تو را گم کرده ام در باغ و بستان
بسمۀ تعالی
**********
تو را گم کرده ام در باغ و بستان
************************
تو را گم کرده ام در باغ و بستان کجائی همسرم، پیدا و پنهان
گمانم رفته ای آری خبرها مرا سازی از آنها شاد و خندان
ندانستم که رفتیّ و نیائی غم از عالم به جانم گشته پنهان
گذشت یک پنچ سال ازرفتنت را چه دیدم بی توکی، می گرددعنوان
هراسان گشته اند فرزند و اقوام به هر جائی که رفتند از تو پرسان
نشد از تو سراغی تا بدانیم کجا باشی ، دلی آید به سامان
ولی دانم که رفتی پیش الله که همواره مرا کردند و آگاه
پدر رفت و همی مادر برادر زخودرفتند وچندین تن ازآنان
عمو و عمّه ها، بابا و مامان ز دائی ها و خاله داده اند جان
بپایان گررسد عمری، محال است که باز آیند دیگر بار انسان
کمندت بس که زیبا بوده گردن مرا آسایش آمد هر چه درمان
بدن را هر چه بود آسایش آمد به هر دردی مرا مرهم به درمان
به هر یک آرزو هایم رسیدم نماند یک آرزو، حتّی به پنهان
تو بودی زندگی اوّل به آخر به هر سالی مرا خوش بوده هرآن
تو بودی محرمم بر هرچه سرّبود تو بودی پرچمم بر هر چه امکان
به هر یک از محافل پا نهادی به هر عضوی ز اعضایت به سامان
تو را صبری چو زینب بوده در کار تو خواهان بوده ای خیری فراوان
زبانِ گفتگویت شد به هر کس به هر چیزی که آن، در لُبّ ِ قرآن
حسین آمد تو را هر جا به صحبت ز زینب گفته ای، هم از اسیران
تو را کلثوم بود اندر سخن ها سکینه هم دگر افراد آنان
چه کردی باکسان در جذب هریک خصوص همسایگان، هم جمع یاران
به سوگت آمدند همکار درمان زدند بر سینه و سر آن محبّان
گرفتند دم، غمت را شور بوده ز هر موضوع فی ما بین ایشان
تو سابع گر نمودی درک فرصت خدا خیرت دهد، هر گونه جبران
******************************************************
روز یکشنبه مورّخۀ 9/5/1401
//********************//
اينجانب عباس توكلي فرزند مرحوم كربلايي مهدي توكلي، مايل هستم از طريق اين وبلاگ، با اهالي روستاي كلاونگا، در جهت يادآوري آداب و رسوم (فرهنگي، اجتماعي، مذهبي) و آشنايي مجدد افراد با آنها، ارتباط برقرار نمايم. همچنين انتظار ميرود اهالي محترم در جهت نيل به عمران و آبادي روستا با اعضاي محترم شوراي اسلامي، همكاري بيش از پيش داشته باشند. بنابراين همت مضاعف و كار مضاعف همه دوستان را آرزومندم.