منظوم ترجمۀ دعای ندبه

فراز-1 الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً . اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَىٰ مَا جَرىٰ بِهِ قَضاؤُكَ فِي أَوْلِيائِكَ الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَدِينِكَ، إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لَازَوالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلالَ، بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجاتِ هٰذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها، فَشَرَطُوا لَكَ ذٰلِكَ، وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفاءَ بِهِ، فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِيَّ وَالثَّناءَ الْجَلِيَّ، وَأَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلائِكَتَكَ، وَكَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ، وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ؛

ستایش ویژۀ خدا، پروردگار جهانیان است و درود و سلام خدا، سلامی کامل، بر سرور ما محمد، پیامبرش و اهل‌بیت او. خدایا تو را ستایش، بر آنچه به آن جاری شد قضای تو درباره اولیایت، آنان ‌که تنها برای خود و دینت برگزیدی، آنگاه که برای ایشان اختیار کردی، فراوانی نعمت پابرجایی که نزد توست، نعمتی که تباهی و نابودی ندارد، پس از آنکه بی‌میل بودن نسبت به رتبه‌های این دنیای فرومایه و زیب و زیورش را با آنان شرط کردی، آنان هم آن شرط را از تو پذیرفتند و تو هم وفا نمودن به آن را از جانب آنان دانستی، پس قبولشان کردی و مقرّب درگاهشان نمودی و برای آنان یاد والا و ثنای روشن پیش آوردی و فرشتگانت را بر آن‌ها فرو فرستادی و به وحی‌ات بزرگشان داشتی و از دانشت به آنان عطا کردی؛

ستایش بُوَد ویژه و خاصِّ هو****که پروردگار جهان است او

درودی ، سلامی بباید به ربّ****که مارااست عزّت به هرروزوشب

سلامیست کامل زمابررسول****محمّد رسول خدا را، حصول

بر او بوده بر اهلبیتش درود****ستایش تو را، ای خدایِ وَدود

برآنچه که جاری شده ازقضا****تو را بوده مورد، تو را اولیاء

وَ آنان که تنها شدند انتخاب****به دینت گزینش نمودی شتاب

برایشان نمودی همی اختیار****فراوانی از نعمتت آشکار

به نزدت بُوَد دائماً، استوار****شود تا به دنیای دیگر قرار

همان نعمتی را که بود اعتبار****تو بودی مرا رهنما، افتخار

نباشد تباهی در آن هیچگاه****ندارد به نابودی اش، هیچ راه

پس ازآنکه بیمیلِ دررتبه ها****که دنیا فرومانده باد، هر چه را

بسی زیب وزیوربه خودبسته است****برآن شرط بوده،که دلبسته است

تو را شرط بوده بر این ماجرا**** و آنان پذیرفته اند شرط را

وفا بوده ات، هر یکی را جدا**** ز سویت تو دانسته ای، هر که را

نمودی قبول هر که را هر کجا**** مقرّب به درگاه گشتند خدا

بزرگی بر آن ها همی شد روا****و از دانشت شد بر آنها عطا

فراز2- وَجَعَلْتَهُمُ الذَّرِيعَةَ إِلَيْكَ، وَالْوَسِيلَةَ إِلَىٰ رِضْوانِكَ، فَبَعْضٌ أَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ إِلَىٰ أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْها، وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِي فُلْكِكَ، وَنَجَّيْتَهُ وَمَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَكَةِ بِرَحْمَتِكَ، وَبَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِكَ خَلِيلاً، وَسَأَلَكَ لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ فَأَجَبْتَهُ، وَجَعَلْتَ ذٰلِكَ عَلِيّاً، وَبَعْضٌ كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْلِيماً، وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ رِدْءاً وَوَزِيراً، وَبَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ، وَآتَيْتَهُ الْبَيِّناتِ، وَأَيَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ، وَكُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَرِيعَةً وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً، وَتَخَيَّرْتَ لَهُ أَوْصِياءَ؛

و ایشان را دست‌آویز به سویت و وسیله به جانب خشنودی‌ات قرار دادی، پس بعضی را در بهشت جای دادی تا آنکه از آنجا بیرونش آوردی و بعضی را در کشتی خود حمل نمودی و او را و هر که همراه او ایمان آورده بود به رحمتت از هلاک شدن نجات دادی و بعضی را برای خود دوست صمیمی گرفتی و از تو درخواست نام نیک، در میان آیندگان کرد و تو درخواست او را اجابت نمودی و نامش را بلند آوازه کردی و با بعضی از میان درخت سخن گفتی، سخن گفتنی ویژه و برای او برادرش را یاور و وزیر قرار دادی و بعضی را بدون پدر به وجود آوردی و دلایل آشکار به او عنایت فرمودی و به روح‌القدس او را حمایت کردی و برای همه آنان شریعت مقرّر فرمودی و راه را روشن و واضح ساختی و جانشینانی اختیار کردی؛

ک ب ب ک ب ب ک ب ب ک ب

وَ آنان که باشند و رابط میان****که در مردمان است پیوند عیان

قرارت به مردم بُوَد هر زمان****که خشنود گردند، از آن انس و جانّ

که جای کسانی بُوَد در بهشت****چنین شدکسان را به هرسر نوشت

و تا آن که بیرون نمودی کسان****از آنجا به هر رهنمودی چنان

وبعضی به کشتی ازآن حمل شد****و همراهشان را به آن عدل شد

و او هر که را بوده همراهشان****به ایمان بودند به اقبالشان

و رحمت تو را بوده بهر نجات****که بودند دوستی صمیمی حیات

که درخواست شدنامِ نیک ازشما****اجابت تو را شد به آینده ها

و نامی بلند شد به آوازه ات****میان درختی سخن گفتنت

سخن گفتنی رابه ویژه سزااست****که او هم برادر برایش به جا است

وِرا یار و یاور، وزیری شده است**** و بعضی بدونِ پدر گشته راست

دلایل تو را آشکارا وجود****عنایت بر او شد، هر آن را که بود

به روح القدس اوحمایت شده است****به هریک شریعت مقرّرشده است

شده راه روشن، وضوح انتظار****و شد جا نشینان در آن اختیار

فراز3- مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ مُدَّةٍ إِلَىٰ مُدَّةٍ، إِقامَةً لِدِينِكَ، وَحُجَّةً عَلَىٰ عِبادِكَ، وَ لِئَلَّا يَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ، وَيَغْلِبَ الْباطِلُ عَلَىٰ أَهْلِهِ وَلَا يَقُولَ أَحَدٌ لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً مُنْذِراً، وَأَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِياً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزىٰ، إِلَىٰ أَنِ انْتَهَيْتَ بِالْأَمْرِ إِلىٰ حَبِيبِكَ وَنَجِيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وآلِهِ؛

نگهبانی پس از نگهبان، از زمانی تا زمانی دیگر، برای برپاداشتن دینت و حجّتی بر بندگانت، برای اینکه حق از جایگاهش برداشته نشود و باطل بر اهل حق پیروز نگردد و احدی نگوید چه می‌شد اگر برای ما پیامبری بیم‌دهنده می‌فرستادی و پرچم هدایت برای ما برپا می‌نمودی تا بر این اساس از آیاتت پیروی می‌کردیم، پیش از آنکه خوار و رسوا شویم تا اینکه مقام رسالت و هدایت را به محبوب و برگزیده‌ات محمد (درود خدا بر او و خاندانش) رساندی؛

نگهبان پس از هر نگهبان شده****زمان تا زمانی دگر، آن شده

به پا بوده از دین تو را داشتنی****که بر بندگان حجّتی، ماندنی

قرار داده شد یک نگهبان به دین****یکی بعد دیگر به روی زمین

زمان را معیّن به هر مدّنی****مهیّا به آیین، به هر شدّتی

شود بر قراری، در آن همّتی****شریعت به بار آیدت رحمتی

شود حجّتی بر همه بندگان****نگرددبه دین لطمه از مردمان

و دشمن نگردد مسلّط بر آن****و از اهل باطل نیاید خزان

بدانجا نیاید بگویند کسان****چرا پس نیامد، رسولی در آن

خدا یا نیامد در این سمت و سو****رسولی کند بهر ما جستجو

نصیحت کند بهرِ ارشاد ما****نیاید چرا پس، به امداد ما

نیامد کسی تا شود رهنما****که ازسویِ حقّ،او شودپیشوا

شویم ما به آیات حقّ، آزمون****رسولانِ تو هر چه گردند فزون

به خذلان نیائیم ما بندگان****نه گمراه گردیم و ذلّت به جان

فرستاده ای بل، رسولان خود****به هردوره،هربنده ای نفع برد

و تا این که امر رسالت رسید****حبیبت محمّد(ص)درآن شدپدید

که او شد در آن انتها خاتمی****رسولان فرستاده بر آدمی

فراز4- فَكانَ كَمَا انْتَجَبْتَهُ سَيِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ، وَصَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَيْتَهُ، وَأَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَيْتَهُ، وَأَكْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ، قَدَّمْتَهُ عَلَىٰ أَنْبِيائِكَ، وَبَعَثْتَهُ إِلَى الثَّقَلَيْنِ مِنْ عِبادِكَ، وَأَوْطَأْتَهُ مَشارِقَكَ وَمَغارِبَكَ، وَسَخَّرْتَ لَهُ الْبُراقَ، وَعَرَجْتَ بِرُوحِهِ إِلَىٰ سَمائِكَ، وَأَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا كانَ وَمَا يَكُونُ إِلَىٰ انْقِضاءِ خَللْقِكَ، ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ، وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئِيلَ وَمِيكائِيلَ وَالْمُسَوِّمِينَ مِنْ مَلائِكَتِكَ، وَوَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دِينَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ، وَذٰلِكَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ؛

پس بود همان‌گونه که او را برگزیدی، سرور مخلوقاتت و برگزیده برگزیدگانت و برترین انتخاب شدگانت و گرامی‌ترین معتمدانت، او را بر پیامبرانت مقدم نمودی و بر جنّ و انس از بندگانت برانگیختی و مشرق‌ها و مغرب‌هایت را زیر پایش گذاردی و بُراق را برایش به کار گرفتی و آن شخصیت بزرگ را به آسمانت بالا بردی و دانش آنچه بوده و خواهد بود تا سپری شدن آفرینشت را به او سپردی، سپس او را با فرو انداختن هراس در دل دشمن یاری دادی و به جبرائیل و میکائیل و نشان‌داران از فرشتگانت احاطه کردی و به او وعده دادی که دینش را بر همه دین‌ها پیروز گردانی گرچه مشرکان را خوش نیاید و این کار پس از آن بود که در جایگاه راستی از اهلش جایش دادی؛

چنانی گزیدی تو او را رسول****بزرگ است وسیّد،خلایق قبول

و او از رسولان خاصّ خدا****شد او انتخاب تا شود رهنما

که او افضل ازهر کسی انتخاب****گرامی تر از هر پیمبر، جواب

رسولان تو را بوده اند معتمد****که بر او همه مردمان معتقد

و او را مقدّم همی داشتی**** و بر بندگانت چه افراشتی

و بر جنّ و انسان بر انگیختی****و از شرق و غربی، در آمیختی

که این عالمت تحت فرمان تو****به امر رسالت به هر چهار سو

مسخّر نمودی از او بر براق****که آن روح پاکش سما را سراغ

به معراج رفتی به سوی خدا****که گیری از او علم آینده را

به علمی که باشدبه هریک زمان****ز الآن و آینده را هر نشان

و تا انقضا، از جهان حکم آن****از آن علم باشد عیان یا نهان

ودیعت سپردی بر او ای خدا****که در آن پیمبر شده رهنما

وآنگاه ازسوی هر رعب و ترس****که دشمن به هرفرصتی رااست بس

به هر دشمنی شد مظفّر به جنگ****و منصور گردید به هر وقت تنگ

فرستاده ای از ملائک بر او**** ز جبریل و میکال بر گرد او

که پیروز گردیده، بر دشمنان****به ادیان عالم ز هر در نشان

و هریک به اسمی به رسمی،مقام****به گردش همه جمع بودندمُدام

به دینش تو پیروز گردانده ای****به ادیان عالم تو آورده ای

تو را بوده وعده بر آن مردمان****که پیروز باشند به طول زمان

پس از آن دو باره، رسول خدا**** مظفّر شد او خانه و کعبه را

که آن خانه باشد صداقت مکان****در آن اهلبیتش همه میهمان

فراز5- وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبٰارَكاً وَ هُدىً لِلْعٰالَمِينَ فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً، وَقُلْتَ: ﴿إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً، ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِي كِتابِكَ، فَقُلْتَ: ﴿قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ، وَقُلْتَ: ﴿مٰا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ، وَقُلْتَ: ﴿مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبِيلاً؛

و قرار دادی برای او و ایشان نخستین خانه‌ای که برای مردم بنا شد که در مکه است، خانه بابرکت و مایه راهنمایی برای جهانیان، در آن خانه نشانه‌های آشکاری است، مقام ابراهیم و هرکه وارد آن شد، در امان بود و در حق آنان فرمودی: جز این نیست که خدا اراده فرموده، پلیدی را از شما خانواده ببرد و شما را پاک گرداند، پاک‌کردنی شایسته، سپس پاداش محمد را در قرآنت مودّت اهل‌بیت او قرار دادی و فرمودی: بگو من از شما برای رسالت پاداشی جز مودّت نزدیکانم نمی‌خواهم و فرمودی: آنچه به عنوان پاداش از شما خواستم، آن هم به سود شماست و فرمودی: من از شما برای رسالت پاداشی نمی‌خواهم، جز کسی که بخواهد، راهی به جانب پروردگارش بگیرد؛

بر او شد و بر اهلبیت خانه ای****که آن خانه در مکّه بود سازه ای

که بود اوّلین و، و هم از نخست****برای عبادت در آن جا بجست

در آن بندگان را به طاعت شده****خدا را در آنجا، عبادت شده

مقرّر نمودی برای نماز ****که آن شد وسیله،به سوز و گداز

هدایت شده اندر آن هر کسی**** که شد پاک و پاکیزه از هر خسی

که آن خانه را بوده آیات چند**** و ایمان در آن آشکارا به پند

مقام از براهیم و را خانه داشت****که امن وامان را درآن خانه کاشت

وهرکس درآنخانه می شد به جدّ**** وِرا زنده ماندن شده در مُمد

خدا یا تو فرموده ای از رسول****و از اهل بیتش چنین شد حصول

که ازاهل او هرچه رجس دورشد****بری شد ز ناپاک و، که بر گور شد

و شد کاملاً پاک و دور از بلا****نگردد در آنجا کسی مبتلا

که آنگاه تو دادی به قرآن خود****به هر اجر و مزدی، پیمبر ببرد

که بود ار محبّت همی دوستی****بر آن اهلبیتش، نه در کاستی

به آنجاکه فرموده ای،ای رسول****نخواهم به مزدی، نباشد قبول

ز مزد رسالت نخواهم به چیز****محبّت نخواهم، شما را عزیز

محبّت شود بر اقارب ز من ****و هر خویشوندی که از ذوالمنن

نخواهم به جز آن ز پاداش هیچ****فقط حُبِّ بر اهل بیتم، مپیچ

رسولا، دوباره، به فرموده تان****همین اجرِ مر خواسته، بر لطفتان

و پاداش من شد،به نفع کسان****که بر جانب حقّ، رهی در میان

فراز6- فَكانُوا هُمُ السَّبِيلَ إِلَيْكَ، وَالْمَسْلَكَ إِلَىٰ رِضْوانِكَ، فَلَمَّا انْقَضَتْ أَيَّامُهُ أَقامَ وَلِيَّهُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طالِبٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِما وَآلِهِما هادِياً، إِذْ كانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَ ﴿لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ، فَقالَ وَالْمَلَأُ أَمامَهُ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ، اللّٰهُمَّ وَالِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، وَقالَ: مَنْ كُنْتُ أَنَا نَبِيَّهُ فَعَلِيٌّ أَمِيرُهُ، وَقالَ: أَنَا وَعَلِيٌّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ وَسائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّىٰ، وَأَحَلَّهُ مَحَلَّ هَارُونَ مِنْ مُوسىٰ، فَقال لَهُ: أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسىٰ إِلّا أَنَّهُ لَانَبِيَّ بَعْدِي، وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمِينَ، وَأَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَسَدَّ الْأَبْوابَ إِلّا بابَهُ، ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِكْمَتَهُ؛

پس آنان راه به سوی تو بودند و راه به حریم خشنودی‌ات، آنگاه که روزگار آن حضرت سپری شد، نماینده‌اش علی بن ابیطالب (درود تو بر آن دو و خاندانشان باد) را، برای راهنمایی برگماشت، چراکه او بیم‌دهنده و برای هر قومی راهنما بود، پس درحالی‌که انبوهی از مردم در برابرش بودند فرمود: هرکه من سرپرست او بودم، پس علی سرپرست اوست، خدایا دوست بدار کسی که علی را دوست دارد و دشمن بدار کسی را که دشمن علی است و یاری کن هرکه او را یاری کند و خوار کن هرکه او را وا‌گذارد و فرمود: هر که من پیامبرش بودم، پس علی فرمانروای اوست و فرمود: من و علی از یک درختیم و سایر مردم از درخت‌های گوناگون‌اند و جایگاه او را نسبت به خود همچون جایگاه هارون به موسی قرار داد و به او فرمود: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسایی، جز اینکه پس از من پیامبری نیست و دخترش سرور بانوان جهانیان را به همسری او در آورد و از مسجدش برای او حلال کرد، آنچه را برای خودش حلال بود و همه درهایی را که به مسجد باز می‌شد بست مگر در خانه او را، آنگاه علم و حکمتش را به او سپرد؛

پس آنان به سویت هدایت شدند****حریم تو را هر چه رحمت شدند

تو خشنود گشتی ز هر بنده ای****گذشتی از آن بنده، با خنده ای

و آنگاه به پایان رسید، روزگار **** برای پیمبر ز پروردگار

نماینده اش شد علی، جانشین****درودِ خدا بر دو باشد چنین

و بر خاندان دو باشد درود ****که شد رهنما از خدای وَدود

که او بندگان را همی بیم داد ****شد او رهنما و همی شاد باد

به حالی که بودند آن مردمان****به جمعی که بودندبسی درمیان

وِ را در مقابل، همی رو به رو****که او با همه، اینچنین گفت و گو

پیمبر به فرموده هر چه بلند**** همه گوش بودند و، دلها کمند

به هرکس که من بوده ام سرپرست****نباشدعلی را برآنها گسست

که او سر پرست است بر مردمان****و او دوستدارِ همه بندگان

خدایاهرآنکس،که دوست علیست****توهم دوست اوباش،تورامنتهیست

و دشمن بدار هر کسی را، خدا**** علی رااست دشمن،در آن ابتدا

تو یاری نما هر که را یاور است **** علی را، که ازسوی آن داور است

وخوارش نما هر که خوارش نمود****وصی از پیمبر، به کلِّ وجود

دوباره رسول خدا گفته این ****به هر کس پیمبر شدم من، یقین

علی جانشین است و فرمانروا****هر آن را بگوید، مرا شد روا

و فرموده است بعد آن اینچنین****درختند و این مردمان در زمین

که باشیم ماهردومان،یک درخت**** ولی دیگرا نند و از هر درخت

و او را است، بر من چنین جایگاه****که او بوده هارون و موسی مرا

و فرموده بار دگر مصطفی****تو هارون و من هم برادر تو را

پس از من نباشد پیمبر دگر****که من خاتم هستم، نیاید نفر

بُود دختر آن رسول خدا****که او سرور بانوان هر کجا

و او همسری شد به مولا حلال****و او بوده والا و نیکو خصال

هرآنی که مسجد براو شد وصال**** علی را بر آن کرده باشد حلال

و هر در که ره داشته بر مسجدش****ببست او تمامیّ،مگرازخودش

سپس علم و حکمت زخود را سپرد****و نام علی را به هرجا که برد

فراز7- فَقالَ: أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بابُها، فَمَنْ أَرادَ الْمَدِينَةَ وَالْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِها مِنْ بابِها، ثُمَّ قالَ: أَنْتَ أَخِي وَوَصِيِّي وَوارِثِي، لَحْمُكَ مِنْ لَحْمِي، وَدَمُكَ مِنْ دَمِي، وَسِلْمُكَ سِلْمِي، وَحَرْبُكَ حَرْبِي، وَالْإِيمانُ مُخالِطٌ لَحْمَكَ وَدَمَكَ كَمَا خالَطَ لَحْمِي وَدَمِي، وَأَنْتَ غَداً عَلَى الْحَوْضِ خَلِيفَتِي، وَأَنْتَ تَقْضِي دَيْنِي، وَتُنْجِزُ عِداتِي، وَشِيعَتُكَ عَلَىٰ مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِي فِي الْجَنَّةِ وَهُمْ جِيرانِي، وَلَوْلا أَنْتَ يَا عَلِيُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِي، وَكانَ بَعْدَهُ هُدىً مِنَ الضَّلالِ، وَنُوراً مِنَ الْعَمىٰ، وَحَبْلَ اللّٰهِ الْمَتِينَ، وَصِراطَهُ الْمُسْتَقِيمَ؛

و فرمود: من شهر علمم و علی دروازۀ آن شهر است، پس هر که اراده شهر علم و حکمت کند، باید از دروازۀ آن وارد شود، سپس گفت: تو برادر و جانشین و وارث منی، گوشتت از گوشت من و خونت از خون من و آشتی با تو، آشتی با من و جنگ با تو، جنگ با من است و ایمان با گوشت و خونت آمیخته شده، چنان‌که با گوشت و خون من درآمیخته و تو فردای قیامت کنار حوض کوثر جانشین منی و تو قرضم را می‌پردازی و به وعده‌های من وفا می‌کنی و شیعیان تو بر منبرهایی از نورند، درحالی‌که رویشان سپید و در بهشت پیرامون من و همسایگان منند و اگر تو ای علی نبودی، اهل ایمان پس از من شناخته نمی‌شدند و آن حضرت پس از پیامبر، مایه هدایت از گمراهی و نور از نابینایی و ریسمان استوار خدا و راه راست او بود؛

ک ب ب ک ب ب ک ب ب ک ب

و فرموده باشد منم شهر علم****که دروازه باشد علی، غرقِ حلم

و هرکس بخواهد شود در ورود****بر آن شهر علم و ز حکمت وجود

گذر باد او را ز دروازه اش****سپس می رسد او به آوازه اش

علی را بگفتا پیمبر چنین****مرائی برادر و هم جانشین

تو وارث مرا بوده باشی یقین****تو را گوشت از من، مرا همچنین

که خونت زمن بوده باشدبه حتم****توگوشَت به من،من تو رازیرچَشم

مرا با تو همواره هست آشتی****که مهرت مرا، شد سبب داشتی

به من هرکسی، آشتی شدورود****تو را آشتی با وی است، در وجود

و هر کس مرا بوده باشد به جنگ****به جنگت ندارد به هرگز درنگ

که ایمانِ تو بوده درگوشت وخون****و آمیخته باشدچنین است وچون

چنانی که آمیخِته، با منی****درآن گوشت وخونت،توهم درهمی

تو اندر قیامت کنارِ منی****در آن حوض کوثر تو جان منی

مرا جانشینیّ و قرضم ادا****که هر وعده ام را، تو سازی وفا

تو را شیعیان بر منابر جلیس****چو نوری درخشند و باشند خلیص

به حالیکه باشند به رو ها سپید****بهشت برینی بر آن ها دمید

مرا در جوانب همی بگذرند****که همسایگانند، دمی نگذرند

نبودی اگر تو علی نزد من****شناخته نمی شد کس از روح و تن

پس از من میانِ همه شیعیان****که موءمن شناخته نبود بین آن

و آن حضرتش را ز بعد رسول****شده مایه ای از هدایت، قبول

ز گمراهی اش نور باشد کجا****ز بینائیش، از که باشد به ما

از آن ریسمان و زحبل المتین****کجا او رود تا به زخم جبین

وآن راه،راست است وبس مستقیم****در آن استواری بُوَد،ازقدیم

فراز8- لَايُسْبَقُ بِقَرابَةٍ فِي رَحِمٍ، وَلَا بِسابِقَةٍ فِي دِينٍ، وَلَا يُلْحَقُ فِي مَنْقَبَةٍ مِنْ مَناقِبِهِ، يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِما وَآلِهِما، وَيُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِيلِ، وَلَا تَأْخُذُهُ فِي اللّٰهِ لَوْمَةُ لائِمٍ، قَدْ وَتَرَ فِيهِ صَنادِيدَ الْعَرَبِ، وَقَتَلَ أَبْطالَهُمْ، وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ، فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقاداً بَدْرِيَّةً وَخَيْبَرِيَّةً وَحُنَيْنِيَّةً وَغَيْرَهُنَّ، فَأَضَبَّتْ عَلَىٰ عَداوَتِهِ، وَأَكَبَّتْ عَلَىٰ مُنابَذَتِهِ، حَتَّىٰ قَتَلَ النَّاكِثِينَ وَالْقاسِطِينَ وَالْمارِقِينَ، وَلَمَّا قَضىٰ نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ أَشْقَى الْآخِرِينَ يَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِينَ لَمْ يُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فِي الْهادِينَ بَعْدَ الْهادِينَ، وَالْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلَىٰ مَقْتِهِ، مُجْتَمِعَةٌ عَلَىٰ قَطِيعَةِ رَحِمِهِ، وَ إِقْصاءِ وُلَْدِهِ، إِلّا الْقَلِيلَ مِمَّنْ وَفَىٰ لِرِعايَةِ الْحَقِّ فِيهِمْ؛

با نزدیکی‌اش در خویشاوندی به رسول خدا، کسی بر او پیشی نگرفت و همچنین با سابقه‌اش در دین، کسی بر او مقدم نبود و در فضیلتی از فضائل هیچ‌کس به او نرسید، کار پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش) را پی گرفت و بر اساس تأویل قرآن جنگ می‌کرد و درباره خدا سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای را به خود نمی‌گرفت، خون شجاعان عرب را، در راه خدا به زمین ریخت و دلاورانشان را از دم تیغ گذراند و با گرگانشان در افتاد، پس به دل‌هایشان کینه سپرد، کینه جنگ بدر و خیبر و حنین و غیر آن‌ها را، پس دشمنی او را در نهاد خود جا دادند و به جنگ با او رو آوردند تا پیمان‌شکنان و جفاپیشگان و خارج‌شدگان از دایره دین را کشت و هنگامی‌که درگذشت و او را بدبخت‌ترین پسینیان‌ که از بدبخت‌ترین پیشینیان کرد، به قتل رساند، دستور رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) درباره هدایت‌کنندگان، از پس هدایت‌کنندگان [امامان بعد از پیامبر] اطاعت نشد و امّت بر دشمنی نسبت به آن حضرت پافشاری کردند و برای قطع رحم او و تبعید فرزندانش گرد آمدند، مگر اندکی از کسانی که برای رعایت حق درباره ایشان به پیمان پیامبر وفا کردند؛

علی بوده نزدیک و، خویش رسول****نشد کس به پیشی،نه کس راشمول

و او را به دین سابقه بیش بود****مقدّم بر او کس نبود، پیش بود

و اندر فضیلت، نبود هیچ کس****جلو تر نبوده از او، بوده بس

که او کار پیغمبرش پی گرفت****درود از خدا هم، بر او هی گرفت

به تأویل قرآن همی جنگ کرد**** به دشمن بسی عرصه را تنگ کرد

و در مورد حقّ نشد سرزنش**** پذیرا نبودش ، نه هرگز کُنش

و خون عرب از شجاعان را**** زمین ریخته است، تا نگیرند پا

گذر داده است از دم تیغ خود**** ز هر یک دلاور به هر صحنه برد

به گرگانشان هم بسی حمله کرد****همه گرگ ها را از آن خسته کرد

به دل هایشان کینه هائی سپرد****به بدر و حنین، خیبری را سِتُرد

و در، جنگ های دگر، حمله ور****ز تن سر برید و ، شکست پای و سر

پس از آن شدند دشمنی کینه توز****علی دست آن ها شده سینه سوز

گرفتند بغض علی را به دل****و هر جا فرو رفته اند، آب و گل

به جنگش همی آمدند رو به رو**** نکردند و با حضرتش گفت و گو

ز پیمان شکن کشت و گردنکشان**** و خارج شدند از جفا پیشگان

و هرچه از این دسته بودند،کشت****به دین و به آن دایره، هر چه گفت

دراین صحنه ها،کشته ازهرکسی****رعایت نمود او، به هر وارسی

که کشتند او را از آن زخم و ریش****و بدبخت تر، ز آیندگان، بوده پیش

رسول خدا را رعایت نشد**** خدا را به دین هم، اطاعت نشد

درود از خدا بر رسول و بر آل**** که آداب و دین بوده است ایده آل

نگشتند مردم هدایت به دین**** نشد از امامان معصوم، بر این

و بعد از پیمبر اطاعت نشد****خدا را از آ نان، که طاعت نشد

که اُمّت نمودند وهر دشمنی**** و هر پا فشاری به حضرت، بسی

نمودند قطعِ رحم آن زمان**** که تبعید گشتند به هر یک مکان

رعایت شد از،اندکی مردمان**** به حقِّ خدا عهد و پیمان مان

نبی را رعایت بر آن عهدشان****وفا را ببین و، از آن عزم شان

فراز9- فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَسُبِيَ مَنْ سُبِيَ، وَأُقْصِيَ مَنْ أُقْصِيَ، وَجَرَى الْقَضاءُ لَهُمْ بِمَا يُرْجىٰ لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ، إِذْ كانَتِ الْأَرْضُ لِلّٰهِ ﴿يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ، ﴿وَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً، وَلَنْ يُخْلِفَ اللّٰهُ وَعْدَهُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، فَعَلَى الْأَطائِبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِيٍّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِما وَآلِهِما فَلْيَبْكِ الْباكُونَ، وَ إِيَّاهُمْ فَلْيَنْدُبِ النَّادِبُونَ، وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرِفِ الدُّمُوعُ، وَلْيَصْرُخِ الصَّارِخُونَ، وَيَضِجَّ الضَّاجُّونَ، وَيَعِجَّ الْعاجُّونَ، أَيْنَ الْحَسَنُ ؟ أَيْنَ الْحُسَيْنُ ؟ أَيْنَ أَبْناءُ الْحُسَيْنِ ؟ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَصادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ، أَيْنَ السَّبِيلُ بَعْدَ السَّبِيلِ؛

پس کشته شد آنکه کشته شد و اسیر گشت آنکه اسیر گشت و تبعید شد آنکه تبعید شد و قضا بر آنان جاری شد به آنچه بر آن امید پاداش نیک می‌رود، زیرا زمین از خداست، آن را به هرکه از بندگانش بخواهد به ارث می‌دهد و سرانجام از آن پرهیزگاران است «و منزّه است پروردگار ما که به یقین وعده پروردگارمان انجام‌شدنی است» و خدا هرگز از وعده خویش تخلّف نمی‌کند و او نیرومند حکیم است، پس بر پاکیزگان از اهل‌بیت محمّد و علی (درود خدا بر ایشان و خاندانشان)، باید گریه‌کنندگان بگریند و زاری‌کنندگان زاری کنند و برای مانند آنان باید اشک‌ها روان شود و فریادکنندگان فریاد زنند و شیون‌کنندگان شیون کنند و خروشندگان بخروشند، حسن کجاست؟ حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجایند؟ شایسته‌ای پس از شایسته دیگر، راستگویی پس از راستگویی دیگر، راه از پس راه کجاست؟

سپس کشته شدآنکه خودکشته شد****و آن یک اسیری که پا بسته شد

و آنان قضا را به تبعید شذ****قضائی به جاری، نه امّید شد

به آنی که امّید پاداش شد****زمین را که آنِ خدا بوده، تأکید شد

اگر بنده ای را بخواهد خدا****به ارثش دهد هر چه را هر که را

سر انجام باشد به پرهیزگار****منزّه توئی، ای تو پروردگار

یقین است ما را به هر وعده اش****که امکان پذیر است و در غهده اش

به انجام گردد ز هر یک از آن****نگردد خلافی به هرگز میان

که نیرو از او بوده باشد خکیم****خدا مهربان است و باشد رحیم

به پاکیرگان پس بباید گریست****و از اهلبیت محمّد، به لیست

و آلِ علی هم، در این بیت باد**** درودِ خدا بر یکایک فزاد

بباید بگریند گریه کنان**** و زاری کنند هر که را بانیان

و هر اشک گردد از آن ها روان**** و فریاد زن را به فریادشان

و هر کس که شیون کند در امان****خروشند هر کس خروشندگان

حسن در کجا و حسین در کجا****و از هر چه پورجسینند،کجا

که شایسته باشند هر یک از آن****که والا ترینند، کران تا کران

و هر یک از آنان به شایستگی**** ز عهده بر آیند به آراستگی

همه راستگویند و صادق یقین****پس از راستگوئی، به راستی چنین

کجا هست راهی،پَسِ هر چه راه****همان راه باشد که راهِ خدا

فراز10- أَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ ؟ أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ ؟ أَيْنَ الْأَقْمارُ الْمُنِيرَةُ ؟ أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ ؟ أَيْنَ أَعْلامُ الدِّينِ وَقَواعِدُ الْعِلْمِ ؟ أَيْنَ بَقِيَّةُ اللّٰهِ الَّتِي لَاتَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهادِيَةِ ؟ أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ ؟ أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ ؟ أَيْنَ الْمُرْتَجىٰ لِإِزالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ ؟ أَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرائِضِ وَالسُّنَنِ ؟ أَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ لِإِعادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّرِيعَةِ ؟ أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْياءِ الْكِتابِ وَحُدُودِهِ ؟ أَيْنَ مُحْيِي مَعالِمِ الدِّينِ وَأَهْلِهِ ؟ أَيْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِينَ ؟ أَيْنَ هادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفاقِ ؟ أَيْنَ مُبِيدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْيانِ وَالطُّغْيانِ ؟ أَيْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَيِّ وَالشِّقاقِ؛

کجاست بهترین برگزیده بعد از بهترین برگزیده؟ کجایند خورشیدهای تابان، کجایند ماه‌های نورافشان، کجایند ستارگان فروزان، کجایند پرچم‌های دین و پایه‌های دانش، کجاست آن باقیمانده خدا که از عترت هدایتگر خالی نشود، کجاست آن مهیا گشته برای ریشه‌کن کردن ستمکاران، کجاست آن‌که برای راست نمودن انحراف و کجی به انتظار اویند، کجاست آن‌که به او امید بسته شده برای از بین بردن ستم و دشمنی، کجاست آن ذخیره برای تجدید فریضه‌ها و سنّت‌ها، کجاست آن برگزیده برای بازگرداندن دین و شریعت، کجاست آن آرزو شده برای زنده کردن قرآن و حدود آن، کجاست احیاگر نشانه‌های دین و اهل دین، کجاست درهم‌شکننده شوکت متجاوزان، کجاست ویران‌کننده بناهای شرک و دورویی، کجاست نابودکننده اهل فسق و عصیان و طغیان، کجاست دروکننده شاخه‌های گمراهی و شکاف‌اندازی؛

کجا بوده آن بر گزیده، ز شأن****گزیده تری را از آن انجمن

کجایند خورشید ها در زمان****کجا بوده مهتاب و آن آسمان

کنندنور افشان،سماوات وارض****همه نور باشند و هستی غرض

کجایند انجم فروزان شوند****کجایند پرچم که جنبان شوند

همان پرچم از دین ودانش به جود****بجنبند در جا، به اصل وجود

و باقی، کجا مانده است ای خدا****هدایت زعترت کجاهست جدا

کجا شد مُهیّا گری در میان ****کَند ریشه را از همانجا، نهان

بُرد ریشه از هر ستمگر به جدّ ****که راهِ حیاتی شود آن ، مُمد

کجا هست وآنکس کندراستی****کج و منحرف را،کزاوخواستی

بر او مانده ای قرن ها انتظار****که باشی بر او دائم امّید وار

فراز11- أَيْنَ طامِسُ آثارِ الزَّيْغِ وَالْأَهْواءِ ؟ أَيْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الْكِذْبِ وَالافْتِراءِ ؟ أَيْنَ مُبِيدُ الْعُتاةِ وَالْمَرَدَةِ ؟ أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْلِيلِ وَالْإِلْحادِ ؟ أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِياءِ وَمُذِلُّ الْأَعْداءِ ؟ أَيْنَ جامِعُ الْكَلِمَةِ عَلَى التَّقْوىٰ ؟ أَيْنَ بابُ اللّٰهِ الَّذِي مِنْهُ يُؤْتىٰ ؟ أَيْنَ وَجْهُ اللّٰهِ الَّذِي إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِياءُ ؟ أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَالسَّماءِ ؟ أَيْنَ صاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَناشِرُ رايَةِ الْهُدىٰ؟ أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا؛

کجاست محوکننده آثار انحراف و هواهای نفسانی، کجاست قطع‌کننده دام‌های دروغ و بهتان، کجاست نابودکننده سرکشان و سرپیچی‌کنندگان، کجاست ریشه‌کن‌کننده اهل لجاجت و گمراهی و بی‌دینی، کجاست عزّت‌بخش دوستان و خوارکننده دشمنان، کجاست گردآورنده قدرت و اقتدار بر پایه تقوا، کجاست دروازۀ به سوی خدا که از آن آمده شود، کجاست جلوه خدا که دوستان به سویش روی آورند، کجاست آن وسیله پیوند بین زمین و آسمان، کجاست صاحب روز پیروزی و گسترنده پرچم هدایت، کجاست گردآورنده پراکندگی صلاح و رضا؛

کجا بوده آنکس،خداوند پاک****بریزد ز هر انحرافی به خاک

هواهای نفسی،بریزد به دور****فرو اوفتد، هر چه ظلم و فجور

کجا هست، آن قاطع دام ها ****دروغ است و، انواع بهتان ها

ونابود کننده، از آن سرکشان ****تمرّد کنند از خداوند جان

کجاهست او،تا کَندریشه کن****ز اهل لجاجت، ببرّد ز تن

که اینان،گمراه باشند به دین****نه راهی شناسند،و دینی یقین

کجاهست آنکس،به عزّت شعار***به این دوستانش شود استوار

کِشددشمنان رابه خواری تمام****سر افکنده مانند هر جا، مُدام

کجا هست، گرد آور اقتدار****و قدرت در آن ها شود ماندگار

ز تقوا شود پایه ها بر قرار ****چنین گر شود،کی،کجا،اضطرار

کجا بوده دروازه، سوی خدا **** تو آئی از آن در، شوی رهنما

کجاهست،آن جلوه ازسوی حقّ****که این دوستانند از او مستحقّ

به سویش همی آورند رو یقین****کجا هست و،آنکس وسیله به دین

که پیوندِ بینِ زمین، آسمان ****کجا صاحبِ روزِ پیروز، در آن نهان

کند پهن پرچم به صد اقتدار**** هدایت کند، تا شود، ماندگار

کجااست تا کندهر چه گردآوری**** پرا کند گی باشد و دل خوری

صلاح و رضای خدا را در آن**** مهیّا نماید عیان و نهان

فراز12- أَيْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِياءِ وَأَبْناءِ الْأَنْبِياءِ ؟ أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ ؟ أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلَىٰ مَنِ اعْتَدىٰ عَلَيْهِ وَافْتَرىٰ ؟ أَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِي يُجابُ إِذا دَعا ؟ أَيْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُو الْبِرِّ وَالتَّقْوىٰ ؟ أَيْنَ ابْنُ النَّبِيِّ الْمُصْطَفىٰ، وَابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضىٰ، وَابْنُ خَدِيجَةَ الْغَرَّاءِ، وَابْنُ فاطِمَةَ الْكُبْرَىٰ ؟ بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي وَنَفْسِي لَكَ الْوِقاءُ وَالْحِمىٰ، يَا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِينَ، يَا ابْنَ النُّجَباءِ الْأَكْرَمِينَ، يَا ابْنَ الْهُداةِ الْمَهْدِيِّينَ ، يَا ابْنَ الْخِيَرَةِ الْمُهَذَّبِينَ، يَا ابْنَ الْغَطارِفَةِ الْأَنْجَبِينَ، يَا ابْنَ الْأَطائِبِ الْمُطَهَّرِينَ ، يَا ابْنَ الْخَضارِمَةِ الْمُنْتَجَبِينَ، يَا ابْنَ الْقَماقِمَةِ الْأَكْرَمِينَ ، يَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِيرَةِ، يَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِيئَةِ، يَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ، يَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ؛

کجاست خواهنده خون پیامبران و فرزندان پیامبران، کجاست خواهنده خون کشته در کربلا، کجاست آن پیروز شده بر هر که به او ستم کرد و بهتان زد، کجاست آن مضطّری که اجابت شود هنگامی که دعا کند، کجاست سرسلسله مخلوقات، دارای نیکی و تقوا، کجاست فرزند پیامبر برگزیده و فرزند علی مرتضی و فرزند خدیجه روشن جبین و فرزند فاطمه کبری؟ پدر و مادر و جانم فدایت شود، می‌خواهم برایت سپر و حصار باشم، ای فرزند سروران مقرّب، ای فرزند نجیبان گرامی، ای فرزند راهنمایان راه یافته، ای فرزند برگزیدگان پاکیزه، ای فرزند بزرگواران نجیب، ای فرزند پاکان پاکیزه، ای فرزند بزرگواران برگزیده، ای فرزند دریاهای بی‌کران بخشش و رأفت و محبت، ای فرزند ماه‌های نورافشان، ای فرزند چراغ‌های تابان، ای فرزند ستارگان فروزان، ای فرزند اختران درخشان؛

کجا هست، خواهانِ خون از نبی **** و فرزند آنان ، رسول و وصی

و خواهندۀ خونِ، اندر بلا ****همان سر زمینی که در کربلا

کجا هست و آنکس که پیروزشد **** به هریک ستمکار،دلسوز شد

براو کرده اند هرچه ظلم و ستم****چه بهتان زدند،هرچه دور از کرم

کجا هست آن کس، اجابت کند****به هر مضطری تا دخالت کند

بخواند خدا را به اندازه ای **** که تا وا نماید به دروازه ای

کجا هست مولا ز سرسلسله****به مخلوق دارد، بسی واهمه

به نیکیّ و تقوا همه کارها**** که انجام گردد ز راه خدا

کجا هست فرزندِ نور خدا **** و فرزند عالیّ و والا، بجاه

و او بر گزیده، علی مرتضی**** که فرزند باشد به نور هدی

و فرزند روشن جبین، اُمّ ها**** خدیجه و آن فاطمه از خدا

پدر مادر و، جانِ من، بر فدا**** شما را به قربان، در این ماجرا

بخواهم همیشه برایت سپر****حصاری شوم من، ز هر رهگذر

تو فرزند آن سرورانِ بهشت****که باشی به هرحیث نیکو سرشت

توباشی مقرّب،زهرسمت وسوی****به دیدار تو بوده است آرزوی

تو فرزند پاک و نجیب از خدا **** توئی از گرامی ترین رهنما

که باشی تو فرزند ره یافته گان**** و هر برگزیده ز پاکی نشان

تو فرزند هر برگزیده، نشان****تو فرزند دریا، کران بی کران

ز بخشش، ز رأفت، محبّت میان****تو فرزند ماه هایِ، پرتو فشان

تو فرزند هر یک،از آن چهلچراغ ****ز هر یک از آن ها، تو را در رواق

تو فرزند هر یک از آن انجمی ****فروزان باشند به هر موءمنی

که فرزند باشی از آن اختران****درخشان چو بوده در آن آسمان

فراز13- يَا ابْنَ السُّبُلِ الْواضِحَةِ، يَا ابْنَ الْأَعْلامِ اللَّائِحَةِ، يَا ابْنَ الْعُلُومِ الْكامِلَةِ، يَا ابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ، يَا ابْنَ الْمَعالِمِ الْمَأْثُورَةِ، يَا ابْنَ الْمُعْجِزاتِ الْمَوْجُودَةِ، يَا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ ، يَا ابْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقِيمِ، يَا ابْنَ النَّبَاَ الْعَظِيمِ، يَا ابْنَ مَنْ هُوَ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَى اللّٰهِ عَلِيٌّ حَكِيمٌ، يَا ابْنَ الْآياتِ وَالْبَيِّناتِ، يَا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِراتِ، يَا ابْنَ الْبَراهِينِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ، يَا ابْنَ الْحُجَجِ الْبالِغاتِ، يَا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغاتِ، يَا ابْنَ طٰهٰ وَالْمُحْكَماتِ؛

ای فرزند راه‌های روشن، ای فرزند نشانه‌های آشکار، ای فرزند دانش‌های کامل، ای فرزند آیین‌های مشهور، ای فرزند نشانه‌های حفظ شده، ای فرزند معجزات موجود، ای فرزند دلیل‌های محسوس، ای فرزند راه مستقیم، ای فرزند خبر بزرگ، ای فرزند کسی که در امّ الکتاب، نزد خدا، والا و حکیم است، ای فرزند آیات و نشانه‌ها، ای فرزند دلیل‌های آشکار، ای فرزند برهان‌های نمایان، ای فرزند حجّت‌های رسا، ای فرزند نعمت‌های کامل، ای فرزند طه و آیات محکم؛

تو فرزند راه های روشن به سیر****توئی آشکارا نشانی به دیر

تو فرزتد باشی به کلِّ علوم****توراهست محسوس،دلایل عموم

تو فرزندِ آئینِ در اشتهار ****که هر رسمِ در آن، بسی اعتبار

تو را در نشانها حفاظت بُوَد**** تو فرزند باشی اصالت بُوَد

تو فرزند هر راه در مستقیم**** تو فرزند اخبار، که باشد عظیم

تو فرزند آنی که امّ الکتاب **** به نزد خدا، در حساب و کتاب

تو را هست حکمت، که والا بُوَد****تو را رتبه ای هر چه اعلی بُوَد

تو فرزند هر آیه و هر نشان**** دلایل تو را آشکارا بیان

تو فرزند برهان و هر یک دلیل****نمایان چو باشند به نور جلیل

توفرزندهرحجتّی در رسا است****که هر حاجتی را از آن ها روا است

تو فرزند هر نعمتی، در کمال****تو مولا نو باشی چو یوسف جمال

تو فرزند طاها و آیات حقّ****به بنیان محکم توئی مستحقّ

فراز14- يَا ابْنَ يس وَالذَّارِياتِ، يَا ابْنَ الطُّورِ وَالْعادِياتِ، يَا ابْنَ مَنْ دَنا فَتَدَلَّىٰ فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنىٰ دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ الْعَلِيِّ الْأَعْلىٰ، لَيْتَ شِعْرِي أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوىٰ ؟ بَلْ أَيُّ أَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَرىٰ ؟ أَبِرَضْوىٰ أَوْ غَيْرِها أَمْ ذِي طُوى ؟ عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَلَا تُرىٰ، وَلَا أَسْمَعَ‌ُ لَكَ حَسِيساً وَلَا نَجْوىٰ، عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ تُحِيطَ بِكَ دُونِيَ الْبَلْوَىٰ وَلَا يَنالَُكَ مِنِّي ضَجِيجٌ وَلَا شَكْوىٰ، بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنَّا، بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ نازِحٍ مَا نَزَحَ عَنَّا، بِنَفْسِي أَنْتَ أُمْنِيَّةُ شائِقٍ يَتَمَنَّىٰ مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَكَرا فَحَنَّا، بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ عَقِيدِ عِزٍّ لَايُسامىٰ؛

ای فرزند یس و ذاریات، ای فرزند طور و عادیات، ای فرزند کسی که نزدیک شد، آنگاه درآویخت تا آنکه در دسترسی و نزدیکی به خدای علی اعلی، به فاصله دو کمان یا کمتر بود، ای کاش می‌دانستم خانه‌ات در کجا قرار گرفته، بلکه می‌دانستم کدام زمین تو را برداشته یا چه خاکی؟ آیا در کوه رضوایی یا در غیر آن، یا در زمین ذی طوایی؟ بر من سخت است که مردم را می‌بینم، ولی تو دیده نمی‌شوی و از تو نمی‌شنوم صدای محسوسی و نه رازونیازی، بر من سخت است که تو را بدون من گرفتاری فراگیرد و از من به تو فریاد و شکایتی نرسد، جانم فدایت، تو پنهان شده‌ای هستی که از میان ما بیرون نیستی، جانم فدایت، تو دوری هستی که از ما دور نیست، جانم فدایت، تو آرزوی هر مشتاقی که آرزو کند، از مردان و زنان مؤمن که تو را یاد کرده، از فراقت ناله کنند، جانم فدایت، تو هم‌پیمان نیرو و توانی که کسی بر او برتری نگیرد؛

تو فرزند یاسین و، والذّاریات****که فرزند طوریّ و، والعادیت

تو فرزند آنکس که نزدیک شد**** که آنگاه در آویخت و تاریک شد

ندیدش دگرهیچ و را،هیچ و را**** فقط دیده او پیچ و واپیچ را

ازآن پس همه،نورشد هرکجا****شد او دسترس بر خدایِ عَلی

به نزدیک و نزیکتر شد بر او****خدایِ بزرگی به اعلی و هو

دو را از کمان یا که کمتراز آن****خدا را به نزدیک شد آن زمان

جلو تر از آن را نباشد توان**** و ای کاش دانسته بودم عیان

کجاخانه ات،یاچه باشدنشان****کدامین زمین را تو باشی بر آن

چه خاکی تورابرگرفت درمیان ****کجائی به رضوا؟، و یا غیر آن

و یا در زمین ذی طُوائی یقین****نبینم تو را هیچ جا، من چنین

به من سخت باشدنبینم تورا****همه را ببینم، کجائی کجا

شوددیده هرکس،بجزروی تو****نبینم تو را قامت و موی تو

نشد بشنوم صوت زیبای تو**** ندیم تو را، قدِّ رعنای تو

نه راز و نیازی ز تو بشنوم****چقدرسخت باشددراین گفتنم

گرفتار گردم به دردی بلا**** نباشی مرا چاره سازی، دوا

زفریادمن مطّلع کی شوی****شکایات من را کجا بشنوی

مراجان فدایت بوقت لزوم****تو را خاک پایم، به هر یک قدوم

توپنهان شدی هرکجابینِ ما***نباشی تو بیرونِ از جانِ ما

مراجان فدایت بوقت لزوم****تو را خاک پایم، به هر یک قدوم

تودوری زما نیست هرگزبه دور****تومارا امیدی نباشد به گور

مراجان فدایت بوقت لزوم****تو را خاک پایم، به هر یک قدوم

توئی آرزو هرکه رااشتیاق****زهرکس امیدی به سبک وسیاق

زمردانِ موءمن،زنان درکنار****تو را یاد آنان شود بر قرار

کنندناله هریک تورادرفراق**** که کافی نباشد به نور از چراغ

مراجان فدایت بوقت لزوم****تو را خاک پایم، به هر یک قدوم

که پیمان توراهست،نیرو توان****نباشد کسی را به برتر میان

فراز15- بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ أَثِيلِ مَجْدٍ لَايُجارَىٰ ، بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لَاتُضاهىٰ، بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ نَصِيفِ شَرَفٍ لَايُساوَىٰ، إِلىٰ مَتَىٰ أَحارُ فِيكَ يَا مَوْلايَ وَ إِلَىٰ مَتَىٰ ؟ وَأَيَّ خِطابٍ أَصِفُ فِيكَ وَأَيَّ نَجْوَىٰ ؟ عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أُجَابَ دُونَكَ وَأُناغَىٰ ، عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَبْكِيَكَ وَيَخْذُلَكَ الْوَرَىٰ، عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ يَجْرِيَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ مَا جَرَىٰ، هَلْ مِنْ مُعِينٍ فَأُطِيلَ مَعَهُ الْعَوِيلَ وَالْبُكاءَ ؟ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ إِذا خَلا ؟ هَلْ قَذِيَتْ عَيْنٌ فَساعَدَتْها عَيْنِي عَلَى الْقَذَىٰ؛

جانم فدایت، تو درخت ریشه‌دار سرفرازی که هم‌طرازی نپذیرد، جانم فدایت، تو نعمت دیرینه‌ای که او را مانندی نیست، جانم فدایت، تو قرین شرفی که وی را برابری نیست، تا چه زمانی نسبت به تو سرگردان باشم، ای مولایم و تا چه زمان و با کدام بیان، تو را وصف کنم و با چه رازونیازی؟ بر من سخت است که از سوی غیر تو پاسخ داده شوم و سخن مسرّت‌بخش بشنوم، بر من سخت است که برای تو گریه کنم، ولی مردم تو را وا‌گذارند، بر من سخت است که بر تو بگذرد و نه بر دیگران آنچه گذشت، آیا کمک کننده‌ای هست که فریاد و گریه را در کنارش طولانی کنم؟ آیا بی‌تابی هست که او را در بی‌تابی‌اش، هنگامی که خلوت کند یاری رسانم؟ آیا چشمی هست که خار فراق در آن جا گرفته، پس چشم من او را بر آن خار خلیده یاری دهد؟

مرا جان فدایت به وقت لزوم**** تو را خاک پایم،به هر یک قدوم

توباشی درختی که باریشه ای****سر افرازباشی به اندیشه ای

که دنیا ندارد تو را همطراز****نیاید طرازت شود سر فراز

مرا جان فدایت به وقت لزوم**** تو را خاک پایم،به هر یک قدوم

تو دیرینه از نعمتی هر زمان****به مانندِ تو، کی بُوَد در جهان

مرا جان فدایت به وقت لزوم**** تو را خاک پایم،به هر یک قدوم

تو باشی قرینِ شرف هر کجا**** نباشند برابر تو را، جا به جا

چه مدّت زمانی به حیرت شوم**** کجا تا کجا، با چه سرعت روم

تو مولای من با کدامین بیان****ز کی تا به کی،وصفِ تو،گویم آن

چه رازی نیازی،در آن رو شود****در آن دو کجاهر که یک سو شود

مراسخت ودشوار،ازسویِ غیر****که پاسخ دهد او مرا هر چه خیر

مرا پاسخ آید، کز او بشنوم****که شادی خوشی را از او بدروم

به من سخت باشدکنم گریه ای****برایت به لابه کنم چاره ای

ولی دیگر از مردمان را ببین****که وا می گذارند، حتم و یقین

به من سخت باشد،چه ای بگذرد****نه بر دیگران اینچنینی سزد

و آیا بُوَد یک مدد در کنار****مرا گریه آید، شوم بی قرار

شود گریه ام را دوامِ تمام****که بی تاب گردم کنارش مُدام؟

و آیا به بی تابیش کس بُوَد****که یاری رساند ز هر کس شود

به خلوت کنم یاری ازهرکسی****به همّت در آیم، از او من بسی

و آیا بود چشمِ اندر فراق****که خاری درآن جا شودبی چراغ

که پس چشم من یارگردد براو****که خار خلیده بر آن جست و جو

که از بیخ و بن کنده گرددچنان**** شود پاک و پاکیزه از آن خسان

فراز16- هَلْ إِلَيْكَ يَابْنَ أَحْمَدَ سَبِيلٌ فَتُلْقىٰ ؟ هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنا مِنْكَ بِعِدَةٍ فَنَحْظىٰ ؟ مَتَىٰ نَرِدُ مَناهِلَكَ الرَّوِيَّةَ فَنَرْوَىٰ ؟ مَتَىٰ نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مائِكَ فَقَدْ طالَ الصَّدىٰ ؟ مَتىٰ نُغادِيكَ وَنُراوِحُكَ فَنُقِرَّ عَيْناً ؟ مَتىٰ تَرانا وَ نَراكَ وَقَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُرَىٰ أَتَرَانا نَحُفُّ بِكَ وَأَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَأَذَقْتَ أَعْداءَكَ هَواناً وَعِقاباً، وَأَبَرْتَ الْعُتاةَ وَجَحَدَةَ الْحَقِّ، وَقَطَعْتَ دابِرَ الْمُتَكَبِّرِينَ، وَاجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِينَ، وَنَحْنُ نَقُولُ: الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ

آیا به سوی تو ای پسر احمد راهی هست تا ملاقات شوی، آیا روز ما به تو با وعده‌ای در می‌پیوندد تا بهره‌مند گردیم، چه زمان به چشمه‌های پر آبت وارد می‌شویم تا سیراب گردیم، چه زمان از آب وصل خوشگوارت بهره‌مند می‌شویم؟ که تشنگی ما طولانی شد، چه زمان با تو صبح و شام می‌کنیم تا دیده از این کار روشن کنیم، چه زمان ما را می‌بینی و ما تو را می‌بینیم، درحالی‌که پرچم پیروزی را گسترده‌ای، آیا آن روز در می‌رسد که ما را ببینی که تو را احاطه کنیم و تو جامعه جهانی را پیشوا می‌شوی درحالی‌که زمین را از عدالت انباشتی و دشمنانت را خواری و کیفر چشانده‌ای و متکبّران و منکران حق را نابود کرده‌ای و ریشه سرکشان را قطع نموده‌ای و بیخ و بن ستمکاران را برکنده‌ای تا ما بگوییم: ستایش ویژۀ خدا، پروردگار جهانیان است؛

که آیا رهی را، به سویت بُود****که فرزندِ احمد به آن، ره دهد

ملاقات گردی به هر روزه ات****که پیوند باشد به هر وعده ات

شویم بهره مندهریک ازلحظه ها****چه حاصل به هر یک ز آحاد ما

به کی وارد چشمه هایت شویم****که پر آب باشند تو را در حریم

از آن ها بنوشیم و، سیراب بس****چه هنگام آید در آن بهر کس

از آن آب وصلت، بسی خوشگوار****بنوشیم و ما،رحمت از کردگار

عطش بر یکایک زمانی دراز****کجاخوش گذشت تاکه گوئیم راز

چه مدّت زمانی،ز هرصبح وشام****به پایان رسانیم، به معنا تمام

که تا دیده روشن کنیم ناگهان****از این انتظار کران تا کران

چه وقتی ببینیم تو را در عیان****که ما را تو دیدی به وقت و زمان

به آن وقت بینیم،همه ما تو را ****که افراشته ای پرچمت هر کجا

تو گسترده باشی به دنیا از آن****نباشد دگر پرچمی، در میان

و آیا که آن روزه را در رسد****احاطه کنیم ما تو را، کی رسد

جهانی شود جامعه، آن زمان****توئی پیشوایش، همه یک نشان

به حالیکه انباشته ای عدل را****زمین را سراسر، همه عقل را

که آن دشمنانت به خواری فرو****کشند کیفری را ز هر سمت و سو

تو نابود کردی به روی زمین****تکبّر نباشد دگر این چنین

تو هر منکری را نشاندی به جا****همه قلع و قمعند، به راهند و راه

نمودی توقطع،ریشۀ سرکشان****تو بر کنده ای ریشه از این کسان

تواز بیخ و بن، ریشه راسرنگون****تمامی از آنان شدند واژه گون

که تا ما بگوئیم، از جان و دل****ستایش خدا را، که مائیم گل

که پروردگار است و او برجهان****هر آن را که پیدا بُوَد یا نهان

فراز17- اللّٰهُمَّ أَنْتَ كَشَّافُ الْكَرْبِ [الْكُرَبِ] وَالْبَلْوَىٰ، وَ إِلَيْكَ أَسْتَعْدِي فَعِنْدَكَ الْعَدْوَىٰ، وَأَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَالدُّنْيا ، فَأَغِثْ يَا غِياثَ الْمُسْتَغِيثِينَ عُبَيْدَكَ الْمُبْتَلىٰ، وَأَرِهِ سَيِّدَهُ يَا شَدِيدَ الْقُوَىٰ، وَأَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَىٰ وَالْجَوَىٰ، وَبَرِّدْ غَلِيلَهُ يَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ، وَمَنْ إِلَيْهِ الرُّجْعىٰ وَالْمُنْتَهىٰ . اللّٰهُمَّ وَنَحْنُ عَبِيدُكَ التَّائِقُونَ إِلىٰ وَلِيِّكَ الْمُذَكِّرِ بِكَ وَبِنَبِيِّكَ، خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَمَلاذاً، وَأَقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَمَعاذاً، وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِنَّا إِماماً، فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَسَلاماً وَزِدْنا بِذٰلِكَ يَا رَبِّ إِكْراماً؛

خدایا تو برطرف کننده سختی‌ها و حوادث ناگواری، از تو یاری می‌طلبم که یاری و کمک تنها نزد توست و تو پروردگار آخرت و دنیایی، پس ای فریادرس درماندگان، به فریاد بنده کوچک گرفتارت برس و سرورش را به او نشان بده‌، ای دارندۀ نیروهای شگرف و به دیدار سرورش، اندوه و سوز دل را از او بزدای و آتش تشنگی‌اش را خاموش کن، ای که بر عرش چیره‌ای و بازگشت و سرانجام به سوی اوست، خدایا، ما بندگان به شدّت مشتاق به سوی ولی تو هستیم، آنکه مردم را به یاد تو و پیامبرت اندازد و تو او را برای ما نگهبان و پناهگاه آفریدی و او را قوم و امان ما قرار دادی و او را پیشوای اهل ایمان از گروه ما گرداندی، از جانب ما به او درود و سلام برسان و به این وسیله رأفت و محبت بر ما را ای پروردگار بیفزا؛

خدا یا تو سختی کنی بر طرف**** تو را هر چه نیرو بُوَد در صدف

حوادث اگر صف کشد پیش رو****تو در هم بریزی ز هرسمت وسو

تورا هرچه یاری کنیم ما طلب****تو باشی فقط یار، هر روز و شب

که پروردگاری بر آن آخرت**** ز دنیای فانی، همه شاکرت

تو درماندگان را کنی سر کشی****ضرورت به فریاد هر کس رسی

به فریاد این بندۀ کوچکت****برس ای خدا، من کشم منّتت

گرفتار باشم به فریاد رس****به او ده نشان سرورش را تو بس

تو را بوده نیرو شگرف و عجیب****به دیدار سرور، ولع را عجیب

زداهرچه اندوه و را هرچه سوز****نما رفع هر تشنگی را به روز

تو خاموش کن، زآتش تشنگی****که بر عرش اعلی تو هم چیره ای

ز من بازگشتی به سویت بُوَد****سر انجام کارم به رویت شود

خدا را که مشتاق، ما بندگان****ولی از تو بینیم و، ما هر زمان

و از هرچه آن مردمان رابه یاد****تو با پیغمبرت را بداریم ثواب

نگهبان ما کرده ای هر کجا****تو او را پناهگاه به صبح و مسا

واورانمودی به ماقوم وخویش****امان داده ای تا رویم رو به پیش

که او شد به ما پیشوا،رهنما****به هر موءمن و موءمنه تا کجا

تو از جانب ما درودی رسان****سلامی فرستی بر این شیعیان

محبّت شود رأفتی را به کار****بدین باب، رحمت ز پروردگار

بیفزا به ما نعمت و رحمتی****که بر مردمان هر زمان، فرصتی

فراز18- وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَمُقاماً، وَأَتْمِمْ نِعْمَتَكَ بِتَقْدِيمِكَ إِيَّاهُ أَمامَنا حَتَّىٰ تُورِدَنا جِنَانَكَ وَمُرافَقَةَ الشُّهَداءِ مِنْ خُلَصائِكَ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ رَسُولِكَ السَّيِّدِ الْأَكْبَرِ وَعَلَىٰ أَبِيهِ السَّيِّدِ الْأَصْغَرِ وَجَدَّتِهِ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرىٰ فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صلَّى اللّٰه عَليْهِ وآلِهِ وَعَلَىٰ مَنِ اصْطَفَيْتَ مِنْ آبائِهِ الْبَرَرَةِ وَعَلَيْهِ أَفْضَلَ وَأَكْمَلَ وَأَتَمَّ وَأَدْوَمَ وَأَكْثَرَ وَأَوْفَرَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيائِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ؛

و جایگاه او را، جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده و نعمتت را با پیش انداختن او در پیش روی ما کامل گردان تا ما را وارد بهشت‌هایت نماید و به هم‌نشینی شهیدان از بندگان خالصت نائل کند. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و درود فرست بر محمّد جدّ او و رسولت، آن سرور بزرگ‌تر و بر پدرش آن سرور پس از پیامبر و بر جدّه‌اش صدّیقه کبری، فاطمه دختر محمّد و بر کسانی که برگزیدی، از پدران نیکوکارش و بر او، برترین و کامل‌ترین و تمام‌ترین و بادوام‌ترین و بیشترین و فراوان‌ترین درودی که بر یکی از برگزیدگانت و انتخاب‌شدگانت از میان آفریدگانت فرستادی؛

و از جایگاهش به ما کن نصیب****اقامت گزینیم و بر آن حبیب

و در نعمتت، پیش و انداز، از او****تو کامل نما، آنچه در پیش رو

که وارد شویم بر بهشتت یقین****شهیدان گلگون کفن، همنشین

که باشند خالص، به دنیا و دین****رسان هر که را در بهشت برین

خدا یا فرست بر محمّد درود****که او بوده هر جا، تو را در سجود

و بر خاندانش، چنین قسمتی****که هر فکر و ذکری به هر همّتی

به جَدِّ محمّد درودی ز ما****و بر آن رسولت، ز ما هر کجا

برآن سروری راکه باشدبزرگ****که باشد در آن خاندانش، ستُرگ

وبربابِ او، چونکه شدسرورش****بر آن سرور و هم بر آن جدّه اش

به صدّیقه کبری، بر آن فاطمه****که دُختِ محمّد، در آن دایره

گزیدیّ و بر جملۀ آن کسان**** پدر هایِ نیکو، خود از خاندان

درودی که باشد از آن برترین**** سلامی که باشد به کاملترین

تمامی درودی تمامی ترین****که باشد دوامش دوامی ترین

وباشدبه بیش وبه بیشیترین****فراوان باشد فراوان ترین

درودت برآن بنده ات،شدگزین****شد او انتخابت، که شد دستچین

میان ازهمه بنده ات،به گزین****فرستادی او را به حبل المتین

فراز19- وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً لَاغايَةَ لِعَدَدِها، وَلَا نِهايَةَ لِمَدَدِها، وَلَا نَفادَ لِأَمَدِها، اللّٰهُمَّ وَأَقِمْ بِهِ الْحَقَّ، وَأَدْحِضْ بِهِ الْباطِلَ، وَأَدِلْ بِهِ أَوْلِياءَكَ، وَأَذْلِلْ بِهِ أَعْداءَكَ، وَصِلِ اللّٰهُمَّ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّي إِلىٰ مُرافَقَةِ سَلَفِهِ، وَاجْعَلْنا مِمَّنْ يَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَيَمْكُثُ فِي ظِلِّهِمْ، وَأَعِنَّا عَلَىٰ تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ، وَالاجْتِهادِ فِي طاعَتِهِ، وَاجْتِنابِ مَعْصِيَتِهِ، وَامْنُنْ عَلَيْنا بِرِضاهُ، وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعاءَهُ وَخَيْرَهُ مَا نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ، وَفَوْزاً عِنْدَكَ، وَاجْعَلْ صَلاتَنا بِهِ مَقبُولَةً، وَذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً، وَدُعاءَنا بِهِ مُسْتَجاباً؛

درود فرست، درودی که پایانی برای عددش و نهایتی برای مدتش و به آخر رسیدنی برای زمانش نباشد، خدایا حق را به وسیله او برپا دار و باطل را به او نابود کن و دوستانت را به سبب آن حضرت به دولت برسان و دشمنانت را به دست او خوار گردان و پیوندده خدایا بین ما و او، پیوندی که ما را به هم‌نشینی گذشتگان او برساند و ما را از آنانی قرار ده که به دامان عنایتشان چنگ زنند و در سایه لطفشان اقامت کنند و ما را بر پرداخت حقوقش و کوشش در فرمانبرداری‌اش و دوری از نافرمانی‌اش کمک کن و بر ما به خشنودی‌اش منّت نه و رأفت و رحمت و دعای خیر آن حضرت را به ما ببخش تا حدّی که به سبب آن به رحمت گسترده‌ات و رستگاری در پیشگاهت برسیم، خدایا به وسیله او نمازمان را پذیرفته و گناهانمان را آمرزیده و دعاهایمان را مستجاب گردان؛

خدا یا فرست بر محمّد درود**** که پایان ندارد به حدّ و حدود

نهایت نباشد در آن مدّتی****به آخر نخواهد رسد، فرصتی

خدا یا تو حق را از او پایه دار****و باطل تو نابود کن، سنگسار

به دولت رسان دوستانت به مهر****که هردوره ای رابه زیرسپهر

سبب ساز آن بوده، آن حضرتش****و پیوندِ او ده بر آن هیبتش

شوند خوار و، آن دشمنان پلید****و پیوندِ ما را نما خود شدید

خدا یا در بین ما، بیِن او****توپیوندفرما،به هرسمت وسو

تو پیوند ده و، نما همنشین****ز هریک گذشته رسان بهترین

و ما را بر آنان قراری بده****به دامانشان چنگ چندان بنه

عنایاتشان را، نما گسترش****و شد سایۀ لطفشان، پرورش

اقامت نمایند،درآن سایه ها****و ما را به پرداخت حقّ در رسا

که فرمانِ او را پذیرا شویم****تمرّد به فرمان او کی کنیم

کمک کن تو مارابفرمانِ خود****درآن نفع و سودی که بایدبه بُرد

وماراست منّت به خشنودی اش****به رحمت به رأفت،به همکاری اش

دعائی که خیراست از حضرتش ****ببخشا به ما و از آن سطوتش

به حدّی سبب باشد به ما****که گسترده گردد ز رحمت به ما

که در پیشگاهت شویم رستگار****و امّید واریم، ز تو ماندگار

خدا یا شود او وسیله به ما****که هر یک نمازی، پذیرفته ها

گناهان ما را ببخشی خدا****دعاها شود مستجابی به جا

فراز20- وَاجْعَلْ أَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً، وَهُمُومَنا بِهِ مَكْفِيَّةً، وَحَوَائِجَنا بِهِ مَقْضِيَّةً، وَأَقْبِلْ إِلَيْنا بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ، وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا إِلَيْكَ، وَانْظُرْ إِلَيْنا نَظْرَةً رَحِيمَةً نَسْتَكْمِلُ بِهَا الْكَرامَةَ عِنْدَكَ ثُمَّ لَاتَصْرِفْها عَنَّا بِجُودِكَ، وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِكَأْسِهِ وَبِيَدِهِ رَيّاً رَوِيّاً هَنِيئاً سائِغاً لَاظَمَأَ بَعْدَهُ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .

خدایا روزی‌هایمان را به سبب او گسترده و اندوهمان را برطرف شده و حاجت‌هایمان را برآورده فرما و به سوی ما به جلوه کریمت روی آور و تقرّبمان را به سویت بپذیر و به ما نظر کن نظری مهربانانه که کرامت را نزد تو، به وسیله آن نظر به کمال برسانیم و آن نظر مهربانانه را به حق جودت از ما مگردان و از حوض جّدش (درود خدا بر او و خاندانش) با جام او به دست او، سیرابمان کن، سیراب‌شدنی کامل و گوارا و خوش که پس از آن تشنگی نباشد، ای مهربان‌ترین مهربانان.

خدا یا به روزی بده گسترش****نباشد به دشمن کنم من کُنِش

نما بر طرف هر چه اندوه مان****و حاجت بر آور، نهان و عیان

و بر سوی ما جلوه ده هر کرم****بیفزا به ما، سفره و از نعم

پذیرش نما هر تقرّب به خود****که وابسته ایم در همه نفع و بُرد

نظر کن به ما، مهربانا به خیر****کرامت تو را بوده باشد به طیر

از این فرصتی را که برمن دهی****که تکمیل گردد مرا هر رهی

تو ای مهربان، شد نظر حقِ خود****که از غیر آن نباشد فِسُرد

نفرما چنین حقِّ خود را دریغ ****به ما گسترش ده ز راه و طریق

به ما لطف فرما، توئی مهربان ****ز جودت بفرما توجّه بر آن

مگردان ز ما هر کجا، منزلی ****تو رو از خودت را به رو از دلی

وازحوض جدّش به جامی به دست****که سیراب گردیم،نباشدگسست

که سیرابِ کامل شویم ما از آن****گوارا و خوش باد بر آن دستمان

نباشد دگر بعد از آن تشنگی****توئی مهربان و ز ما بندگی

ز هر مهربانی توئی بر ترین****نباشد به جایت کسی جا گزین