بسمۀ تعالی

**********

مرا روز تولّد باشد امروز

******************

دوشنبه را نهم از ماه آبان سِوُم فصل است از یک سال دوران

به سالی یکهزاراست سیصد وبیست به شش بالاتر است خورشید تابان

به سالش شمس باشد در تلوءلوء چه خوش سال است باآن ماه رخشان

به دنیا آمدم در این چنین روز که لطف از حقّ به من شد بامدادان

مرا مهدی پدر، اُمّم به فضّه حسن جدّم علی جدّم دو خویشان

رقیّه، گل بهار باشند جدّه چه شد روئیدنی از باغ و بُستان

عمو قاسم عمو شعبان و عمّه به معصومه است و باشند برمنی جان

برادر ها مرا بودند و بر سه دو رفتند و یکی باشد به سامان

دو دائی داشتم هر دو موءدّب دِیاری را برفتند نا امیدان

همه رفتند جز خود را نبینم مرا تنها برادر مانده میدان

مرا مادر چنین گفتا از این روز چه نیکو بود، همه خوشحال و خندان

همه شوری به دل، درآن شب سرد همه لبخند و تبریک فراوان

چه شد از پیش و بعداً هم چه آمد بمانَد تا که شرحش را نمایان

سه ربع ازقرن طی شد تا به امروز هم اکنون چهارصد ویک راست درآن

که برسال است دقیق هفتاد وهم پنج گهی تاریک و گه روشن به اسنان

به هر شکل و شمایل بوده گردش گهی شادی گهی بر غصّه پایان

چه آمد پیش، چسان رفتند از دست چه خاری آمده ، گل ها پریشان

به زحمت ها مرا شد بار مشکل چه آمد بر سرم رفتند خوبان

پدر رفت، مادرم رفت، دو برادر عمو ها عمّه ام هر یک عزیزان

چه گویم گفتنی ها را کم آید زنم بر سر، زنم بر سینه الآن

ندارم خواهری همناله گردد مرا مرهم شود آید به درمان

ندارم خاله ای خالو دو تا بود به هر غم آشنا، هر لحظه بر آن

نبودند جدّ و آبائم بدین سنّ منم شیخ الشّیوخ در بین آنان

مرا هر نعمتی دادی خدایا فراوان داده ای در حدّ و پیمان

عیال و مال و فرزندان لازم به شکرت سجده دارم بر تو سبحان

خدایاهرچه خودخواهی همان ده فقط من از تو گیرم هر چه ارزان

خودت دادیّ وخودهم پس گرفتی امانت ها مرا باشد به میزان

لیاقت ده مرا در حفظ آن ها سپارم بر تو من هر چیز آسان

کَنم از هر چه دل، ای حیِّ داور شهادت را نصیب من بگردان

رسید عمرت بدینجا ای تو سابع خدا را شکر کن ماندی تو شادان

***********************************************

روز دوشنبه به تاریخ نهم آبان 1401

//***********************//

روز تولّدت مبارک