چون عُقابی من به پرواز آمدم
بسمۀ تعالی
**********
چون عُقابی من به پرواز آمدم
***********************
چون عُقابی من به پرواز آمدم سلسله انسال، آغاز آمدم
پر گشودم هر کجا نزدیک و دور تا کنم آذوقه ام را جفت و جور
آنچه را می خواستم نُه چیز بود بهر هرکس، عزم من در خیز بود
خیزشم، در دل خدا را در نظر زاین جهت کردم به هرسوئی سفر
با چنین عزمی سفر آغاز شد از برایم هر چه در بود باز شد
رفته ام بر بام هر یک خانه ها با اجازت شد مرا این خواسته ها
در میان آورده ام این گفتگو از کسان را تندرستی آرزو
حال و احوالی بپرسیدم جدا تا مرا حاصل شود در انتها
نام و فامیلی، شروع در کار بود نام هر کس را چنین تکرار بود
هرکدامین از خلف را یک به یک با تأنّی بررسی، گردید و چِک
هر سلف را پیشتر دانسته ام بهر هر یک پرچمی افراشته ام
جایگاه هر کدامین محکم است استوارند هرزمان پیش هم است
از پدر پرسیده شد از مادری هر کسی را بوده باشد هر دری
روز و ماهی را به پرسش آمده سال زایش را به خواهش آمده
تا بدینجا هر کسی را شد چنین مطمئن گشتم ز هر یک با یقین
دور دیگر از سئوالم شد شروع بهر آنانی که بختی در طلوع
ازدواجی آمده از بهر کس همسری شد بهر آنان همنفس
نام هر یک از پدر مادر سئوال از چه فامیلی شدند هر یک به فال
سال ها را با سعادت زندگی حق تعالی را نمودند بندگی
تندرستی، شادکامی در مآل روز ها را، ماه ها را صد به سال
گرز دنیا رفته اندروزش چه بود ماه وسالش هرچه درگفت وشنود
درکجائی از زمین تدفین گشت نام آنانی، بر او تلقین گشت
دفتری را اختصاصش داده ام هر کدامین را در آن بنهاده ام
هر جواب از جستجو تنظیم شد یک به یک را اندرآن تعمیم شد
دسته بندی شد به نسل و طایفه در کنار هم به هر یک ذائقه
هر کدامینش قدی افراشتند مردگان خود را به حقّ انگاشتند
اندر این دفتر نسبها زنده گشت هر سبب هم رو به رو پاینده گشت
هر نسب را با توکّل اعتبار هر سبب را بوده اوّل اختیار
چون سبب ها برنسب تبدیل شد شهد هریک بر دگر قندیل شد
زندگانی ، توأمان شیرین گشت نسل ها بر یکدگر تزئین گشت
حاصل از آنها شدیم در این زمان روحشان شاداست و ماهم درامان
پیرو حقّ بوده اند در هر مکان با علی بودند و آلش در جهان
لقمه نانی را حلال آورده اند عِرض خود را درکمال آورده اند
من به هر کس از نسب یا از سبب در خشوعی در خضوعی بر ادب
از من است شکری بر آنان، امتنان هر کدامین از خدا شد امتحان
رو سفیدی گشته است مشمول ما ذکر حقّ شد هر کجا مقبول ما
هر سئوالی هر جوابی شور بود کذب و هریک نادرستی دور بود
این مقوله هر جهت ممهور شد حسب مورد هر کجا مشهور شد
شد پسند هر کسی از عارفان مثل و مانندش نباشد این زمان
این شجر را کِشته ام با صد امید تا که بر آیندگان آید مفید
دیگران کِشتند و ما هم خورده ایم ما بکاریم چون که لذّت برده ایم
قدر یکدیگر بدانیم هر کجا قدر زر را هر کجا باشد ندا
آنکسی داند که او را زرگری است زر کجا و قدر انسان برتری است
این شجر را کن سفارش سابعا بر بنی اعمام خود اندر بقا
تا که هر سالی به آن گردد نگاه هر چه تغییر است گیرد پایگاه
هر چه را افزودنی افزون شود هیچ اسمی نی از آن بیرون شود
زندگان جائی و هر یک مردگان تا ابد مانَند در جا و مکان
هر کسی وارد شده پاینده است این شجر هم تا ابد زاینده است
سابعا باشد تو را هر اشتیاق تا ثمر آید به هر یک اتّفاق
زندگی باشد به هم وابستگی سازشی، آرامشی، پیوستگی
*****************************************************
روز پنحشنبه مورّخۀ 19/12/1400
//***********************//
اينجانب عباس توكلي فرزند مرحوم كربلايي مهدي توكلي، مايل هستم از طريق اين وبلاگ، با اهالي روستاي كلاونگا، در جهت يادآوري آداب و رسوم (فرهنگي، اجتماعي، مذهبي) و آشنايي مجدد افراد با آنها، ارتباط برقرار نمايم. همچنين انتظار ميرود اهالي محترم در جهت نيل به عمران و آبادي روستا با اعضاي محترم شوراي اسلامي، همكاري بيش از پيش داشته باشند. بنابراين همت مضاعف و كار مضاعف همه دوستان را آرزومندم.