دلم چون تنگ باشد از غمِ یار
بسمۀ تعالی
**********
دلم چون تنگ باشد از غمِ یار
*************************
دلم چون تنگ باشد از غمِ یار سرم شد تکیه بر هر سنگ دیوار
چنان باریده شد اشکم به هر سنگ روان گردیده جوی، زآنها به تکرار
گذشت از درّه ها، رودی سرازیر به صحرا شد روان آن اشک غمبار
رسید بر هر چمن روئیده از آن گل از آلاله ها، غم بوده آثار
وزید هرباد تندی ازچپ و راست که عطر ازگل رسید برهرچه دلدار
دل از دلدار دوران گشته در هم که غم هائی دگر زآن گشته هموار
نه غم ماندی نه هجری از گذشته نهان گشتند در کنجی به انبار
غمِ من را گرفتندی بهانه چرا شد یار او عازم به این کار
فضا شد پُر از آن اشک و از آن آه گریستند هر که بود در جمع آمار
ز فرزندان و خویشان، آشنایان برادرها و خواهر ها به نیزار
چنان شوری گرفتند اندرآن شب که دنیائی دگر آمد به دیدار
که اشک از هرکسی پیمانه ای شد سبو زآن ها همی گردیده مقدار
چومن دیدم چنین وضعی،سرانجام تقاضا کرده ام از حیّ دادار
تسلّائی دهد بر هر کدامین که سابع شاد، اندر حُسن اشعار
******************************************************
روز شنبه مورّخۀ 1401/5/8
//******************//
اينجانب عباس توكلي فرزند مرحوم كربلايي مهدي توكلي، مايل هستم از طريق اين وبلاگ، با اهالي روستاي كلاونگا، در جهت يادآوري آداب و رسوم (فرهنگي، اجتماعي، مذهبي) و آشنايي مجدد افراد با آنها، ارتباط برقرار نمايم. همچنين انتظار ميرود اهالي محترم در جهت نيل به عمران و آبادي روستا با اعضاي محترم شوراي اسلامي، همكاري بيش از پيش داشته باشند. بنابراين همت مضاعف و كار مضاعف همه دوستان را آرزومندم.