویای نامی، تو را مرتبه است
تو بخشنده ای هر کجا هر زمان****به جان و به مال و به آمالمان
﴿۸۲﴾ يَا مَنْ أَنْعَمَ بِطَوْلِهِ، يَا مَنْ أَكْرَمَ بِجُودِهِ، يَا مَنْ جادَ بِلُطْفِهِ، يَا مَنْ تَعَزَّزَ بِقُدْرَتِهِ، يَا مَنْ قَدَّرَ بِحِكْمَتِهِ، يَا مَنْ حَكَمَ بِتَدْبِيرِهِ، يَا مَنْ دَبَّرَ بِعِلْمِهِ، يَا مَنْ تَجاوَزَ بِحِلْمِهِ، يَا مَنْ دَنَا فِى عُلُّوِهِ، يَا مَنْ عَلا فِى دُنُوِّهِ.
(٨٢) ای آنکه به نیکی و محبتش بخشید، ای آنکه به جودش گرامی داشت، ای آنکه به لطفش ارجمند و گرامی شد، ای آنکه به نیرویش کار نیکو کرد، ای آنکه به حکمتش سامان داد، ای آنکه به تدبیر خود حکم کرد، ای آنکه با علم خود تدبیر کرد، ای آنکه با بردباریاش درگذرد، ای آنکه در عین برتریاش نزدیک است، ای آنکه در عین نزدیکیاش برتر است.
وَ ای آن که بخشیده ای هر چه نیک****محبّت تو را، کی تو داری شریک
و آن کس که جودش گرامی نماد****که جنبندگان را به کثرت کشاند
تو لطفت خدا یا بُوَد ارجمند****گرامی بُوَد، هر کجائی بلند
وَ ای آن که نیرویِ تو کارگر**** به نیکو گراید شود پُر ثمر
تو آنی که دادی به حکمت شعور****به سامان رساندی، تو دادی عبور
و آنی به تدبیر خود، حکم شد**** و با علم خود هم به تدبیر شد
وَ ای آن که باشی بسی بردبار****تو را این گذر باد و باشد به بار
تو نزدیک باشی، تو را برتری است****و در عین آن هم به نزدیک تری
﴿۸۳﴾ يَا مَنْ يَخْلُقُ ما يَشَاءُ، يَا مَنْ يَفْعَلُ ما يَشَاءُ، يَا مَنْ يَهْدِى مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُعِزُّ مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُذِلُّ مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُصَوِّرُ فِى الْأَرْحامِ مَا يَشَاءُ، يَا مَنْ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ.
(٨٣) ای آنکه هرچه خواهد میآفریند، ای آنکه هرچه بخواهد انجام میدهد، ای آنکه هرکه را بخواهد راهنمایی کند، ای آنکه هرکه را بخواهد وامیگذارد، ای آنکه هرکه را بخواهد عذاب کند، ای آنکه هرکه را بخواهد بیامرزد، ای آنکه هرکه را بخواهد توانمندی بخشد، ای آنکه هرکه را بخواهد خوار گرداند، ای آنکه در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد، ای آنکه هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند
تو می آفرینی به دلخواه بس****و هر چه بخواهی دهی هر چه کس
کنی رهنمائی هر آن را که خود**** به دلخواه باشی به نفع و به بُرد
هر آن را بخواهی کنی واگذار****و هر دلبخواهی عذابی به بار
و هر کس بخواهی ببخشش شود****گنهکار و خاطی، به پوزش شود
به هر کس بخواهد توان می دهد****و هر چه بخواهد همان می دهد
وهرکس بدستش شود خوار و زار****سزاوار گر شد ، بیارد به کار
خدا یا تو آنی که خود قادری****درون از رحم را ز مادر، نهی
و هرچه بخواهی درآن وسعت است**** به هرنیکخواهی تورا قدرت است
وَای آنکه خود خواسته باشی کسی**** به اعلا رسد، هر چه خواهد دهی
که از رحمتت سود خواهد به چند**** فراوان دهیدش نیاید گزند
.﴿۸۴﴾ يَا مَنْ لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلَا وَلَداً، يَا مَنْ جَعَلَ لِكُلِّ شَىْءٍ قَدْراً، يَا مَنْ لَايُشْرِكُ فِى حُكْمِهِ أَحَداً، يَا مَنْ جَعَلَ الْمَلائِكَةَ رُسُلاً، يَا مَنْ جَعَلَ فِى السَّماءِ بُرُوجاً، يَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً، يَا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً، يَا مَنْ جَعَلَ لِكُلِّ شَىْءٍ أَمَداً، يَا مَنْ أَحاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ عِلْماً، يَا مَنْ أَحْصىٰ كُلَّ شَىْءٍ عَدَداً
.(٨4) ای آنکه همسر و فرزندی نگرفت، ای آنکه برای هر چیز اندازه نهاد، ای آنکه در حکومتش کسی را شریک نساخت، ای آنکه فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد، ای آنکه در آسمانها برجهایی قرار داد، ای آنکه زمین را زیستگاه شایسته نمود، ای آنکه آدمی را از آب آفرید، ای آنکه برای هر چیز سرانجامی قرار داد، ای آنکه با علم خویش هر چیز را دربر گرفته است، ای آنکه تعداد هر چیز را شماره نموده است.
نداری تو همسر، نه فرزندد باد****نباشد به دین نام و هر گز مباد
به هر چیز داری، تو اندازه ای****مبادا شریکت به هر سازه ای
کسی درحکومت نباشد شریک****که را جرأتی بوتاکه گرددملیک
ز افرشتگانت فرشته شدند****به ثبت جرائد نوشته شدند
بُوَد آسمان ها تو را برج ها****که هر برج و بارو تو را جایگاه
زمین را نمودی تو هرزیستگاه****که شایسته باشد به هر خیمه گاه
تو انسان را آفریدی ز آب****که در آزمون داده است هر جواب
به هر چیز باشد سر انجام ها****قرارش تو دادی به نظم و بقا
ودربرگرفتتی به هرعلم خویش****توهرچیز را، هرچه ازکمّ وبیش
شمارش زهرچیزرادست تو است****که کردی شمارش به دلبست تواست
﴿۸۵﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا أَوَّلُ، يَا آخِرُ، يَاظاهِرُ، يَا باطِنُ، يَابَرُّ، يَاحَقُّ، يَافَرْدُ، يَاوِتْرُ، يَاصَمَدُ، يَاسَرْمَدُ.
(٨5) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای آغاز، ای انجام، ای آشکار، ای نهان، ای نیکوکار، ای حق، ای یگانه، ای یکتا، ای بینیاز، ای همیشگی
خدا یا تو را خواستارم به نام****تو آغاز گر بوده باشی تمام
به انجامِ کار و سر انجامِ کار****تو خشنود باشیّ و ما رستگار
به هر کار باشی بسی آشکار ****نهان هم تو باشی به لیل و ناهار
تو را کار نیکو همی سر زند****بری بوده باشی، ز هر کار بد
که حقّ بوده باشی،که را گفتگو****دگر کس نباشد به هر آرزو
یگانه توئیّ و شریکت مباد ****و یکتا تو باشی به هر گرد و باد
تو را همره است بی نیازی مُدام****به هر جا و هنگام باشی تمام
(٨6) ای بهترین شناخته شدهای که شناخته شده، ای برترین معبودی که عبادت شده، ای والاترین ثناپذیری که سپاس شده، ای توانمندترین یاد شدهای که یاد شده، ای برترین ستودهای که ستایش شده، ای دیرینهترین موجودی که خواسته شده، ای بلندترین وصف شدهای که به وصف آمده، ای بزرگترین مقصودی که قصد شده، ای گرامیترین پرسیدهای که پرسش شده، ای عالیمرتبهترین محبوبی که دانسته شده.
تو آن بهترینی، شناختم تو را****شناختت چه بهتر بُوَد ما سوی
تو از بهترینی، عبادت شدی****تو معبود هستی اطاعت شدی
که والا ترینی، سپاست شود ****ثنا می پذیری ثنایت شود
توانمند ترینی که یادت شده****توانمندی ات را سیاست شده
تو که برترینی ستوده ترین****ستوده گران را، به آوا حزین
و دیرینه ای از همه پیشتر****تو موجود خواسته شده بیشتر
به وصف آمدی،آنکه وصفت نمود****بلندی ترین وصف را رهنمود
تو مقصود باشی به وجهی بزرگ****که قصدت شده،وه چه بوده سترگ
گرامی ترینی که پرسیده ای****که پرسش شده، بهر هر خواسته ای
تو محبوب باشی بلند مرتبه****و دانسته اند هر چه از خواسته
﴿۸۷﴾ يَا حَبِيبَ الْباكِينَ، يَا سَيِّدَ الْمُتَوَكِّلِينَ، يَا هادِىَ الْمُضِلِّينَ، يَا وَلِىَّ الْمُؤْمِنِينَ، يَا أَنِيسَ الذَّاكِرِينَ، يَا مَفْزَعَ الْمَلهُوفِينَ، يَا مُنْجِىَ الصَّادِقِينَ، يَا أَقْدَرَ الْقادِرِينَ، يَا أَعْلَمَ الْعالِمِينَ، يَا إِلٰهَ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ
.(٨٧) ای محبوب گریهکنندگان، ای سرور توکلکنندگان، ای راهنمای گمراهان، ای سرپرست مؤمنان، ای همدم ذاکران، ای پناه جان سوختگان، ای رهایی بخش راستگویان، ای تواناترین توانایان، ای داناترین دانایان، ای پرستیده همه آفریدگان.
خدا یا تو محبوب ِ مائی به دل****که گُل را ثمر بوده از آب وگِل
تو محبوب باشی به گریه کنان****تو را هر سروراست، توکّل کنان
توئی رهنما هر چه گمره شدند****تو هم سرپرستی، به هر ره شده
تو الگوی هر موءمنی، هر زمان****توئی همدمِ ذاکر و ذاکران
پناهی توبرهرکه جانسوخته است****رها بخش باشی،نه دلباخته است
رها بخشی ات بر همه راستگوی****توانا ترینیی تو در کوی کوی
تواناتر اینی ز دانائی یان ****تو زیبا ترینی ز زیبائی یان
خلایق تو را می پرستند به صف****تو هم عزّت و رحمتت بوده کف
﴿۸۸﴾ يَا مَنْ عَلا فَقَهَرَ، يَا مَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ، يَا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ، يَا مَنْ عُبِدَ فَشَكَرَ، يَا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ، يَا مَنْ لَاتَحْوِيهِ الْفِكَرُ، يَامَنْ لَايُدْرِكُهُ بَصَرٌ، يَا مَنْ لَايَخْفىٰ عَلَيْهِ أَثَرٌ، يَا رازِقَ الْبَشَرِ، يَا مُقَدِّرَ كُلِّ قَدَرٍ
.(٨٨) ای آنکه فراتر رفت و چیره گشت، ای آنکه دارا گشت و توان یافت، ای آنکه نهان شد و آگاهی یافت، ای آنکه پرستش شد و در برابر پرستش اندک پاداش فراوان داد، ای آنکه نافرمانی شد و آمرزید، ای آنکه اندیشهها او را فرا نگیرد، ای آنکه دیدهای او را در نیابد، ای آنکه اثری بر او پوشیده نماند، ای روزیدهنده آدمیان، ای اندازه دهنده هر اندازه
وَ ای آن که رفتی فراتر به پیش ****تو پیروز گشتی به احوال خویش
توئی آن که دارا شدی در منال ****توانا شدی آن که بوده مجال
وَ ای آن که رفتی تو اندر نهان**** و آگاه گشتی در آن ها گمان
تو آنی پرستش شدی از همه ****اگر بوده اندک تو دادی صله
نکردند و گر طاعتت بندگان**** تو بخشیده ای، هر چه بوده گران
و آنی که هرگز نگیرد فرا****به اندیشه هائی که دارند تو را
نبیند تو را هیچگاه دیده ای ****ندارد تو را درک، اندیشه ای
نماند به پوشیدگی هر اثر **** که بینی یکایک، همی سربه سر
تو روزی ده هستی براین مردمان**** به هر چیز اندازه است هر زمان
به هر کار و هر چیز اندازه باد****تو تعیین داری به هر ذرّه باد
به هروقت وساعت به جاومکان****به هر جفت و طاقی، به تعداد آن
.﴿۸۹﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا حافِظُ، يَا بارِئُ، يَا ذارِئُ يَا باذِخُ، يَافارِجُ، يَا فاتِحُ، يَا كاشِفُ، يَا ضامِنُ، يَا آمِرُ، يَا ناهِى.
(٨٩) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای نگهدار، ای آفریننده، ای پدیدآورنده، ای بسیار بخشنده، ای گشایشگر، ای فراخیبخش، ای برطرفکننده زیان، ای ضمانتکننده، ای فرمانده، ای بازدارنده
خدا یا تو را خواستارم به نام****نگهدار باشی به هر جا تمام
تو را آفرینش به اندازه باد****تو تعداد دانی که هر سازه باد
پدید آوری هرچه را در جهان****توبخشنده ای، بیش بخشی هرآن
گشایشگری، هرچه مشکل گشا****فراخی تو بخشی، به هر بینوا
زُدائی زیان را از این مردمان ****ضمانت کنی هر چه از بندگان
تو فرمانده باشی به کُلّ جهان****تو هم باز داری، کنی خود ضمان
.﴿۹۰﴾ يَامَنْ لَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايَصْرِفُ السُّوءَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايَخْلُقُ الْخَلْقَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايَغْفِرُ الذَّنْبَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُتِمُّ النِّعْمَةَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُقَلِّبُ الْقُلُوبَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُدَبِّرُ الْأَمْرَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُنَزِّلُ الْغَيْثَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَا يَبْسُطُ الرِّزْقَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُحْيِى الْمَوْتىٰ إِلّا هُوَ.
(٩٠) ای آنکه جز او غیب نداند، ای آنکه زیان و سیهروزی را جز او برنگرداند، ای آنکه آفریدگان را جز او نیافریند، ای آنکه گناه را جز او نیامرزد، ای آنکه نعمت را جز او کامل نکند، ای آنکه دلها را جز او دگرگون نکند، ای آنکه کارها را جز او تدبیر ننماید، ای آنکه باران را جز او فرو نبارد، ای آنکه روزی را جز او نگستراند، ای آنکه مردگان را جز او زنده نسازد.
خدا یا تو آنی که دانی ز غیب****به جز تو ندانند، که این نیست عیب
به جز تو کسی را نباشد توان****زیان را به سودی، ثقیلی روان
سیه روزگان را جزائی دهد****جز او، اینچنین را نشاید دهد
وهرکس که شد آفریده ازاواست****نه کس می تواند، نه این آرزو است
جز او کس نیامرزد از هر گناه ****ندارد توانی به جز آن اِله
و هر نعمتی را به اکمل دهد****به جز او نباشد به افضل دهد
دگر گون کنی هر دلی را خدا ****چه کس می توان به جز تو، به ما
که تدبیر این کارها دست تو است****به جز تو، نه هر کس به آن رو به رو است
وَ ای آن، فرستی تو باران ز ابر****به هر صبح و شامی به هنگام عصر
به جز تو ندارد کسی این توان****که باران به هنگام و ساعت روان
و ای آن که روزی دهی در جهان****نگسترده است جز تو، سبکی از آن
و آن کس دهی مرده را زندگی****جز او کس نسازد به این بندگی
به روز قیامت رسد بر حساب ****شود بررسی هر ثواب و عقاب
﴿۹۱﴾ يَا مُعِينَ الْضُعَفاءِ، يَا صاحِبَ الْغُرَباءِ، يَا ناصِرَ الْأَوْلِياءِ، يَا قاهِرَ الْأَعْداءِ، يَا رافِعَ السَّماءِ، يَا أَنِيسَ الْأَصْفِياءِ، يَا حَبِيبَ الْأَتْقِياءِ، يَا كَنْزَ الْفُقَراءِ، يَا إِلٰهَ الْأَغْنِياءِ، يَا أَكْرَمَ الْكُرَماءِ
.(٩١) ای یاور ناتوانان، ای همراه غریبان، ای یار دوستان، ای چیره بر دشمنان ای بالا برنده آسمان، ای مونس برگزیدگان، ای محبوب پروا پیشگان، ای گنجینه تهیدستان، ای معبود توانگران ای کریمترین کریمان
تو ای یار و یاور به هر ناتوان****توئی همره هر غریب جهان
توئی یار این دوستان قدیم****تو پیروز بر دشمنان ندیم
تو بالا برنده به هفت آسمان****توئی یارومونس براین موءمنان
به هربرگزیده تورا الفتی است****برآنان همیشه چه خوش رحمتی است
تو محبوب باشی به پروا گران****تو را دوست دارند همیشه ز جان
تو گنجینه ای هر تهیدست را****کرم از تو باشد، غنی دست را
تو معبود باشی به هر مردمان****به هر یک توانگر دهی بیش از آن
تو بین کریمان، کریمی تری****تو بر بندگان هم صمیمی تری
﴿۹۲﴾ يَا كافِياً مِنْ كُلِّ شَىْءٍ، يَا قائِماً عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ لَا يُشْبِهُهُ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَايَزِيدُ فِى مُلْكِهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَايَخْفىٰ عَلَيْهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَا يَنْقُصُ مِنْ خَزائِنِهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَايَعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ هُوَ خَبِيرٌ بِكُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ كُلَّ شَىْءٍ
.(٩٢) ای کفایتکننده از هر چیز، ای پاینده بر هر چیز، ای آنکه چیزی مانند او نیست، ای آنکه چیزی بر فرمانرواییاش نیفزاید، ای آنکه چیزی بر او پوشیده نیست، ای آنکه چیزی از خزانههایش نکاهد، ای آنکه مانندش کسی نیست، ای آنکه چیزی از علمش پنهان نماند، ای آنکه به همهچیز آگاه است، ای آنکه رحمتش همهچیز را فرا گرفته است.
خدا یا به هر چیز، کفایت کنی**** و پاینده باشی حمایت کنی
نباشند و هیچ چیز به مانند تو****به فرمان باشند و در بند تو
نیفزاید هیچ چیز توانائی ات****نباشد توانا تر از غائی ات
نباشد به چیزی به پوشیدگی****ندانی از آن تو به پوشیده ای
نکاهد به هرگز خزانه تو را****به هیچ چیزوهرکس فسانه تورا
نباشد به مانند تو هیچ کس****که آن علم پنهان تو را بوده بس
به هر چیز دنیا تو آگاه تری****که هر زیر و بم را تو داناتری
تو را رحمت است بی نهایت کثیر****فرا گیر باشد به هر یک مسیر
﴿۹۳﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُكْرِمُ، يَا مُطْعِمُ، يَا مُنْعِمُ، يَا مُعْطِى، يَا مُغْنِى، يَا مُقْنِى، يَا مُفْنِى، يَا مُحْيِى، يَا مُرْضِى، يَا مُنْجِى
.(٩٣) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای محبتکننده، ای روزیبخش، ای نعمت دهنده، ای عطابخش، ای بینیازکننده، ای ذخیرهگذار، ای نابودکننده، ای زندهکننده، ای خشنودکننده، ای رهایی بخش
خدا یا تو را خواستارم به نام****توئی در محبّت، که لطفت تمام
تو روزی ببخشیّ و روزی رسان****تو نعمت دهنده، تو باشی چو جان
عطا بخش باشی بسی بی نیاز****ذخیره گذاری، تو را نیست آز
تو هر دشمنی را به نیستی کشی****تو هر زنده ای را به هستی رهی
تو را بوده خشنودیِّ دیگران ****رهائی ببخشی بر این بندگان
.﴿۹۴﴾ يَا أَوَّلَ كُلِّ شَىْءٍ وَآخِرَهُ، يَا إِلٰهَ كُلِّ شَىْءٍ وَمَلِيكَهُ، يَا رَبَّ كُلِّ شَىْءٍ وَصانِعَهُ، يَا بارِئَ كُلِّ شَىْءٍ وَخالِقَهُ، يَا قابِضَ كُلِّ شَىْءٍ وَباسِطَهُ، يَا مُبْدِئَ كُلِّ شَىْءٍ وَمُعِيدَهُ، يَا مُنْشِئَ كُلِّ شَىْءٍ وَمُقَدِّرَهُ، يَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَىْءٍ وَمُحَوِّلَهُ، يَا مُحْيِىَ كُلِّ شَىْءٍ وَمُمِيتَهُ، يَا خالِقَ كُلِّ شَىْءٍ وَوارِثَهُ.
(٩4) ای آغاز و انجام هر چیز، ای معبود و دارنده هر چیز، ای پروردگار و سازنده هر چیز، ای آفریننده و سازنده هر چیز، ای گیرنده و گشاینده هر چیز، ای آغاز کننده هر چیز، ای پدیدآورنده و اندازهبخش هر چیز، ای هستیبخش و جنباننده هر چیز، ای زندهکننده و میراننده هر چیز، ای آفریننده و میراث بر هر چیز.
خدا یا تو آغاز و انجام کار****به هر چیز باشی بسی استوار
و معبود و دارنده ای هرچه را****تو پروردگاری تو سازنده را
توئی آفریننده، سازنده ای****تو گیرنده ای هم گشاینده ای
تو آغاز کننده به هر چیز را****پدید آورنده به ناچیز را
و اندازه بخشی تو هر چیز را****و هستی ببخشی هزار چیز را
تو جنبانده باشی، به هر چیز را****تو زنده کننده ومی راننده هرچیز را
توئی آفریننده هر چیز را****تم میراث بر بوده هر چیز را
۹۵﴾ يَا خَيْرَ ذاكِرٍ وَمَذْكُورٍ، يَا خَيْرَ شاكِرٍ وَمَشْكُورٍ، يَا خَيْرَ حامِدٍ وَمَحْمُودٍ، يَا خَيْرَ شاهِدٍ وَمَشْهُودٍ، يَا خَيْرَ داعٍ وَمَدْعُوٍّ، يَا خَيْرَ مُجِيبٍ وَمُجابٍ، يَا خَيْرَ مُؤْنِسٍ وَأَنِيسٍ، يَا خَيْرَ صاحِبٍ وَجَلِيسٍ، يَا خَيْرَ مَقْصُودٍ وَمَطْلُوبٍ، يَا خَيْرَ حَبِيبٍ وَمَحْبُوبٍ.
(٩5) ای بهترین یادکننده و یادشده، ای بهترین ستایشکننده و ستایششده، ای بهترین ستاینده و ستوده، ای بهترین گواه و گواهینامه، ای بهترین خواهنده و خواندهشده، ای بهترین پاسخدهنده و پاسخ داده شده، ای بهترین یار و همدم، ای بهترین همراه و همنشین، ای بهترین سویه و آهنگ، ای بهترین دوستدار و محبوب.
تو ای بهترین یاد کننده توئی****همیشه به یادی، یاد شده هم توئی
ستایش کننده توئیّ وستایش توئی****ستاینده ایّ و ستوده توئی
تو از بهترینی گواهی دهی****گواهی تو را نامه است، کی شفاهی دهی
تو خواهنده ایّ و توئی بهترین****تو را خوانده شد، ای تو والاترین
تو پاسخ دهنده، توئی بهترین****تو را پاسخی داده، تو بالا ترین
توئی بهترین یار و همدم توئی****تو همراه بهتر از این در توئی
توئی همنشین و همی هم نشان****توئی بهترین قصد و مقصد به سان
تو آهنگ بهتر، تو آوای خوش**** توئی دوست و محبوب دوران هُش
﴿۹۶﴾ يَا مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعاهُ مُجِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ لِمَنْ أَطاعَهُ حَبِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ إِلَىٰ مَنْ أَحَبَّهُ قَرِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ كَرِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصاهُ حَلِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى عَظَمَتِهِ رَحِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى حِكْمَتِهِ عَظِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى إِحْسانِهِ قَدِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنْ أَرادَهُ عَلِيمٌ
.(٩6) ای آنکه به خواهندهاش پاسخ گوید، ای آنکه برای فرمانبرش دوست است، ای آنکه به دوستدارش نزدیک است، ای آنکه برای کسی که از او نگهداری طلبد دیدهبان است، ای آنکه به هرکه به او امید بندد مهماننواز است، ای آنکه بر هرکه از او نافرمانی کند بردبار است، ای آنکه در بزرگیاش مهربان است، ای آنکه در فرزانگیاش بزرگ است، ای آنکه در نیکیاش دیرینه است، ای آنکه به هر که او را خواهد دانا است
خدا یا جوابی به خواهندگان****همیشه تو را لطف بر مردمان
وَای آنکه دوستی به فرمانبرش****تو را دوستداری به نزدیکترش
طلب گر کنی در نگهداری ات****شود دیدبانی، به بیماری ات
و آنکس توئی گر ببندند اُمید****تو مهمان نوازی دهی هر نوید
شوی نا به فرمان به دستورِ او****کند برباری، که میسور او
وَ آنی که باشی همیشه بزرگ****تو را مهربانی بُوَد بس سِتُرگ
خدا یا بزرگی به فرزانگی****بزرگیِّ دیگر به دیرینگی
وَای آنکه هرکس بخواهد تو را****تو دانا به آنی، به هر ماجرا
.﴿۹۷﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُسَبِّبُ، يَا مُرَغِّبُ، يَا مُقَلِّبُ، يَا مُعَقِّبُ، يَا مُرَتِّبُ، يَا مُخَوِّفُ، يَا مُحَذِّرُ، يَا مُذَكِّرُ، يَا مُسَخِّرُ، يَا مُغَيِّرُ.
(٩٧) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای سببساز، ای شوقآفرین، ای برگرداننده، ای پیگیر، ای سامانبخش، ای هراسآور، ای برحذردار، ای یادآور، ای تسخیرگر، ای دگرگون ساز
خدا یا تو را خواستارم به نام****سبب ساز باشی، تو هر جا تمام
توشوق آفرینی، براین مردمان****تو چرخانده باشی بر این بندگان
تو پیگیر باشی، به هر کار بار****که سامان ببخشی بر این کجمدار
هراس آوری تو، به هر کار شرّ****تو را بر حذر باد به هر شور و شرّ
تو یاد آوری، هرچه از کار نیک****توانا در آنی، نداری شریک
جهان با بزرگی به تسخیرتواست****همه هرچه درآن به تدبیرتو است
دگرگون بسازی هرآن لازم است****تو هر چیز سازی، همه سالم است
.﴿۹۸﴾ يَا مَنْ عِلْمُهُ سابِقٌ، يَا مَنْ وَعْدُهُ صادِقٌ، يَا مَنْ لُطْفُهُ ظاهِرٌ، يَا مَنْ أَمْرُهُ غالِبٌ، يَا مَنْ كِتابُهُ مُحْكَمٌ، يَا مَنْ قَضاؤُهُ كائِنٌ، يَا مَنْ قُرْآنُهُ مَجِيدٌ، يَا مَنْ مُلْكُهُ قَدِيمٌ، يَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِيمٌ، يَا مَنْ عَرْشُهُ عَظِيمٌ
.(٩٨) ای آنکه علمش پیش است، ای آنکه وعدهاش راست است، ای آنکه مهرش آشکار است، ای آنکه فرمانش چیره است، ای آنکه کتابش استوار است، ای آنکه حکمش شدنی است، ای آنکه قرآنش باشکوه است، ای آنکه فرمانرواییاش دیرین است، ای آنکه بخششش فراگیر است، ای آنکه مقام فرمانروائیاش بس بزرگ است.
وَ ای آن که علمت بُوَد پیش پیش****توئی وعده ات را به گفتار خویش
همه راست باشد، ندارد خلل****بر آن دشت هموار و کوه و قلل
تو آنی که مهرت بُوَد آشکار****که فرمان تو را هر کجا بر قرار
تو پیروز میدان، تو پیروز جنگ****نتیجه به هر کار بادا قشنگ
کتاب تو باشد همی استوار****و حُکمت به اجرا بُوَد در مدار
وَ ای آن که قرآنِ تو با شکوه****تو فرمابروائی، به هر جا و کوه
و فرمان پاکت، چه دیرین بُوَد****به بالاترین است، نه زیرین بُوَد
فرا گیر باشد همه بخششت ****سرازیر باشد، همه پوششت
مقامت بزرگ است و باشد خطیر****تو فرمانروائی به هر زود و دیر
﴿۹۹﴾ يَا مَنْ لَايَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ، يَا مَنْ لَايَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْلٍ، يَا مَنْ لَايُلْهِيهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْلٍ، يَا مَنْ لَايُغَلِّطُهُ سُؤالٌ عَنْ سُؤالٍ، يَا مَنْ لَايَحْجُبُهُ شَىْءٌ عَنْ شَىْءٍ، يَا مَنْ لَايُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحِّينَ، يَا مَنْ هُوَ غايَةُ مُرادِ الْمُرِيدِينَ، يَا مَنْ هُوَ مُنْتَهىٰ هِمَمِ الْعارِفِينَ، يَا مَنْ هُوَ مُنْتَهىٰ طَلَبِ الطَّالِبِينَ، يَا مَنْ لَايَخْفىٰ عَلَيْهِ ذَرَّةٌ فِى الْعالَمِينَ
.(٩٩) ای آنکه شنیدنی از شنیدن دیگر بازش ندارد، ای آنکه کاری از کار دیگر منعش نکند، ای آنکه گفتاری از گفتار دیگر سرگرمش نکند، ای آنکه درخواستی از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند، ای آنکه چیزی از چیز دیگر پردهاش نشود، ای آنکه اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد، ای آنکه آرمان واپسین جویندگان است، ای آنکه نهایت همّت عارفان است، ای آنکه پایان جستجوی جویندگان است، ای آنکه غباری در سراسر هستی بر او پوشیده نیست.
تو آنی که دائم شنودت بُوَد****هزاران هزاران سکوتت بُوَد
شنیدن زهریک جدا گانه است****صداباصداهاچه بیگانه است
و مانع نگردد، صدا بر صدا****به تشخیص باشد برایت جدا
نه کاری بُوَد منعِ کاری دگر****نه سرگرم گفتار به گفتی دگر
و هر یک ز درخواست ها معتبر****نه در اشتباهی به بعضی دگر
نباشد که چیزی شود پرده ای****شود مانعی بهر هر صحنه ای
نباشد به اصرار اصرار گران****ستوهت در آرند آشوب گران
تو آنی که آرمان از واپسین****که جوینده باشی به عالیترین
و آنکس توئی همّت عارفان****و پایان هرجستجو را زجویندگان
وَ ای آن نباشد، غباری به جا****که پوشیده از او، بُوَد انتها
.(١٠٠) ای بردباری که شتاب نکند، ای بخشندهای که بخل نورزد، ای راستگویی که تخلّف نکند، ای عطاکنندهای که خستگی نپذیرد، ای چیرهای که شکستناپذیر است، ای بزرگی که به وصف در نیاید، ای دادگری که ستم ننماید، ای توانگری که نیازمند نشود، ای بزرگی که کوچک نگردد، ای نگهداری که بیخبر نماند، منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس، فریادرس، ما را ای پروردگار از آتش رهایی بخش.
تو آن بردباری نداری شتاب****و بخشنده ای، بخل ناید به باب
تو آن راستگوئی نداری خلاف****عطاگر توئی،کی شوی درکلاف
نباشی توهرگزبه یک خستگی****عطا از تو باید به پیوستگی
توآن چیره دستی،شکستت مباد****بزرکی همیشه که وصفت به یاد
تو آن دادگر بوده باشی مُدام**** نداری ستم، بر تو بادا سلام
تو باشی توانگر، نیاید نیاز****بزرگی که کوچک نگردد به آز
نگهدار باشی، تو ای با خبر****منزّه توهستی، همی در سفر
نه معبود باشدبه جزتو،که نیست****اگر بوده باشد،که معبود کیست
تو فریاد رس، پس به فریاد رس****تو ما را رها کن، از آتش به بس
اينجانب عباس توكلي فرزند مرحوم كربلايي مهدي توكلي، مايل هستم از طريق اين وبلاگ، با اهالي روستاي كلاونگا، در جهت يادآوري آداب و رسوم (فرهنگي، اجتماعي، مذهبي) و آشنايي مجدد افراد با آنها، ارتباط برقرار نمايم. همچنين انتظار ميرود اهالي محترم در جهت نيل به عمران و آبادي روستا با اعضاي محترم شوراي اسلامي، همكاري بيش از پيش داشته باشند. بنابراين همت مضاعف و كار مضاعف همه دوستان را آرزومندم.