بسمۀ تعالی

*********

غافل مشو زمهر و محبّت تو دوست من

******************************

غافل مشو زمهر و محبّت تو دوست من همواره کن نصیحت یاران به هر سخن

خود را نما به هر یک آن دو به ابتلا هر کار خیر و نیک دو عالم، دوام ما

مهری خدا به ما و، نهانش نموده است درهردلی است ودیدۀ ما راخجسته است

دردل همی بمانَدو،به نهان ریشه ای زند بر عمق جان رود به درون، خانه سر زند

هرجا که رفته است، به تراوش کند عمل شادی ز هر دری به نمایش شود عسل

شیرین و خوشگوار بُوَد هر زمینه ای بیرون کند ز سینه به هر درد و کینه ای

جانا تو میزبان، به نگاهش درآ، بسی یک دل نه بلکه پُرکند هردل، زهر کسی

گر باشدت محبّتِ، دیگر کسان به فال نیکو شود به هر درِ بسته، ز ملک و مال

هریک به هردری که زنید باز می شود هر بسته در شود به گشایش، دری شود

این حالتی است، عیان و هویدا به آشکار بهتر ز هر چه می شود آن هر کجا به بار

بایدکه خوکنی به محبّت، به بیش وپیش گر این چنین شود،که مبادا دلی به ریش

هر قوم و هر قبیله به ممزوج می رسند از حُسن آن همه بر اوج می رسند

هر مشکلی بُوَد، به نهایت رسد به حلّ هر درد و غم شود به نهایت شفا بَدَل

بذری بپاش و آب بده،تا تورا توان باشد زاین حاصلی که تورا برسد، خرمنی شود

این دان که هرکسی بسپارد دلی به شاد سابع تو هم بدان که شوی شاد ودل به یاد

آنانکه دل سپرده وعاشق به حال خویش باشندز هر رهی به حق و،دست او به پیش

**************************************************************

روز دوشنبه مورّخۀ بیست و سوّم آبانماه 1401

//*********************************//