خدا اخترم را بیاورده فال ( سوگ همسر 258 )
بسمۀ تعالی
*********
خدا اخترم را بیاورده فال ( سوگ همسر 258 )
**********************************
نهم روز آبان به پیش آمده است مرا فکر میلاد خویش آمده است
به سالی که بود یکهزاریّ و بیست شش افزون شده مر ورودی به لیست
تولّد مرا شد در این روز و ماه که شد خانواده به شادی پناه
همه شاد و خوشحال، گفت مادرم پدر گفته، بادا مبارک حرم
مرا جدّه بگرفته محکم بغل محبّت از او بوده اندر عمل
گلی بوده او، چون گلی در بهار همیشه گلی بوده از گلبهار
پدرهم به دستان او بوسه داشت ادب می نمود او که بایسته داشت
چقدر پر وفا بود و آئین به کیش که او بوده بانو به آداب خویش
پدر بوده خرّم پس از سال ها که فرزند دوّم بیامد ز راه
چه میمون شمردند این روز را به رُشدم بها داده اند صد بها
توجّه به من بوده بیش از دگر به من مهر ورزی شده سر به سر
برادر مرا هر جهت برتر است بزرگتر ز من، او مرا سرور است
دوازده تفاوت مرا بوده سال که از من بزرگتر در آن روز و حال
مرا بوده والا و شمشاد قد محبّت از او شد، به هر کس رصد
خدا هر چه خواهد همان می شود که هر سر نوشتی در آن پی رود
گذشت نهصدی روز و پنجاه بیش که شد اتّفاقی به دنباله پیش
به دنیا بیامد در آن دختری خدا بهر من داده است اختری
به یک قوم دیگر قبیلی دگر که آن اختر آمد مرا در ثمر
گذشت آن زمان را ز هفده به سال خدا اخترم را بیاورده فال
به هر کار لازم خدا پی گرفت فراز و نشیبی ز هر جا گرفت
که شد قسمتم اختری تابناک مرا همسری شد در این روی خاک
پدر دست من را به هر جا گرفت که او نذر خود را به صحرا گرفت
پدر نذر عبّاس بر من گذاشت خدا نام من را به سابع نگاشت
مرا مادری مهربان پشتبان که در زندگی بوده از حامیان
ز هر سو مربّی مرا بوده اند وَ هر در به رویم چه بگشوده اند
که در زندگی بوده پنجاه سال مرا بوده مَحرم به هر راز و قال
نمودزندگی سخت وآسان، حساب در آن بوده پیغمبری با کتاب
به قرآن و دستور آن شد عمل مرا زندگی طی شده چون عسل
سه دختر سه پاکیزه خو شد نصیب پسر را سه باشد به قسمت عجیب
دو را از پسرشد مرا سه نوه خدا را سپاس است، از این موهبه
چه خرّم چه پُر شور شد زندگی خدا را در آن بوده است بندگی
خوشی ها به پایان رسید بر همه به همسر مرا شد به صد واهمه
به ناگه مرا کرده اختر غروب شکسته مرا سر،به صدضربه چوب
مرا کرده تنها خودش رفته است که اودست ازاین زندگی شسته است
خدا یا پناهی همیشه به او که او دور باشد ز هر یک عدو
خدا یا سپردم تو را، اخترم حسین را به زینب ز من همسرم
به ظاهر که او رفته از پیش ما ولی جای او مانده در قلب ها
و او هر یک از ما چنان برده دل همیشه به یا دش، خدا زاو بهل
از او شوی و فرزند و وابستگان به جا مانده خواهر برادر میان
ز هر خواهری یا برادر نشان به فرزند و ابنا کنم من بیان
توسابع شب و روزت پراختراست پناه بر خداوندِ بالا سر است
*********************************************
روز چهار شنبه به تاریخ چهارم آبان ماه 1401
//*******************************//
اينجانب عباس توكلي فرزند مرحوم كربلايي مهدي توكلي، مايل هستم از طريق اين وبلاگ، با اهالي روستاي كلاونگا، در جهت يادآوري آداب و رسوم (فرهنگي، اجتماعي، مذهبي) و آشنايي مجدد افراد با آنها، ارتباط برقرار نمايم. همچنين انتظار ميرود اهالي محترم در جهت نيل به عمران و آبادي روستا با اعضاي محترم شوراي اسلامي، همكاري بيش از پيش داشته باشند. بنابراين همت مضاعف و كار مضاعف همه دوستان را آرزومندم.