دعای مشلول
فراز1- اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالإِكْرامِ، يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ يَا حَىُّ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، يَا هُوَ يَا مَنْ لَايَعْلَمُ ما هُوَ، وَلَا كَيْفَ هُوَ، وَلَا أَيْنَ هُوَ، وَلَا حَيْثُ هُوَ إِلّا هُوَ، يَا ذَا الْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ، يَا ذَا الْعِزَّةِ وَالْجَبَرُوتِ، يا مَلِكُ يَا قُدُّوسُ، يَا سَلامُ يَا مُؤْمِنُ يَا مُهَيْمِنُ، يَا عَزِيزُ يَا جَبّارُ يَا مُتَكَبِّرُ، يَا خالِقُ يَا بارِئُ يَا مُصَوِّرُ، يَا مُفِيدُ يَا مُدَبِّرُ، يَا شَدِيدُ يَا مُبْدِئُ، يَا مُعِيدُ يَا مُبِيدُ، يَا وَدُودُ يَا مَحْمُودُ يَا مَعْبُودُ؛
خدایا! از تو خواستارم به نامت، به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است، ای دارای بزرگی و رأفت و محبت، ای زندهای همیشه پاینده، ای زنده، معبودی جز تو نیست، ای او، ای آنکه کسی نمیداند او چیست و نمیداند او چگونه است و نمیداند کجاست و نمیداند در کدام سو است، ای دارای فرمانروایی و پادشاهی، ای دارای توانمندی و قدرت مطلق، ای فرمانروا، ای منزّه از هر عیب، ای سلام، ای ایمنیبخش، ای نگهبان، ای توانمند، ای دارنده قهر، ای بزرگمنش، ای آفریننده، ای پدیدآورنده، ای صورتگر، ای سودبخش، ای تدبیر کننده، ای محکم کار، ای آغازگر، ای برگشت دهنده، ای نابودکننده ستمگران، ای دوست نیکان، ای ستوده، ای پرستیده شده؛
خدایا تو را خواستارم به نام****به نام خدائی که رحمت تمام
فراوان از او رحمت است بنده را****از آن بهره باشد شتابنده را
و او رابُوَد مهربانی بسی****به هر جنّ و انسی و یا هر کسی
بزرگی تو داریّ و رأفت کنار****محبّت تو را دارد آن کردگار
تو ای زنده، هم اینکه پاینده ای****تو بر بندگان خیر، خواهنده ایمعبود جز
تو ای زنده، معبود مائی فقط****تو بالا و والا، به ما این سمت
و معبود جز تو نباشد مرا****چه کس می تواند، شود او خدا
تو ای او،نداند کسی معنی اش****که او چیست و او کیست، بر سرحدّی اش
نداند کسی او چگونه بُوَد****کجا هست و او را چه خانه بُوَد
نداندکه او را چه سمت است و سو****خدا خود بداند که او هست :هو:
تو فرمانروائی، توئی پادشاه****تو را ملکیّت، به خورشید و ماه
خدا یا تو دارای هر قدرتی****توانمند باشی، تو در عزّتی
تو را قدرتی هست، مطلق خدا****تو فرمانروائی، توئی هر کجا
منزّه تو باشی ز هر عیب و نقص****توئی پاک و پاکیزه، نسبت به کس
تو را نام دیگر سلام است سلام****تو ای ایمنی بخش، باشی تمام
نگهبان باشی توانمندی ات****تو دارای قهری،به خورسندی ات
توئی در بزرگ،تو را این منش****توئی آفریننده،توئی، در کُنش
پدید آورنده، تو صورتگری****تو را سود نخشی است و دانشوری
تو را هست تدبیر در کارها****که هر یک بُوَد محکم و رهگشا
تو آغاز گر بوده ای هر کجا****تو را هست برگشت به هر ماجرا
تو نابود کننده ز هر دشمنی****ستم بر کَنی،دوستی پُر کنی
توئی دوست نیکان روی زمین****ستوده توئی، دوستی این چنین
تو را می پرستند،همه بندگان****که شیطان بران،از این مردمان
فراز2- يَا بَعِيدُ يَا قَرِيبُ يَا مُجِيبُ، يَا رَقِيبُ يَا حَسِيبُ، يَا بَدِيعُ يَا رَفِيعُ، يَا مَنِيعُ يَا سَمِيعُ، يَا عَلِيمُ يَا حَلِيمُ يَاكَرِيمُ يَا حَكِيمُ يَا قَدِيمُ، يَا عَلِىُّ يَا عَظِيمُ، يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ، يَا دَيَّانُ يَا مُسْتَعانُ، يَاجَلِيلُ يَا جَمِيلُ، يَا وَكِيلُ يَا كَفِيلُ، يَا مُقِيلُ يَا مُنِيلُ، يَا نَبِيلُ يَا دَلِيلُ، يَا هادِى يَا بادِى، يَا أَوَّلُ يَا آخِرُ، يَا ظاهِرُ يَا باطِنُ، يَا قائِمُ يَا دائِمُ، يَا عالِمُ يَا حاكِمُ، يَا قاضِى يَا عادِلُ، يَا فاصِلُ يَا واصِلُ، يَا طاهِرُ يَا مُطَهِّرُ، يَا قادِرُ يَا مُقْتَدِرُ، يَا كَبِيرُ يَا مُتَكَبِّرُ، يَا واحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ،
ای دور از هر چیز، ای نزدیک به هر چیز، ای اجابتکننده، ای دیدبان، ای حسابرس، ای نوآفرین، ای بلندمرتبه، ای ارجمند، ای شنوا، ای دانا، ای بردبار، ای بزرگوار، ای فرزانه، ای دیرینه، ای والا، ای بزرگ، ای پرمهر، ای بسیار احسان کننده، ای پاداش دهنده، ای یاری کننده، ای بزرگوار، ای زیبا، ای کارگزار، ای کفایتکننده، ای بخشنده لغزش، ای رساننده نعمت، ای شریف، ای رهنما، ای هدایتگر، ای آغازگر، ای اوّل، ای آخر، ای آشکار، ای پنهان، ای استوار، ای پایدار، ای آگاه، ای حکمران، ای داور، ای دادگر، ای جداکننده، ای پیونددهنده، ای پاک، ای پاک کننده، ای توانا، ای نیرومند، ای بزرگ، ای بزرگمنش، ای یگانه، ای یکتا، ای نهایت درخواست کنندگان،
تو دوری ز هر چیز، باشی عزیز****تو نزدیک باشی، مرا هر چه چیز
اجابت کنی هر دعائی به خیر****تو هم دیدبانی،تو را هست طیر
تو داری حساب از کسان، هر زمان****تو را در شمارش، توانی عیان
تو در آفرینش نداری نظیر****تو نو آفرینی، توئی هم خبیر
که باشد تو را رتبه بالا بلند****همه صید باشند، تو را در کمند
تو را ارج باشد، تو ئی ارجمند****تو آزاده باشی، نباشی به بند
چه آسان بُوَد در شنیدن تو را****که دانا توئی،بردبار، ای خدا
بزرگی تو را در بزرگی سز ا****تو فرزانه باشی، به هرجا خدا
تو دیرینه ای، ای خدا، دیر باز****تو والا بزرگی، تو ای چاره ساز
تو را مهر باشد جه احسان کُنی****عطوفت تو را بوده، میزان کُنی
تو را باد پاداش به هر بنده ای****تو را هست یاری، به خواهنده ای
بزرگی تو ، زیبا توئی، رهسپار****به هر کار باشیدر آن، کردگار
کفایت کنی، هر که را لغزشی است****به بخشش درآئی، تو را پوششی است
تو روزی رسانی ، تو را نعمت است****شریفی تو، ای رهنما، حشمت است
هدایتگری، بندگان را مُدام****ز ما بندگان بر تو بادا سلام
به هر کار باشی تو آغازگر****تو هم اوّلی، آخری بارور
خدائی کُنی، هر چه از خیر و شرّ****تو را هست پیوند، به هر یک بشر
توئی پاک و پاکیزه، پاکی دهی****توانا توئی، هر توانی دهی
تو نیرومند باشی،بزرگی تو را****تو بالا، بزرگی،منش هم تو را است
فراز3- يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَلَا كانَ مَعَهُ وَزِيرٌ؛ وَلَا اتَّخَذَ مَعَهُ مُشِيراً، وَلَا احْتاجَ إِلىٰ ظَهِيرٍ، وَلَا كانَ مَعَهُ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، فَتَعالَيْتَ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيراً، يَا عَلِىُّ يَا شامِخُ يَا باذِخُ، يَا فَتَّاحُ يَا نَفَّاحُ يَا مُرْتاحُ، يَامُفَرِّجُ يَاناصِرُ يَامُنْتَصِرُ يَامُدْرِكُ يَامُهْلِكُ يَامُنْتَقِمُ، يَاباعِثُ يَاوارِثُ، يَاطالِبُ يَاغالِبُ، يَامَنْ لَايَفُوتُهُ هارِبٌ، يَاتَوَّابُ يَاأَوَّابُ يَاوَهَّابُ، يَامُسَبِّبَ الْأَسْبابِ، يَامُفَتِّحَ الْأَبْوابِ، يَامَنْ حَيْثُ ما دُعِىَ أَجابَ، يَاطَهُورُ يَاشَكُورُ، يَاعَفُوُّ يَاغَفُورُ، يَانُورَ النُّورِ، يَامُدَبِّرَ الْأُمُورِ؛
ای آنکه نزاده و زاده نشده و همتایی ندارد و همسری برایش نباشد و وزیری با او نبوده؛ و برای خود مشاوری نگرفته و به پشتیبانی نیازمند نگشته و با او جز او معبودی نبوده است، نیست معبودی جز تو، تو برتری از آنچه که ستمکاران گویند، آری بسیار برتری، ای والا، ای بلندمرتبه، ای عطابخش، ای گشایشگر، ای بخشایشگر، ای فرحبخش دلها، ای غمزدا، ای یاریرسان، ای پیروز، ای دریابنده، ای نابودکننده، ای انتقام گیرنده، ای برانگیزنده، ای وارث، ای خواهان، ای چیره، ای که گریزندهای از دستش نگریزد، ای بسیار توبهپذیر، ای بسیار بازگشت کننده به بندگان، ای بسیار بخشنده، ای فراهم آورنده سببها، ای گشاینده درها، ای آنکه هرگاه و هرجا خوانده شود اجابت نماید، ای پاک کننده، ای قدردان صالحان، ای با گذشت، ای آمرزنده، ای روشنایی نور، ای مدبّر امور؛
نزائیده ای، ای خدا، ای خدا****نزادی ز کس، هیچ جا، ای خدا
نداری تو همسر، به هرگز مباد****وزیری نداری، تو زا این سزاد
نباشد به معبود دیگر جز او****نیازی نه دیگر، کنیم آرزو
به جز تو نداریم معبود ما****توئی برتر از هر کسی، ای خدا
تو را برتری باد هر جا یقین****که گوید ستمگر،چنان و چنین
که باشی تو بسیار در برتری****تو والا،بلند مرتبه هر دری
عطا بخش باشی، گشایشگری****تو بخشنده ایّ و فرح آوری
به دل های ما هر چه شادی شود****تو غم را زُدائیّ و یاری شود
تو یاری رسانی،تو پیروز دهر****و یابنده باشی، به هر برّ و بحر
و نابود گردانده باشی، تو ای منتقِم****که نابود سازی،کنی منهدم
بر اگیز باشی، به خیر و نکو****فراوان نمائی به دل آرزو
تو ای وارث و،ای تو خواهان خیر****توئی چیره بر دشمنانت به دیر
گریزنده ای، کی ز دستت رها****تو توبه پذیری، به هر جای و جا
تو را باز گشت است، براین بندگان****تو بخشنده ای هم، توئی مهربان
سبب ساز باشی،گشاینده ای****ز هر یک دری را،که خواهنده ای
و ای آنکه، هرگاه و هر جا تو را****بخوانند، اجابت شودهر که را
کنی پاک و پاکیزه ای، هر که را****توئی قدر دان، هر که را، هر چه را
توئی قدردان، از همه صالحان****تو بخشنده ای، با گذشت، مهربان
توئی روشنائی ز نور، ای خدا****مدبّر توئی در اُمور هر که را
فراز4- يَالَطِيفُ يَاخَبِيرُ، يَامُجِيرُ يَامُنِيرُ، يَابَصِيرُ يَاظَهِيرُ يَاكَبِيرُ، يَاوِتْرُ يَافَرْدُ، يَاأَبَدُ يَاسَنَدُ يَاصَمَدُ، يَاكافِى يَاشافِى، يَاوافِى يَامُعافِى، يَامُحْسِنُ يَامُجْمِلُ، يَامُنْعِمُ يَامُفْضِلُ، يَامُتَكَرِّمُ يَامُتَفَرِّدُ، يَامَنْ عَلا فَقَهَرَ، يَامَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ، يَا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ، يَا مَنْ عُبِدَ فَشَكَرَ، يَا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ، يَا مَنْ لَاتَحْوِيهِ الْفِكَرُ، وَلَا يُدْرِكُهُ بَصَرٌ، وَلَا يَخْفىٰ عَلَيْهِ أَثَرٌ، يَا رازِقَ الْبَشَرِ، يَا مُقَدِّرَ كُلِّ قَدَرٍ؛
ای مهربان، ای آگاه، ای پناهدهنده، ای روشنیبخش، ای بینا، ای مددرسان، ای بزرگ، ای یکتا، ای یگانه، ای پاینده، ای تکیهگاه، ای بینیاز، ای کفایت کننده، ای شفابخش، ای وفا کننده، ای سلامتبخش، ای نیکوکار، ای زیباییبخش، ای نعمت افزا، ای فزونبخش، ای گرامی، ای بیهمتا، ای آنکه بلندی گرفت و چیره گشت، ای آنکه در فرمانرواییاش توانا شد، ای آنکه پنهان شد و آگاه گشت، ای آنکه پرستیده شد و پذیرفت، ای آنکه نافرمانی شد و آمرزید، ای آنکه اندیشه نگنجایدش و دیدهای او را درنیابد و اثری بر او پوشیده نماند، ای روزیدهنده بشر، ای اندازهگیر هر اندازه؛
تو ای مهربان، ای تو آگاه ما****پناهی دهی هر پناهنده را
تو ای روشنی بخش هر دیده ای****که بینا توئی، هم که یبننده ای
مدد می رسانی، تو خواهنده ای****به هر وقت و ساعت، پناهنده را
بزرگیّ و یکتا، یگانه توئی****توئی تکیه گاه و ، تو پاینده ای
توئی بی نیاز و کفایت کنی****شفا بخش باشی،، وفا می کنی
سلامت ببخشی، تو ای کردگار****نکو کار باشی، به هر روزگار
تو را آفرینش، به زیبائی است****به هر چا ببخشی، که این کافی است
تو ای نعمت افزا، فزونی ببخش****تو باشی گرامیّ و، جانی ببخش
تو همتا نداری، بلندی تو را است****تو را چیرگی بوده، به تسلیم، ما است
نه پوشیده ماند، اثر بر شما****تو دانا به آنی، که آنست تو را
تو روزی دهی، هر که را از بشر****تو اندازه گیری، هر اندازه بر
فراز5- يَا عالِىَ الْمَكانِ، يَا شَدِيدَ الْأَرْكانِ، يَا مُبَدِّلَ الزَّمانِ، يَا قابِلَ الْقُرْبانِ، يَا ذَا الْمَنِّ وَالْإِحْسانِ، يَا ذَا الْعِزَّةِ وَالسُّلْطانِ، يَا رَحِيمُ يَا رَحْمٰنُ، يَا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِى شَأْنٍ، يَا مَنْ لَايَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ، يَا عَظِيمَ الشَّأْنِ، يَا مَنْ هُوَ بِكُلِّ مَكانٍ، يَا سامِعَ الْأَصْواتِ، يَا مُجِيبَ الدَّعَواتِ، يَا مُنْجِحَ الطَّلِباتِ، يَا قاضِىَ الْحاجاتِ، يَا مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ، يَا راحِمَ الْعَبَراتِ، يَا مُقِيلَ الْعَثَراتِ، يَا كاشِفَ الْكُرُباتِ، يَا وَلِىَّ الْحَسَناتِ، يَا رافِعَ الدَّرَجاتِ؛
ای والا جاه، ای استوار پایه، ای گرداننده روزگار، ای پذیرنده قربانی، ای دارندۀ نیکوکاری و احسان، ای دارای توانمندی و سلطنت، ای مهربان، ای بخشنده، ای کسی که هر روز در کاری است، ای آنکه کاری از کار دیگر بازش ندارد، ای بزرگ با قدر و مقام، ای آنکه در هر جا هست، ای شنونده صداها، ای اجابتکننده دعاها، ای برآورنده خواستهها و نیازها، ای فرو فرستنده برکات، ای رحم کننده بر اشکها، ای درگذرنده از لغزشها، ای برطرف کننده ناراحتیها، ای صاحب خوبیها، ای بالابرنده درجات؛
خدایا تو بالا و والا به جاه****تو را پایه محکم بُوَد پایگاه
به گردش در آری تو این چرخ را****به چرخش شود، روزگار از شما
تو چرخانده باشی، به قربان شدن****تو باشی نکو کار و، احسان حسن
تو دارای قدرت، تو را سلطنت****توئی مهربان، تو بخشنده از حشمت
خدا یا بزرگی به قدر و مقام****به هر جا تو هستی، به معنا تمام
تو هر یک صدا را همی بشنوی****اجابت کنی هر دعا را، از آن بگذری
اجابت کنی خواسته ها را، نیاز****بر آورده سازی، تو را دست باز
فرو می فرستی، تو هر برکتی****که نازل شودهر چه در حرکتی
تو ای آنکه، فرمانروائی کنی****توانا تو باشی، خدائی کنی
تو ای آنکه پنهان شدی****تو آگاه باشیّ و امکان شدی
تو ای آنکه فرمان کجا رفته ای****نگنجاند اندیشه ای بر شما
تو بخشنده ای، هر که را شد کسی****نه هم دیده بیند، تو را ای حدا
تو را رحم باشد، براین اشک ها****توئی در گذر لغزشی را به ما
کنی بر طرف، هرچه ناراحتی****توئی صاحبِ خوبی از حرکتی
تو را مالکیّت بسوشد هرچه نیک****تو بالابری هر که را گر شریک
تو را رتبه باشد، بلند و رفیع****تو بالابری، رتبه ها را سریع
فراز6- يَا مُؤْتِىَ السُّؤْلاتِ، يَا مُحْيِىَ الْأَمْواتِ، يَا جامِعَ الشَّتاتِ، يَا مُطَّلِعاً عَلَى النِّيَّاتِ، يَا رادَّ ما قَدْ فاتَ، يَا مَنْ لَاتَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الْأَصْواتُ، يَا مَنْ لَاتُضْجِرُهُ الْمَسْأَلاتُ، وَلَا تَغْشاهُ الظُّلُماتُ، يَا نُورَ الْأَرْضِ وَالسَّماواتِ، يَا سابِغَ النِّعَمِ، يَا دافِعَ النِّقَمِ، يَا بارِئَ النَّسَمِ، يَا جامِعَ الْأُمَمِ، يَا شافِىَ السَّقَمِ، يَا خالِقَ النُّورِ وَالظُّلَمِ، يَا ذَا الْجُودِ وَالْكَرَمِ، يَا مَنْ لَا يَطَأُ عَرْشَهُ قَدَمٌ، يَاأَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ، يَاأَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ، يَاأَسْمَعَ السَّامِعِينَ، يَاأَبْصَرَ النَّاظِرِينَ، يَاجارَ الْمُسْتَجِيرِينَ؛
ای دهنده خواستهها، ای زنده کننده مردگان، ای گرد آورنده پراکندهها، ای آگاه از نیتها، ای برگرداننده آنچه از دست رفته، ای کسی که صداها بر او اشتباه نشود، ای کسی که درخواستها او را به ستوه نیاورد و تاریکیها او را فرا نگیرد، ای روشنی زمین و آسمانها، ای فروریزنده نعمتها، ای دفعکننده بدفرجامیها، ای آفریننده آدمیان، ای گرد آورنده امّتها، ای شفابخش دردها، ای پدیدآورنده روشنی و تاریکیها، ای دارای سخاوت و بزرگواری، ای آنکه به عرشش قدمی پای ننهد، ای بخشندهترین بخشندگان، ای کریمترین کریمان، ای شنواترین شنوایان، ای بیناترین بینایان، ای پناه پناهجویان؛
خدایا دهی هرچه ازخواسته ها**** و زنده کنی مردگان را به جا
جوابست برما، همه خواسته ها****برآورده سازی، به ما تکیه گاه
تو گرد آوری، هر پرا کنده را****تو آگاه و باشی، ز نیّات ما
بدست آوری،هرچه رفته ز دست****برفت هرچه آن را، ز بالا و پست
تو را ای خدا، کی کنی اشتباه****صدا را شناسی، ز هر یک نوا
نیائی خدا یا ز در خواستها****به تکرار آن ها، ستوهی به ما
نگیرد فرا بر تو، تاریک و وهم****تو را روشنائی بُوَد، هر چه سهم
تو را روشنی بوده بر سر زمین****بر آن آسمان ها، بتابی چنین
تو باشی فرو ریزِ هر نعمتی****کنی دور از ما ز هر نقمتی
کنی دور از ما، ز فرجام بد****به هر خیر و شادی،که بر ما رسد
تو خود آفریدی چو ما، آدمی****تو هم جمع کردی، که گرد آوری
ز هر امّتیّ و ز هر دسته ای****شوند جمع یکجا، به وابستگی
شفا بخش باشی، به درد و اِلَم****نباشد تو را، گر بخواهی ز غم
پدید آورنده توئی، در کنار****ز تاریک و روشن، ز حدّ بی شمار
تو دارای هر بذل و هر بخششی****بزرگیّ و والا، به هر کوششی
نباشد به عرشت قدم بر تهند***بسوزد هر آنکس در آن پر زند
خدا یا تو بخشنده ایّ و، تو پاینده ای****نباشد کسی چون توبخشنده ای
کرم بر تو بادا، کریمی ترین****توئی در کریمان، به بالاترین
تو هوشیار باشی، شنیدن تو را است****تو از بهترینی، شنودن تو را است
تو بیناترینی، ز بینائیان****تو از هر چه بینی، تو را هر نشان
پناهی تو ماراکه باشد چه کس****خدا یا هر آن داده ای، بوده بس
حدا یا تو دانی، چه باشد نیاز****همان بِه بُوَد، تا نیایم به آز
فراز7- يَاأَمانَ الْخائِفِينَ، يَاظَهْرَ اللَّاجِينَ، يَاوَلِىَّ الْمُؤْمِنِينَ، يَاغِياثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَاغايَةَ الطَّالِبِينَ، يَاصاحِبَ كُلِّ غَرِيبٍ، يَامُونِسَ كُلِّ وَحِيدٍ، يَامَلْجَأَ كُلِّ طَرِيدٍ، يَامَأْوىٰ كُلِّ شَرِيدٍ، يَاحافِظَ كُلِّ ضَّالَّةٍ، يَاراحِمَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ، يَارازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ، يَاجَابِرَ الْعَظْمِ الْكَسِيرِ، يَافَاكَّ كُلِّ أَسِيرٍ، يَامُغْنِىَ الْبَائِسِ الْفَقِيرِ، يَاعِصْمَةَ الْخائِفِ الْمُسْتَجِيرِ، يَا مَنْ لَهُ التَّدْبِيرُ وَالتَّقْدِيرُ، يَا مَنِ الْعَسِيرُ عَلَيْهِ سَهْلٌ يَسِيرٌ، يَا مَنْ لَايَحْتاجُ إِلىٰ تَفْسِيرٍ؛
ای امان هراسناکان، ای تکیهگاه پناهندگان، ای سرپرست مؤمنان، ای فریادرس فریاد خواهان، ای مقصود دل نیازمندان، ای کس هر بیکس، ای همدم هر تنها، ای پناه هر رانده، ای مأوای هر آواره، ای نگهدار هر گمشده، ای مهرورز بر سالخوردگان، ای روزی دهنده کودکان خردسال، ای ترمیم کننده استخوان شکسته، ای رهاننده هر اسیر، ای بینیاز کننده هر بینوای تهیدست، ای پناه هر ترسان پناهجو، ای آنکه تدبیر و تقدیر ویژه اوست، ای آنکه دشواریها برای او سهل و آسان است، ای آنکه نیازمند به دلیل و تفسیر نیست؛ ک ب ب ک ب ب ک ب ب ک ب
امان می دهی برهمه،اهل ترس****بر آنها چنین واهمه بوده بس
امان از تو باشد به ترسندگان****توئی تکیه گاهی بر این بندگان
توئی تکیه گاهِ، پناهندگان****توئی سر پرستِ همه موءمنان
به فریاد خواهان تو فریاد رس****که باشی تو هر بنده را دسترس
تو مقصود باشی، به دل در نیاز****نیازی شود، گر تو باشی، به ساز
خدا یا به هر کس تو بشی کسی****نداری کسی را، تو خود بی کسی
تو همدم به هر کس که تنها بُوَد***تو باشی پناهی، به هر رانده ای
تو مأوای بر هرچه آزادگان****پناه بر تو آرند، بیچارگان
نگهدار باشی، به هر گمشده****تو را مهرورزی است،به هر پیر شده
پناهی همیشه به سالخوردگان**** تو روزی دهی، هر چه از کودکان
که هر کودکی خرد سال است و خود****نیازی برایش، به هر نفع و بُرد
اگر بشکند استخوانی ز ما****تو ترمیم و داری، از آن هر که را
رها می کنی هر اسیری ز بند****به او میدهی، بالو پَر از گزند
کنی بی نیاز، هر که را بی نوا است****تهیدست باشد تو را کی جدا است
پناهی به هر کس که ترسان بُوَد****پناهجوی باشد، ز انسان بُوَد
به تدبیر و تقدیر،تو خود شیوه ای****به حلِّ معمّا،تو خود سوژه ای
تو ای آنکه،هر مشکلی را به سهل****که آسان نمائی، تو آن را به حلّ
و ای آنکه ناید نیازی به قیل****نه تفسیر خواهد، نه این که دلیل
فراز8- يَا مَنْ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قدِيرٌ، يَا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ خَبِيرٌ، يَا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ بَصِيرٌ، يَا مُرْسِلَ الرِّياحِ، يَافَالِقَ الْإِصْباحِ، يَا بَاعِثَ الْأَرْواحِ، يَاذَا الْجُودِ وَالسَّماحِ، يَا مَنْ بِيَدِهِ كُلُّ مِفْتاحٍ، يَا سَامِعَ كُلِّ صَوْتٍ، يَاسَابِقَ كُلِّ فَوْتٍ، يَا مُحْيِىَ كُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ الْمَوْتِ، يَا عُدَّتِى فِى شِدَّتِى، يَاحافِظِى فِى غُرْبَتِى، يَا مُونِسِى فِى وَحْدَتِى، يَا وَلِيِّى فِى نِعْمَتِى، يَاكَهْفِى حِينَ تُعْيِينِى الْمَذَاهِبُ، وَتُسَلِّمُنِى الْأَقارِبُ، وَيَخْذُلُنِى كُلُّ صَاحِبٍ،
ای آنکه بر هر کاری تواناست، ای آنکه به هر چیزی داناست، ای آنکه به همهچیز بیناست، ای فرستنده بادها، ای شکافنده روشنی صبح، ای برانگیزنده ارواح، ای صاحب جود و بخشش، ای آنکه هر کلیدی به دست اوست، ای شنونده هر صدا، ای پیشتر از هر آنچه گذشته، ای حیاتبخش هر جان پس از مرگ، ای توشهام در سختی، ای نگهدارم در غربت، ای همدمم در تنهایی، ای سرپرستم در نعمت، ای پناهم آنگاه که روشهای ناهنجار درماندهام سازد و نزدیکان رهایم کنند و هر همدمی دست از یاریام بردارد،
خدایا، توانا توئی بهر کار ****به هر چیز دانا، تو در روزگار
به هر چیز باشی تو بینا خدا****تو باشی ، فرستندۀ بادها
شکافنده باشی تو در نور صبح****تو راهر چه خیرات، کی هست قُبح
کنی زنده ارواح را روز حشر****توای صاحبِ جود و بخشش، به نشر
تورا بوده باشدکلیدی به دست****کنی باز هر در، نباشد شکست
تو ای بشنوی هر کُدامین صدا****توئی پیشتر، زآنچه بگذشته ها
و ای آن، پس ازمرگ، بخشی حیات****که جانی به هرکس دهی با برات
توای توشه ام، هرچه باشد لزوم****به سختیّ و دشواری ام در هُموم
به عزّت نگهدار من بوده باش****به فرصت امان را تو آورده باش
به تنهائیم ای مرا همدمی****توئی سرپرستم، به هر نعمتی
پناهم توئی، ای خدا هر کجا****مرا نعمتی باد، توئی سر پناه
به هرجا که درمانده گردم، توئی****به هنجار آری، مرا پرتوی
و آنگاه که خویشان رهایم کنند*****توئی همدمم، تا دعایم کنند
به یاری درآیند ودستی به دست****خداجوشوند و،همی حقّ پرست
فراز9- يَا عِمَادَ مَنْ لَا عِمادَ لَهُ؛ يَا سَنَدَ مَنْ لَاسَنَدَ لَهُ، يَا ذُخْرَ مَنْ لَاذُخْرَ لَهُ، يَاحِرْزَ مَنْ لَاحِرْزَ لَهُ، يَا كَهْفَ مَنْ لَاكَهْفَ لَهُ، يَا كَنْزَ مَنْ لَاكَنْزَ لَهُ، يَا رُكْنَ مَنْ لَارُكْنَ لَهُ، يَا غِياثَ مَنْ لَاغِياثَ لَهُ، يَا جَارَ مَنْ لَاجَارَ لَهُ، يَا جَارِىَ اللَّصِيقَ، يَا رُكْنِىَ الْوَثِيقَ، يَاإِلٰهِى بِالتَّحْقِيقِ، يَارَبَّ الْبَيْتِ الْعَتِيقِ، يَا شَفِيقُ يا رَفِيقُ، فُكَّنِى مِنْ حَلَقِ الْمَضِيقِ، وَاصْرِفْ عَنِّى كُلَّ هَمٍّ وَغَمٍّ وَضِيقٍ، وَاكْفِنِى شَرَّ مَا لَاأُطِيقُ، وَأَعِنِّى عَلَىٰ ما أُطِيقُ،
ای تکیهگاه آنکه تکیهگاهی ندارد؛ ای پشتوانه کسی که پشتوپناهی ندارد، ای اندوخته هر بیاندوخته، ای نگهدار آنکه نگهداری ندارد، ای پناه بیپناهان، ای گنجینه کسی که برایش گنج نیست، ای تکیهگاه هر بیکس، ای فریادرس آنکه برایش فریادرسی نیست، ای همسایه بیهمسایگان، ای همسایه همراه من، ای تکیهگاه محکم، ای خدای من به حقیقت، ای پروردگار خانه کعبه، ای مهربان ای دوست، رهایم کن از بندهای تنگناها و هر غم و اندوه و تنگی را از من برگردان و شرّ آنچه را تاب نیاورم از من دور ساز و بر آنچه میتوانم یاریام ده،
خدایا توباشی به ما تکیه کاه****نداری خودت تکیه گاهی خدا
توئی پشتوانه به هر کس ، پناه****نداری تو پشت و پناهی خدا
تو اندوخته دادی، فراوان به کس***که کافی وِرا بوده است، هم که بس
نگهدار باشی تو ای خالقا****نباشد نگهدار تو، ربّنا
پناهی خدایا به هر بی پناه****بر آنان دهی هر چه را سر پناه
تو گنجینه باشی به هر گنج و رنج****نداری تو گنجی، تو را مندرج
تو ای تکیه گاهی به هر بی کسی****تو فریاد رس بوده، تا حقّ رسی
ولی خود نداری تو فریادرس****همین بوده باشد، که ما را است بس
تو همسایه هستی به همسایگان****نداری تو همسایه ای همچنان
تو همسایه باشی، به همراه من****تو را تکیه گاه محکم است، ذوالمنن
خدایِ منی در حقیقت یقین****تو پروردگاری به کعبه همین
در آن خانه خود،میزبانی به حقّ****تو ای مهربان و تو ای مستحقّ
مرا دوست باشد، ندارد زمان****رهایم نما،بند و ، از ریسمان
تو از تنگنا ها نجاتم بده****به اندوه و هر غم، ثُباتم بده
تو بردار تنگی،مرا در وجود****همیشه سر از ما، شود بر سجود
نجاتم بده، هرچه شرّی به پیش****نیاورده ام تاب وبوده است به بیش
نما دور از من، تو از هر چه شرّ****مرا یار باش، تا کنم کرّ و فرّ
و هر چه مرا هست در آن توان****تو یاری نما،هر که از بندگان
فراز10- يَا رَادَّ يُوسُفَ عَلَىٰ يَعْقُوبَ، يَا كاشِفَ ضُرِّ أَيُّوبَ، يَاغافِرَ ذَنْبِ داوُدَ، يَا رافِعَ عِيسَىٰ بْنِ مَرْيَمَ وَمُنْجِيَهُ مِنْ أَيْدِى الْيَهُودِ، يَامُجِيبَ نِداءِ يُونُسَ فِى الظُّلُماتِ، يَا مُصْطَفِىَ مُوسىٰ بِالْكَلِماتِ؛ يَا مَنْ غَفَرَ لاِدَمَ خَطِيئَتَهُ، وَرَفَعَ إِدْرِيسَ مَكَاناً عَلِيّاً بِرَحْمَتِهِ، يَا مَنْ نَجَّىٰ نُوحاً مِنَ الْغَرَقِ، يَا مَنْ أَهْلَكَ عاداً الْأُولىٰ وَثَمُودَ فَما أَبْقَىٰ، وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ، يَا مَنْ دَمَّرَ عَلىٰ قَوْمِ لُوطٍ، وَدَمْدَمَ عَلىٰ قَوْمِ شُعَيْبٍ،
ای بازگرداننده یوسف به یعقوب، ای برطرفکننده رنج ایوب، ای آمرزنده خطای داود، ای بالا برنده عیسی بن مریم و رهاییبخش او از دست یهود، ای پاسخدهنده به ندای یونس در دل تاریکیها، ای برگزیننده موسی برای سخنگویی با او؛ ای آنکه خطای آدم را بخشید و ادریس را به رحمت خویش به جایگاه بلندی برکشید، ای آنکه نوح را از غرق شدن نجات داد، ای آنکه هلاک ساخت قوم عاد نخستین و قوم ثمود را و هیچکس از آنان را باقی نگذاشت و پیش از آنها قوم نوح را هلاک کرد زیرا آنها ستمکارتر و سرکشتر بودند و نابود کنندۀ سرزمینهائی که در زمین فرو رفتند، ای آنکه [زمین را] بر قوم لوط واژگون کرد و بر قوم شعیب عذابی دردناک فرستاد،
خدا یا رساندی تو آن یوسُفی****به یعقوب کنعان به دلواپسی
نمودی تو دفع، هر چه از درد و رنج****ز ایّوب شد دور و، آمد به گنج
ز داوود بخشیده ای هر خطا****که عیسی بن مریم، نمودی عَلی
تو بردی به بالا و، والا شده****و در آسمان ها، تولّا شده
رها بخش بودی ز دست یهود****که از دشمنان بوده اند، هم حسود
تو دادی به یونُس ندا را جواب****که تاریک مطلق، نبوده است خواب
تو را انتخاب است موسی کلیم****برای سخن گفتنش، شد سهیم
تو ای آنکه آدم، ببخشیده ای****خطا را بر او بوده، پوشیده ای
رساندی تو ادریس را جایگاه****تو از رحمت خویش، آن پایگاه
و ای آنکه نوح را تو دادی نجات****که از غرق گشتن شد او را ممات
و ای آنکه قومی شده در هلاک****ثمودی که بوده نخستین به خاک
نماند باقی از آن زمان هیچکس****و از قومِ نوح، در هلاکت چو خس
ستمکار بودند وسرکش همی****به خاک مذلّت فتاد هر کسی
و نا بود کردی بسی سر زمین****فرو رفته اند در زمین، واپسین
و ای آنکه بر قوم لوط شد زمین****که شد واژگونی، که بوده همین
بر آن قوم بوده، به نام شعیب****عذابی رسیده، بر آنها ز غیب
بسی دردناک، هم که بوده سریع****که کشته از آنان، به سطحِ وسیع
فراز11- يَا مَنِ اتَّخَذَ إِبْراهِيمَ خَلِيلاً، يَا مَنِ اتَّخَذَ مُوسىٰ كَلِيماً، وَاتَّخَذَ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَعَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ حَبِيباً، يَا مُؤْتِىَ لُقْمانَ الْحِكْمَةَ، وَالْواهِبَ لِسُلَيْمانَ مُلْكاً لَايَنْبَغِى لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ، يَا مَنْ نَصَرَ ذَا الْقَرْنَيْنِ عَلَى الْمُلُوكِ الْجَبابِرَةِ، يَا مَنْ أَعْطَى الْخِضْرَ الْحَياةَ، وَرَدَّ لِيُوشَعَ بْنِ نُونٍ الشَّمْسَ بَعْدَ غُرُوبِها؛
ای آنکه ابراهیم را دوست خویش ساخت، ای آنکه موسی را همسخن خود انتخاب کرد و محمد (درود خدا بر او و همه خاندانش) را محبوب خویش برگرفت، ای بخشنده حکمت به لقمان و بخشنده فرمانروایی به سلیمان، چنان فرمانروایی که برای احدی پس از او سزاوار نیست، ای آنکه ذوالقرنین را بر فرمانروایان سرکش پیروز کرد، ای آنکه به خضر زندگی جاودان داد و خورشید را پس از غروبش برای یوشع بن نون برگرداند؛
و ای آن براهیم شد ، بر تو دوست****چه زیبا بُوَد، آنکه او را نکو است
و ای آنکه موسی تو را همسخن****تو را انتخابی شده، آن ز من
محمّد تو را گشته، محبوب خویش****درود از خدا را بر او باد و کیش
که ما را درودی بر آن خاندان****که پاکند و پاکیزه، در آن میان
به لقمان تو را بوده حکمت همی****سلیمان به فرمانروائی سری
چنانکه نبود این سِمَت بر کسی****سزاوار گردد، در او این بسی
و ای آنکه ذوالقرن، فرمانروای****و پیروز شد، هر که را در سرای
که بودند سرکش، ستم کرده اند****که هر دست و پائی قلم کرده اند
به خضر نبی، زندگی جاودان****و خورشید را کرده است، عکس آن
به یوشع بن نون، گشته خورشید شب****غروبش ز شرق و طلوعش زغرب
فراز12- يَا مَنْ رَبَطَ عَلىٰ قَلْبِ أُمِّ مُوسىٰ، وَأَحْصَنَ فَرْجَ مَرْيَمَ ابْنَةِ عِمْرانَ، يا مَنْ حَصَّنَ يَحْيَى بْنَ زَكَرِيَّا مِنَ الذَّنْبِ، وَسَكَّنَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبَ، يَا مَنْ بَشَّرَ زَكَرِيَّا بِيَحْيىٰ، يَا مَنْ فَدَىٰ إِسْماعِيلَ مِنَ الذَّبْحِ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ، يَا مَنْ قَبِلَ قُرْبانَ هابِيلَ، وَجَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلىٰ قابِيلَ، يَا هازِمَ الْأَحْزابِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَلىٰ جَمِيعِ الْمُرْسَلِينَ وَمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَأَهْلِ طَاعَتِكَ أَجْمَعِينَ،
ای آنکه به قلب مادر موسی آرامش بخشید و عفت و پاکی مریم دختر عمران را حفظ کرد، ای آنکه یحیی پسر زکریا را از گناه پاک داشت و خشم را از موسی باز نشاند، ای آنکه زکریا را به تولّد یحیی مژده داد، ای آنکه با فرستادن ذبح عظیم، اسماعیل را از ذبح شدن نجات داد، ای آنکه قربانی هابیل را پذیرفت و لعنت را بر قابیل قرار داد، ای گریزدهنده گروههای دشمن محمّد (درود خدا بر او و خاندانش)، بر محمّد و خاندان محمّد و بر همه فرستادگان و فرشتگان بارگاهت و بر همه اهل طاعتت درود فرست
و ای آنکه، آرامش آمد پدید****به آن قلب مادر ز موسی شدید
و پاکیّ و عفّت به مریم نصیب****به حفظش ز هر سو، فراهم حبیب
و ای آنکه یحیی همی مانده پاک****که عصیانِ خود را، فرو کرده خاک
و موسی شد از خشمِ خود، منصرف****نگردیده از راه حقّ منحرف
و ای آن که مژده به یحیی رسید****که باشد ز ما بر تو، زَکَریّا نوید
و ای آنکه گردیده ذبحی عظیم****خدا بوده باشد، همیشه رحیم
که این ذبح را شد، سَماعیل نجات****که وی را به آن ذبح دادی برات
و ای آنکه هابیل را شد قبول****به قربانی اش شد، همه را شمول
که نفرین و لعنت به قابیل شد****که گردیده مقبول و تبدیل شد
و ای آنکه شد، دشمنان راگریز****به احمد محمّد شدند ، در ستیز
فرست بر محمّد و آلش درود****به هر یک پیمبر، که اندر وجود
به افرشتگانی، به درگاهِ تو****و بر اهلِ طاعت، تو را رو به رو
به هر یک از آنان،درودی نوید****که دارند چشمی به سویت، اُمید
فراز13- وَأَسْأَلُكَ بِكُلِّ مَسْأَلَةٍ سَأَلَكَ بِها أَحَدٌ مِمَّنْ رَضِيتَ عَنْهُ، فَحَتَمْتَ لَهُ عَلَى الْإِجابَةِ، يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ، يَا رَحْمٰنُ يَا رَحْمٰنُ يَا رَحْمٰنُ، يا رَحِيمُ يَا رَحِيمُ يَا رَحِيمُ؛ يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ، أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِى شَىْءٍ مِنْ كُتُبِكَ، أَوِ اسْتَأَثَرْتَ بِهِ فِى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ، وَبِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ، وَبِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ وَبِما ﴿لَوْ أَنَّ مٰا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلاٰمٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مٰا نَفِدَتْ كَلِمٰاتُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾،
و از تو خواستارم هر خواهشی را که بندگان مورد خشنودیات از تو خواستهاند و اجابت خواهش آنها را حتم فرمودی، ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای بخشنده، ای بخشنده، ای بخشنده، ای مهربان، ای مهربان، ای مهربان؛ ای دارای بزرگی و رأفت و محبت، ای دارای شکوه و کرامت، ای دارای شکوه و کرامت، به او، به او، به او، به او، به او، به او، به او، از تو خواستارم به هر نامی که خود را به آن نامیدی، یا آن را در کتابی از کتابهایت فرو فرستادی، یا آن را در علم غیبت نزد خود نگاه داشتی و به بندگاههای بلند عرشت و به منتهای رحمت از کتاب سرنوشتت و به آنچه در این آیه است: «اگر [برای نوشتن کلمات خداوند که مخلوقات او هستند] آنچه درخت در زمین است قلم شود و دریا [مرکب و] هفت دریا[ی دیگر نیز] آن دریا را [پس از پایان گرفتنش] مدد کنند کلمات خداوند پایان نمی یابد؛ زیرا او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.»
تو را خواستارم ، به هر خواهشی****که از بندگان شد ز هر پوششی
که خشنود گردی ، از آن خواسته ها****تو فرموده ای، حتمِ آنان به ما
خدا یا، خدایا، خدا یا تو را****تو بخشنده رحمن و، رحمن مرا
تو ای مهربان، مهربانی تو را****بزرگیّ و رأفت، تو را هر کجا
تو داری شکوه و، کرامت همی****تو را حشمتی هست و،عزّت بسی
که من خواستارم، خدا یا تو را****تو پاکیّ و،پاکیزه از بهر ما
به هر نام و نامی تو نامیده ای****خودت را در آنجا، به آن خوانده ای
و اندر کتابی فرو آمده****که هر نام را ، آرزو آمده
و یا این که در نزد خود داشتی****و در بندگانِ بلند، عرش و را کاشتی
نهایت تو را، رحمت از سر نوشت****و آن را در این آیه،او گفت وکِشت
برای نوشتن، ز هر یک کلام****بر او نام باشد، نویسد مُدام
کلام از خدا را است،مخلوقِ اوی****نویسند و پایان نباشد ز روی
هر آنچه درخت است اندر زمین****قلم گر شود،تا نویسد از این
و دریا مرکّب شود، هفت بار****به پایان نیاید از آن نامدار
از آن ها مدد هم شود، هیچگاه****نوشته نگردد همه نام ها
به پایان نیاید، کتابت از آن****شکست ناپذیر است و، باشدچنان
فراز14- وَأَسْأَلُكَ بِأَسْمائِكَ الْحُسْنَى الَّتِى نَعَتَّها فِى كِتابِكَ فَقُلْتَ: ﴿وَ لِلّٰهِ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ فَادْعُوهُ بِهٰا﴾ وَقُلْتَ: ﴿اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾، وَقُلْتَ: ﴿وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ﴾، وَقُلْتَ: ﴿يٰا عِبٰادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴾ وَ أَنَا أَسْأَلُكَ يَا إِلٰهِى، وَ أَدْعُوكَ يَا رَبِّ، وَ أَرْجُوكَ يَا سَيِّدِى، وَأَطْمَعُ فِى إِجابَتِى يَامَولاىَ كَما وَعَدْتَنِى وَقَدْ دَعَوْتُكَ كَما أَمَرْتَنِى، فَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ يَاكَرِيمُ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِينَ.
و تو را میخوانم به نامهای نیکویت که آنها را در کتابت وصف کرده و گفتی: «نیکوترین نام ها [به لحاظ معانی واقعی و اثرگذاری در همۀ امور هستی] ویژۀ خداست پس با توجه به آن نام ها [که دلیل بر کمالات و جلال و جمال و ذات بی نهایت اوست] از او درخواست حاجت کنید» و نیز گفتی: «مرا بخوانید تا [خواستۀ] شما را اجابت کنم» و گفتی: «چون بندگانم از تو دربارۀ من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم! دعای دعاکننده را وقتی مرا بخواند اجابت می کنم» و گفتی: «ای بندگانم که به زیان خود [در ارتکاب گناه] زیاده روی کرده اید! از رحمت خدا ناامید نشوید، همانا خداوند همۀ گناهان [شما] را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است» و من از تو درخواست میکنم ای خدای من و تو را میخوانم ای پروردگارم و به تو امیدوارم ای آقایم و در اجابت دعایم به تو طمع دارم ای مولایم، آنطور که به من وعده اجابت دادی، تو را خواندم و آنگونه که به من دستور دادی، پس با من چنان رفتار کن که سزاوار تو است ای بزرگمنش مهماننواز و ستایس ویژه خداوند پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمّد و خاندانش همگان.
تو را من بخوانم ، که نامت نکو است****فراوان بُوَد نام،از هر چه دوست
وآن در کتابت به وصف آمده****و در گفتنی ها، به صف آمده
که باشد به نیکوترین نام ها****و هر یک به معنی، در آن لا به لا
به واقع اثر بوده، اندر اُمور****به هستی بُوَد، هر یکش در اُجور
یکایک بُوَد ویژه، آنِ خدا است****توجّه به هر نام باشد، جدا است
که هر نام باشد، دلیل و کمال****جلالند هر یک، که باشند جمال
که ذاتت بُوَد بی نهایت بلند****که ما را است در خواستِ هر بند بند
کنید از خدا ، حاجتی را طلب****شود استجابت، به هر روز و شب
خودت گفته ای، پس بخوانید مرا****شما را اجابت کنم، من به جا
و گفتی که ای بندگانم چرا****زیاده روی کرده اید، در گناه
به پرسند گر بنده ها از منی****یقیناً به نزدیک تر، از رگی
احابت شود هر کسی را دعا****بخواند مرا هرکجا هر کجا
و گفتن بر این بندگان را زیان****که در ارتکابش، فزون شد چنان
نباشید هرگز، شما نا اُمید****که از رحمت حقّ شما را نوید
همانا به هر جا خداوندتان****ببخشد شما را، که او مهربان
مرا از تو درخواست باشد خدا****خدایِ منی،من بخوانم تو را
اُمیدم تو را بوده پروردگار****تو آقایِ من، بر منی سازگار
مرا بوده دائم، طمع در دعا****اجابت کنی، آنچه، گفتم تو را
تو را خوانده ام،آنچنان گفته ای****که دانم اجابت شود، هرچه را
که آنگونه بوده، که دستور بود****ببخشا مرا، آنچه منظور بود
چنانی تو رفتار کن بامنی****سزاوار آنی که دانی بدانی
تو مهمان نوازی،بزرگی تو را است****ستایش تو را ویژه، از بهر ما است
ز پروردگار جهان هر درود****محمّد وآلش، ز ژرفِ وجود
اينجانب عباس توكلي فرزند مرحوم كربلايي مهدي توكلي، مايل هستم از طريق اين وبلاگ، با اهالي روستاي كلاونگا، در جهت يادآوري آداب و رسوم (فرهنگي، اجتماعي، مذهبي) و آشنايي مجدد افراد با آنها، ارتباط برقرار نمايم. همچنين انتظار ميرود اهالي محترم در جهت نيل به عمران و آبادي روستا با اعضاي محترم شوراي اسلامي، همكاري بيش از پيش داشته باشند. بنابراين همت مضاعف و كار مضاعف همه دوستان را آرزومندم.