بسمۀ تعالی

**********

کلاونگا تو داری ماه رخشان

*********************

کلاونگا تو داری ماه رخشان تو را باشد به روز خورشید تابان

که ماه راکاملی درچهاردهم شب میان آسمان خورشید در تب

وَ ماهت روشنی بخشد به هرسو که خورشیدت به زیبائی دهد سو

که باشد آسمانت سبز و آبی کدامین دسته گویندت سرابی

هوایت پاک وپاکیزه،زلالی است تو را مالک خداوند تعالی است

که کوه هایت ستونی بر بلندا فراوانت بُوَد از دشت و صحرا

تو راآب است، اندر درّه و دشت تو را سبزی بُوَد درمعبر وگشت

تو داری چشمه سارانی به هرجا ز گوگچال و ز تلیان و میانشاء

زسربندیا به پشت بندیامرزخیل ویا هرجای دیگر را به صد میل

شود افزون ز صد گر بر شمارم به آماری یکا یک گوشه دارم

سرازیرند و هر یک درّه ها را شوند رودیّ و رودخانه به دریا

رسد بررودچالوس صاف وروشن کند سیراب، هر دشتیّ و گلشن

بُوَد سرمایه ای از بهر دریا به هرکوهی به هردشتی به صحرا

و گلهای زیادی زآن خورند آب طیوران دسته دسته بوده سیراب

وحوشان یک به یک اندر بیابان خورند آب گوارا هر چه ارزان

که دارد کارشان هرنظم وترتیب و دارند دیده بانی را به ترکیب

قُرق بادا قلمرو هر چه باشد نه هرگز جرأتی از هر کِه باشد

همه آرام باشندمست وسرمست چه زیبا بوده هریک،تاکجاهست

روانندگوشه گوشه دشت وصحرا دوند از هر جهت تا هر پناهگاه

پناهگاهی که دارد چند نگهبان مراقب بوده باشندحتی الامکان

ز خود دارند نگهبانان مضاعف که باشند بهر آنان، جان بر کف

هزاران نوع گلی روید بدانجا زعطر و بوی آنها ها دل شود وا

چه زیبا می نمایندهر کدامین به هررنگی درآنست، بوده رنگین

به تابستان چه بارانی ببارد هوائی را که بر شادی فزاید

به بعد ازظهرآن روزشور و غوغا چه خوش رنگین کمانی راهویدا

ز قرمز نار نارنجی و زرد است به سبزآبی به نیلی، کی به درد است

بنفش، رنگی دگر باشد در آنها چه زیبا می درخشد تا کجا ها

درآن هر عشق وهریک ازمحبّت شود افزون بر آنها انس و الفت

چه شادیها به پاخیزدازآن جمع عروسی ها شود هر چند خرّم

شودهم شب نشینی طبق مرسوم به شادیها رسند هر دسته معلوم

خوش و خرّم شوند هر خانواده سوار مرکبند، شیطان پیاده

رسیدن آرزو، باشد به شیطان که ماند دور و از هر یک عزیزان

زکوه هائی که باشد تا فلک قد کنار هم بایستند قدّ و نیم قدّ

به شکل نعل اسبی در ردیفند که شیطانها از آن دور وضعیفند

نحوست دور گردد از اهالی نقوشی هرچه زیبا روی قالی

خدا را شکر دارند استطاعت توانا بوده هر کس با بضاعت

بنا ها گشته نو، با هر مصالح چه زیبا شد، چه عالی در توابع

در آنها هم فراوان شد ز امکان به رشدخودرسیده هر که سامان

دگر آثار کهنه رخت بر بست نیاید کار آحادش به بن بست

به یک سمتش گل ودرسمت دیگر به قلّه برف باشد در برابر

به تابستان وسط، هرکشت وکاری خزان است سمت دیگرهرچه داری

که مردان و زنان مشغول کارند به دل الله و لب ذکرش بدارند

تو سابع بین اینان شاد و خرّم تو هم ابیات زیبا کن فراهم

*********************************************

روز سه شنبه به تاریخ بیست و چهارم آبانماه 1401

//************************************//