بسمۀ تعالی

**********

تو را در لقمه هایت بوده دقّت ( سوگ همسر 233)

***************************************

تو را در لقمه هایت بوده دقّت به غیر از این نبودت هیچ جرأت

تو را همسر حلالت بوده دائم حرامی را نشد از دست ظالم

به سختی بسته ای ره بر حرامی فقط ره بوده بر هر چیز سالم

وهرگز ره نداشت گوشَت به غیبت نبود اندر لبت، جز ورد رحمت

به دیگر مردمان، خواهان عزّت نیاوردی به کس، هرگز غرامت

رعایت می نمودی بر امانت رسد بر دست مالک با سلامت

به مالی یا به سرّی در نهایت سپاری بر کسان ،آن را به فرصت

نبودت حرف تندی بر دگر کس فقط دشمن تورا بوده است چون خَس

تو خواستی دیگران را در سلامت دعایت بوده، باشند در هدایت

جوانان را دعایت بوده هر دَم به هر خیری به خیراتی مُقدّم

به پیران، عافیت را خواسته بودی به هر قبحی از آن وارسته بودی

محبّت از تو بود بر مستمندان تو را شد رحمتی از حیّ سبحان

تو را گرمای دل شد، از محبّان به هر جائی رساندی بر عزیزان

تو را چشم بصیرت بوده هر وقت توجّه بر یتیمان بوده دقّت

به چشمم دیده ام کردی نوازش یتیمان را نمودی هر چه خواهش

بگیرند از تو چیزی را به هدیه تو با دل کرده ای از خود حواله

تو را بس دوستی بوده بر آنان تو را هر دم صدائی زن عمو جان

جوابت بوده است جانم به قربان شما را دوست دارم از دل و جان

چه دنیا بی وفا بودی بر ایشان چه راضی بوده اند، آن دل پریشان

هنوزم تا هنوز گویند از تو ز هر یک از محبّت ها به پرتو

که از نور محبّت ها است، روشن دلی از چند یتیم، در طرز گفتن

تو را بر هر بزرگی بوده اکرام محبّت می نمودی بوده افهام

به هر وقتی ببینم، هر یک آنان اشارت می نمایند هر یک از آن

به روحت می فرستند هر دعائی به حمد و قل هو الله، هر ثنائی

تو را اقوام و فامیل در عزایند اَمُردادی به ماتم در سرایند

کنند یادی تو را در هر یک از روز عزایت را همی باشد جگر سوز

خدا آمرزدت بر حقّ پنج تن ز سابع دور گردد هر چه دشمن

*********************************************

روز چهار شنبه مورّخۀ 1401/5/11

//***********************//