دلم تنگ است دگر جائی ندارد
بسمۀ تعالی
**********
دلم تنگ است دگر جائی ندارد
***********************
دلم تنگ است دگر جائی ندارد که در بی طاقتی نائی ندارد
دلِ رنجور من را غم گرفته که پُر خون است و آوائی ندارد
که خواهم دل زغم پاکیزه گردد به بی میلی است وپروائی ندارد
اگر خواهم که خون، بیرون برانم توانی کی، که شیدائی ندارد
غم وخون باهمند،مأیوس گشتند کجا بیرون، هوا خواهی ندارد
غمِ دل ها بُوَد منفور عالم که هر خون بردل، اعطائی ندارد
پذیرش نیست هرگز از چنین دل دل پژمرده اهدائی ندارد
دل پرغم درآن حاجت روا نیست چنین دل، هیچ رسوائی ندارد
اگر غم پُر شود در خانۀ دل دگر آن دل تماشائی ندارد
که دل بر درد خود باشد گرفتار که بر سر، حقِّ سودائی ندارد
کجا میهمان پذیرد، نیست جائی مجالی بر پذیرائی ندارد
بخواهد هر که را میهمان پذیرد دگر حال شکوفائی ندارد
اگر غم مدّتی را مانده باشد به درمان نیست و داروئی ندارد
بخواهد یا نخواهد اندر این کار به رفع غم توانائی ندارد
کجا پیدا شود دلجو در این غم دل غمدیده دلجوئی ندارد
نباشد پند و اندرزی موءثّر نصیحت ها که کار آئی ندارد
در آن هرگز نباشد خواب راحت اثر هیچش به لالائی ندارد
بسی سرد است غم در هر زمانه که گرما رفع سرمائی ندارد
درون را می فشارد غم به اجبار جهت از بهر زیبائی ندارد
اثر دارد به نحو دیدن شیء به حال خویش بینائی ندارد
شوند مردم جدا، زاینگونه افراد جوان و پیر و برنائی ندارد
که هرغم توأم است باهرکسالت درآنکس، حال اجرائی ندارد
فقط غم می رسد از او به اطراف به شادی هیچ القائی ندارد
ندارد رفع این غم را تلاشی زمان باشد بلند، غائی ندارد
دل غم دیدۀ سابع چه حالی است پریشان است و مأوائی ندارد
************************************************
روز شنبه به تاریخ بیست و یکم آبانماه 1401
//*******************************//
اينجانب عباس توكلي فرزند مرحوم كربلايي مهدي توكلي، مايل هستم از طريق اين وبلاگ، با اهالي روستاي كلاونگا، در جهت يادآوري آداب و رسوم (فرهنگي، اجتماعي، مذهبي) و آشنايي مجدد افراد با آنها، ارتباط برقرار نمايم. همچنين انتظار ميرود اهالي محترم در جهت نيل به عمران و آبادي روستا با اعضاي محترم شوراي اسلامي، همكاري بيش از پيش داشته باشند. بنابراين همت مضاعف و كار مضاعف همه دوستان را آرزومندم.