فضای کلی سوره؛ سه محور اصلی سوره
اما نزول سورۀ مبارکه بقره مربوط به سال ‌های اول و دوم هجرت نبوی است. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم در 12 ربیع الاول وارد مدینه و در محله ‌ای به نام قبا وارد شدند و مسجد معروف قبا را بنا کردند، و بعد هم اولین نماز جمعه را برپا کردند، بعد از آن مسجد نبوی را در شهر مدینه ساختند، بحث اخوت بین مهاجران و انصار را مطرح کردند، و روزه هم در ماه رمضان سال دوم واجب شد، دشمنی یهود و منافق با مسلمانان در همان سال آشکار شد که یک‌ سری کینه‌ توزی‌ های خاصی داشتند که در این سوره آن ‌ها را افشاء می ‌فرماید. دستور جهاد و وقوع دو سریه و جنگ محدود ـ قبل از غزوۀ معروف بدر ـ در همین زمان است که در سورۀ بقره رد پای آن را می ‌بینیم. بحث تغییر قبله از بیت المقدس به بیت الله الحرام در مکه و ازدواج حضرت امیرالمومنین سلام الله علیه و حضرت زهرا علیها السلام مربوط به همین دوران است. نکتۀ مهم در این فضا؛ بحث صف‌ آرایی دشمنان درونی و بیرونی در مقابل نظام و جامعۀ نوپای اسلامی است. دشمن اصلی بیرونی، کفار قریش هستند که عَلم جنگ و نابودی اسلام را برداشته بودند، به این دلیل با دو دشمن داخلی یعنی یهود و منافقان مدارا می ‌شود، که به ما بحث الاهم فالاهم را آموزش می‌ دهد. نظام نوپای اسلامی مجبور است برای مقابله با دشمن بیرونی؛ با این دو دشمن تسامح کند. البته شناخت جامعی از آن ‌ها ارائه می ‌دهد، به ویژه از یهودیان که طی 100 آیه چهرۀ یهود را روشن می‌ کند، هم برای شناخت دشمن اصلی و هم برای عبرت ‌گیری مسلمانان.
بنابراین وقتی فضای کلی این سوره را بررسی می ‌کنیم، ملاحظه می ‌کنیم که سه محور کلی در آن قرار دارد:

محور ایمان
اول بحث ایمان و اهمیت آن در زندگی بشر است، به ویژه زندگی اجتماعی انسان. 63 بار این واژه و مشتقات آن در این سوره آمده است و کاملاً ابعاد آن تشریح شده است. تقوا هم یک کلید واژۀ مهم در این سوره است که 32 بار مشتقات آن تکرار شده است. به ویژه آیات اولیه این سوره و آیات پایانی که بخوبی موضوع را تشریح می‌ فرماید.

دشمن‌ شناسی
دوم دشمن‌ شناسی است، 100 آیه در این سوره دربارۀ شناخت قوم بنی‌اسرائیل و یهود است، به یک معنا دشمن‌ شناسی است که ملاحظه می ‌کنیم که اصلی ‌ترین دشمن نظام و جامعۀ اسلامی یهودیان هستند و به یک معنا عبرت است که مسلمانان و جامعه اسلامی از سرنوشت این قوم درس بگیرند، زیرا قومی با مشخصات دینی بودند که به انحراف کشیده شده و مصداق بارز مغضوبین شده ‌اند. قومی که دارای عظمتی بوده ‌اند، اما به دلیل دنیا طلبی و بروز نفسانیت در آن ‌ها و دشمنی ‌شان با نقشه الهی دچار چنان ذلتی شدند که مثال ‌زدنی است. این آیات بخوبی نشان می ‌دهد که مشکل اصلی جامعه دینی دنیا طلبی و نفسانیت است. در این سوره کمتر به موضوع منافقان پرداخته شده است که در جای خودش عرض می ‌کنم. هم‌ چنین نیم ‌نگاهی به دشمن سنتی یعنی کفار قریش هم دارد که در همین سوره است، دستور جهاد وارد می ‌شود.

معرفی اسلام ناب
سوم: معرفی اسلام ناب است، هم معارف ناب اسلامی که آیاتی چون آیۀ الکرسی، که شامل‌ ناب ‌ترین معارف توحیدی است، آیات استرجاء، آیات پایانی این سوره، آیاتی که دربارۀ خلافت انسان و تعلیم اسماء سخن می ‌گوید، آیاتی که دربارۀ نبوت و معاد است. خلاصه مجموعه معارف ناب را در اختیار ما قرار می‌ دهد. در کنار آن تبین بسیاری از خطوط کلی اخلاقی و مکارم اسلامی که لازمه جامعه اسلامی است. و تبین بسیاری از احکام چون تغییر قبله، قصاص، وصیت، روزه، کسب حلال، ربا، جهاد، حج، شراب، قمار، انفاق، ازدواج، یتیمان، طلاق، احکام خانواده، دیگر موارد که در این سوره دیده می‌ شود.

هدف یگانه سوره
می‌ دانید که همه این سه محور هم لازمه نظام و جامعۀ اسلامی است. جامعه و مردمی رها شده از بند کفر و شرک و ستم و جاهلیت، بنای پی ‌ریزی جامعه ‌ای نوین بر پایه ارزش‌ های دینی دارند، همه این محورها را لازم دارند. مومنانی که شور دارند، و باید معرفت هم پیدا کنند و تربیت توحید، عقلانی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی شوند و دشمنان خود را هم بشناسند و نظم و قانون و مقررات جدید را هم بشناسند و به آن ملتزم بشوند و در درون جامعه با برادری و اخوت و عدالت با هم زندگی کنند.
با توجه به این محورها بحث هدف و غرض سوره مطرح است، این که مرحوم علامه طباطبایی می‌ فرمایند: سورۀ بقره غرض و هدف واحدی ندارد، اما در عین حال خود ایشان در نتیجه‌ گیری نشان می‌ دهند که سورۀ مبارکه بقره دارای هدفی یگانه است و آن لزوم ایمان به خداوند متعال و انبیاء الهی است که در آیات پایانی این سوره به آن پرداخته شده است: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُون كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه»
  به نظر می‌ رسد که نظریۀ درست هم همین است که این سوره دارای هدفی یگانه است، و آن تشکیل جامعۀ اسلامی است که این جامعه بر حول محور ایمان و تقوا حرکت می ‌کند: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون»  پس هدف این سوره تشکیل جامعۀ اسلامی و ایمانی بر حول محور ایمان و تقواست. با این نگاه است که همۀ محورها و مسائل سوره در نظمی منطقی کنار هم جلوه‌ گری می ‌کنند. انسان در آفرینش چه جایگاهی دارد، در دنیا چه می ‌کند، در یک تقسیم ‌بندی کلی در چند گروه و جریان دسته ‌بندی می‌ شود، تقوا و ایمان چیست و نتایج آن چیست، نفاق و کفر چه نتایج تلخی دارد، جامعه اسلامی باید به چه مقررات و قوانینی پایبند باشد و از چه اصول اخلاقی پیروی کند و با چه چالش‌ ها و دشمنی ‌هایی مواجه است. همه این موضوعات در همان هدف ایجاد جامعۀ اسلامی حول محور ایمان و تقوا قابل جمع هستند. اجازه بدهید این بحث را در همین‌ جا ختم کنیم.

غرر آیات سورۀ بقره
مقدمه چهارم این که در این سوره برخی آیات است که در موقع خودش باید توجه بیشتری روی آن‌ ها شود، زیرا به تعبیر مرحوم علامۀ طباطبائی جزء غرر آیات قرآن هستند. یکی آیه 156 این سوره است که به آيه استرجاء معروف است: «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون». یکی آیه 144 این سوره که دربارۀ تحویل قبله است: «قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها» تا آخر آیه. یکی آیه لیلة المیت است، آیه 207: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد» آیه خلافت انسان، یعنی آیه 30: «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» آیۀ تعلیم اسماء الله به انسان؛ آیه 31: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» و آیه 34 و سجدۀ فرشتگان بر انسان: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَم فَسَجَدوا» که در پی انبياء اسماء به آن ‌ها بود. آیات پایانی این سوره: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ (285) لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ» (286) و سرانجام مهم‌ ترین آیۀ این سوره که به تعبیر روایات از عرش الهی نازل شده است و آن آیة الکرسی یعنی آیۀ 155 این سوره است: «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيم» برخی مجموع 31 آیه را ذکر می‌کنند که اهم آن‌ها همین آیاتی بود که عرض شد.

نام‌گذاری سورۀ بقره
مقدمه پنجم بحث مختصری دربارۀ نام این سوره است. این سوره نام‌ های متعددی دارد که معروف ‌ترین نام آن بقره است.

بقره
نام این سوره از آیات 67 تا 73 آن یعنی داستان گاو بنی‌اسرائیل که جریان بهانه ‌گیری‌ های آن‌ ها را بازگو می‌ فرماید و در عین حال معجزه‌ ای الهی که معاد را تبین ‌کند: «وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَة» تا آخر آیۀ 73. رسم در اعراب دربارۀ نام‌ گذاری این بوده است که یک چیز را با اندک مناسبتی نام خاصی می‌ گذاشتند. مثلاً یکی در عرب معروف است به «عنف الناقه» به معنای «دماغ شتر» او بچه بوده است، پدرش شتری را ذبح می ‌کند، و گوشت آن را بین مردم پخش می‌کند و کله و پاچه‌ اش را به بچه می‌ دهد تا به خانه ببرد. بچه از این که گوشت به آن‌ ها نرسیده و باید با کله و پاچه شتر سر کنند، عصبانی می ‌شود و انگشتان خود را در دماغ کله شتر می‌ کند و آن را به زمین می ‌کشد، به خانه می‌ برد و به «عنف الناقه» معروف می ‌شود!
غرضم از بیان این داستان این بود که نشان دهم، در نام‌ گذاری ‌ها از جمله نام‌ گذاری سوره‌ ها دنبال رابطه علی و معلولی و دقت ‌های ریاضی نباشید، با اندک ارتباطی چنین نام‌ گذاری ‌ها انجام می‌ شده است.
مطلب بعدی دربارۀ نام‌ گذاری سوره‌ های قرآن، این است که نام‌ های سوره ‌های قرآن برخی در زمان خود پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم و به زبان آن حضرت بوده است، مثل سورۀ فاتحه الکتاب و برخی بر اثر غلبه بوده است. در تفاسیر اولیه مراجعه کنید، مثلاً می ‌گفتند: «سورۀ التی یذکر فیها بقره». «سوره‌ ای که داستان بقره در آن ذکر شده است»، کم‌ کم این نام بر سوره مانده است. اما سوال این است که نام این سوره از کدام دسته است؟ ظاهراً بقره برای این سوره جز دستۀ دوم است و به اصطلاح «عَلَم بالغلبه» است. البته ظاهراً این نام در زمان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم معروف بوده است. زیرا در مجمع البیان وارد شده است که «و سئل رسول الله صلى الله عليه و آله أى سور القرآن أفضل؟ قال: البقرة قيل. أى آي البقرة أفضل؟ قال: آية الكرسي»
  که طبق آن سورۀ بقره برترین سورۀ قرآن است. یا امیرمومنان علیه السلام می ‌فرمایند که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای من ثواب تک ‌تک سوره‌ ها را بیان فرمودند که از جمله آن ‌ها ثواب سورۀ بقره است. «عن عليّ بن أبي طالب- عليه السّلام- أنّه قال: سألت النّبيّ- صلّى اللّه عليه و آله- عن ثواب القرآن، فأخبرني بثواب سورة سورة على نحو ما نزلت من السّماء، فأوّل ما نزل عليه بمكّة فاتحة الكتاب ثمّ اقرأ باسم ربّك، ثمّ ...إلى أن قال: و أوّل ما نزل بالمدينة سورة البقرة، ثمّ الأنفال، ثمّ آل عمران ثمّ الأحزاب، ثمّ الممتحنة، ثمّ النساء، ثمّ إذا زلزلت، ثمّ الحديد، ثمّ سورة محمّد، ثمّ الرعد، ثمّ الرحمن، ثم هل أتى- إلى قوله-: فهذا ما أنزل بالمدينة»  با صرف ‌نظر از سند این روایات؛ می ‌توان از آن‌ ها استفاده کرد که این نام برای این سوره در زمان پیامبراکرم و ائمۀ اطهار علیهم السلام شناخته شده بوده است و در این صورت این نام مورد پذیرش پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار گرفته شده است.

سنام القرآن
نام دوم «سنام القرآن» «سنام» یعنی قله. این نام بر آمده از روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمودند: «إنّ لكل شي‏ء سناماً وسَنام القرآن سورة البقرة»
  «هر چیزی قله ‌ای دارد و قله قرآن سورۀ بقره است» قله رفیع قرآن که انسان باید تلاش کند، به آن برسد، سورۀ مبارکه بقره است، زیرا رسیدن به جامعه اسلامی که در آن همه شاخصه‌ های اسلام ناب وجود دارد و انسان‌ های طراز اسلام تربیت می ‌شوند که هدفی جز قرب الهی ندارند، حیات طیبه‌ ای است که همانند قله حرکت انسان محسوب می‌ شود.


ذروة القرآن
نام سوم این سوره «ذروۀ» به معنای به معنای رکن است، سورۀ بقره رکن قرآن است، زیرا جامعه اسلامی را می ‌سازد و جامعه رکنی است که با آن دین قوام می ‌یابد. این نام هم بر طبق روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم است: «البقرة سنام القرآن و ذُروته»

سید القرآن
نام چهارم «سید القرآن» است که آن هم برآمده از روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم است: «سُورَةُ الْبَقَرَةِ سَيِّدُ الْقُرْآنِ‏ وَ آيَةُ الْكُرْسِيِّ. سَيِّدُ سُورَةِ الْبَقَرَةِ فِيهَا خَمْسُونَ كَلِمَةً فِي كُلِّ كَلِمَةٍ بَرَكَة»
  از آن‌ جا که توحید والاترین و اصلی ‌ترین منبع معرفت و زندگی انسان است و آیۀ الکرسی تبین توحید ناب است، نام این سوره «سید القرآن» است. این دلیل اول این نام‌ گذاری. دلیل دوم آن است که این سوره طولانی ‌ترین سورۀ قران است و در کلمه ‌کلمه آن معارف بلند الهی و معانی ژرف توحیدی تبین شده است و این جهت هم سید قرآن است.

فسطاط القرآن
نام پنجم «فسطاط» است، «فسطاط» یعنی «خیمه». این نام هم مبتنی بر روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم است: «إِنَّ أَصْفَرَ الْبُيُوتِ بَيْتٌ لَا يُقْرَأُ فِيهِ سُورَةُ الْبَقَرَةِ فُسْطَاطُ الْقُرْآن‏»
  «زردترین خانه؛ خانه ‌ای است که در آن سورۀ بقره ـ خیمۀ قرآن ـ تلاوت نشود.» یا در روایت دیگری وارد شده است: «السورة التي يُذكر فيها البقرة، فُسطاط القرآن»  چون بسیاری از معارف بلند قرآنی در این سوره آمده است و جامعه اسلامی با آن شکل می‌ گیرد، خیمه قرآن نام گرفته است.

نتیجه
نام ‌های دیگر هم است، از ذکر آن ‌ها صرف ‌نظر می ‌کنیم. اما این که چرا چندین نام برای یک سوره؟ پاسخ آن است که این اسامی به منزله صفات این سوره هستند و ویژگی‌ ها و خصوصیات سورۀ مبارکه بقره را برای ما روشن می‌ فرماید. ماحصل بحث این که سورۀ بقره طولانی ‌ترین سورۀ قرآن است که پر از معارف بلند الهی است و هدف آن ایجاد جامعه اسلامی بر مبنای ایمان اسلامی و توحید ناب است. و وقتی ما در محضر این سوره قرار می ‌گیریم، می ‌توانیم تکلیف و وظیفه جمعی خود را در اطاعت خداوند متعال و در تحقق نقشه الهی در زندگی خودمان و در جامعه خودمان پی ببریم. این نکته را هم باز تکرار و تأکید کنم که بخش مهم کار ما در تفسیر باید تطبیق خودمان با قرآن باشد، هم خودمان ـ به عنوان فرد مسلمان ـ هم جامعه خودمان ـ به عنوان جامعه دینی ـ کجا قرار داریم و چه فاصله ‌ای با آن معانی و بلند و البته دست ‌یافتنی داریم.

رد العجز الی الصدر
مقدمۀ ششم که با آن بحث مقدمات سوره را تمام کنیم؛ اصطلاحی بدیعی است به نام «رد العجَزَ الی الصدر» که طبق آن کلمه ‌ای که در اول بیت یا مصرع می ‌آید، در آخر بیت و مصرع هم تکرار می‌ شود و در نثر هم کلمه ‌ای که در اول کلام آمده است، در انتهای کلمه هم می ‌آید. مثل این بیت حافظ:
آدمی در عالم خاکی نمی ‌آید به دست
        عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
که این از محسنات بدیعی است. «عَجَز» در لغت به معنی پایان و آخر است و «صدر» به معنای بالا و آغاز هر چیزی است. این صنعتی است که در قرآن زیاد از آن استفاده شده است. و در سورۀ بقره هم ملاحظه می ‌فرمایید که انتهایش به اولش دوخته شده است. اول این سوره «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِين»
  است که در وصف متقین بیان داشته است: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ»  که در آن شش ویژگی اهل تقوا را تبین می ‌فرماید. و در آیات پایاتی سوره باز ایمان را تبین می‌ کند: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه»  یعنی آخر سوره بازگشت به ایمانی است که در اول سوره بیان شده بود و در حقیقت به منزله جمع ‌بندی ‌ای از کل سوره است که در جمع ‌بندی پایان سوره به آغاز آن دوخته شده و برگشته است و این حکایت از نظم منطقی سخن دارد.  
خلاصه در ابتدای سوره از مومنان سخن می ‌گوید که گذشته از ایمان به غیب به «بما انزل الیک» «و ما انزل من قبلک» ایمان دارند و به آخرت هم یقین دارند. و در آیه 285 «امن الرسول بما انزل علیه والمومنون» خود پیامبر ـ اول و بعد و پشت سر ایشان ـ مومنون به هرچه بر آن‌ ها نازل شده است، ایمان دارند، اولین کسی که به «ما انزل علیه» ایمان می ‌آورد، خود پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، «كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ» پیامبراکرم و مومنان ـ همگی ـ به خدا و فرشتگان او و کتاب‌ها و پیامبران الهی ایمان دارند. ایمان به غیبی که در اول سوره آمد، در این آیه تفصیل داده شده است.
بحث مقدمات را تمام کنیم، بحث مختصری هم دربارۀ حروف مقطعه بکنیم.

بحثی مختصر دربارۀ حروف مقطعه
ما دربارۀ حروف مقطعه باید به صورت تفصیلی بحث بکنیم، اما الان وقتش نیست، بلکه باید بگذاریم چند سوره‌ ایی که حروف مقطعه در ابتدای آنهاست، تفسیر شوند تا شناخت پیدا کنیم و آن‌ گاه با علم بهتری وارد بحث از حروف مقطعه شویم.

ترتیب حروف مقطعه در سوره‌ ها
اجمالا عرض می کنم که 29 سوره قرآن با حروف مقطعه شروع می‌ شود، از این 29 سوره قرآن سه سورۀ یعنی سوره‌ های بقره، آل عمران و رعد از سور مدنی هستند، یعنی در مدینه نازل شدند و 26 سوره دیگر در مکه نازل شدند و مکّی هستند.
از این 29 سوره هفت سوره با «الم» شروع شده‌ اند، سوره ‌های بقره و آل‌ عمران که عرض کردم مدنی هستند و عنکبوت، روم، لقمان و سجده که از سوره‌ های مکی هستند و در ترتیب مصحف سور بیست و نهم تا سی و دوم هستند. این شش سوره که به آن ‌ها سورۀ اعراف و رعد را هم اضافه کنیم که اولی مکی است و هفتمین سورۀ مصحف است که بعد از «الم»، «صاد» هم اضافه دارد که ابتدای آن «المص» است و سورۀ مبارکه رعد مدنی است و سیزدهمین سورۀ مصحف است که با «المر» شروع می‌ شود که «راء» را اضافه دارد. چرا به این چرا به این مطلب تأکید دارم، زیرا باید نوعی ارتباط بین این سوره ‌ها باشد که ابتدایشان این چنین شروع شده است. و سوره ‌های که «صاد» و «راء» اضافه دارد، باید ارتباط دیگری را بیان کند. البته با تحکم و قاطع نمی ‌گویم. اما ببینیم که چه می ‌توانیم درک کنیم، به این دلیل است که عرض می ‌کنم که بحث از حروف مقطعه باید تأخیر بیفتد.
اما سوره‌ های یونس، هود، یوسف، ابراهیم و حجر که مکی هستند و به ترتیب مصحف سوره‌ های دهم، یازدهم، دوازدهم، چهاردهم و پانزدهم هستند، با «الر» شروع می‌شوند که در جهت «ال» با آن هشت سوره شریک هستند و که با سورۀ مبارکۀ رعد شراکتشان بیشتر است. این هم پنج سوره.
هفت سوره با «حم» شروع شدند که معروفند به سُوره‌ های «حوامیم» هستند، غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف که که سوره‌ های چهلم تا چهل و ششم قرآن هستند. در میان این هفت سوره؛ سورۀ مبارکۀ شوری یک ویژگی‌ خاصی دارد که پس از این که آیه اول آن «حم» است، آیه دوم «عسق» است که آن هم جز حروف مقطعه است که در این صورت «عین» آن با سورۀ مبارکۀ مریم و «سین» آن با سوره ‌های شعراء و نمل و قصص و یس و «قاف» آن با سورۀ مبارکه «ق» مشترک است.
چهار سوره با «طا» شروع شدند که یکی از آن ‌ها سوره «طه» است که با «طه» شروع شده و بیستمین سورۀ قرآن است و دو سوره با «طسم» شروع شده است، یکی سورۀ مباکه شعراء است که با «طسم» شروع شده و بیست و ششمین سورۀ قرآن است و دیگری سورۀ مبارکه قصص که بیست و هشتمین سوره است و یک سوره هم با «طس» که سورۀ مبارکه نمل است که بیست و هفتمین سورۀ قرآن کریم است. تفاوت حروف این سوره‌ ها را که توجه دارید.
تاکنون 24 سوره را دیدیم، 5 سوره ماند که حروفشان ارتباطی را با حروف سابق نشان نمی‌ دهد. از این 5 سوره، سه سوره با تک حرف شروع می ‌شوند، سورۀ مبارکۀ «ص» و «ق» و قلم که اول با «ص» شروع می ‌شود و بیست و هفتمین سورۀ قرآن است و دومی با «ق» شروع می ‌شود که بیست و هشتمین سوره است و سومی با «ن» شروع می ‌شود و بیست و نهمین سورۀ مصحف است. سورۀ مبارکه مریم که با «کهیعص» شروع می ‌شود و بیست و پنجمین سورۀ قرآن است که «ص» در آن با «ص» سورۀ مبارکه صاد مشترک است و «یاء» آن با سورۀ مبارکه «یس» که این سوره بیست و ششمین سورۀ قرآن است و با «یس» روش می‌ شود. این شد بیست و نه سوره که با حروف مقطعه شروع شده‌ اند.

محتوای آیات پشت سر حروف مقطعه
نکته دومی که در این‌ جا مناسب است، تذکر دهم آن است که از میان این 29 سوره، 24 سوره با بحث از قرآن شروع می‌ شود. ملاحظه بفرمایید:
[1] «الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِين»
 
[2] «الم اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيل»
 
[3] «الم تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ هُدىً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِين»
 
[4] «الم تَنْزِيلُ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِين»
 
[5] «المص كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنِين»
 
[6] «المر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُون»
 
[7] «الر، تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيم»
 
[8] «الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِير»
 
[9] «الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِين»
 
[10] «الر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيد»
 
[11] «الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبِين»
 
[12] «حم تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيم»
 
[13] «حم (1) تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (2) كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُون»
 
[14] «حم (1) وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ (2) إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (3) وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيم»
 
[15] «حم (1) وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ (2) إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِين»
 
[16] «حم تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم»
 
[17] «حم- تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم»
 
[18] «طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى»
 
[19] «طس تِلْكَ آياتُ الْقُرْآنِ وَ كِتابٍ مُبِين»
 
[20] «طسم تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِين»
 
[21] «طسم تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِين»
 
[22] «يس (1) وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ (4) تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيم»
 
[23] «ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْر»
 
[24] «ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيد»
سه سوره دربارۀ وحی و نبوت است:
«حم (1) عسق (2) كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيم»
 
«ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ (1) ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُون»
«کهيعص (1) ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا»
 
به گونه ‌ای سورۀ مبارکه یس هم به بحث وحی و نبوت ارتباط دارد، اگرچه ما آن را در بخش اول آوردیم:
«يس (1) وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ (4) تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيم»
 
دو سورۀ مبارکه عنکبوت و روم موضوعشان به بحث آزمون مومنان بر می ‌گردد:
«الم. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»
 
«الم. غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُون»
 
به تعبیر دیگر 27 که با حروف مقطعه شروع می‌ شوند با بحث دربارۀ وحی الهی و نبوت و مشخصاً قرآن و نبوت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شروع می ‌شوند و تنها دو سورۀ عنکبوت و روم ما را با مشکل مواجه می ‌کنند. که سورۀ روم با پیشگویی از شکست و پیروزی رومیان شروع می ‌شود و سوره عنکبوت با بحث از آزمایش الهی.
چگونه می ‌شود این حروف را تفسیر کرد و ارتباط آن‌ ها را با محتوای کل سوره‌ های که در ابتدای آن‌ ها قرار گرفته ‌اند و ارتباط این سوره ‌ها با هم چگونه است، بحث مفصلی می ‌طلبد که اگر بخواهیم روش تفسیر قرآن به قرآن را دربارۀ آن ‌ها پیاده کنیم، نیاز دارد که مقداری اطلاعاتمان بیشتر شود.
  شاید هم به این نتیجه برسیم که این حروف سری از اسرار الهی است که مختص پیامبراعظم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است که مخاطبان اصلی قرآن هستند و چه داند آن که اشتر می‌ چراند؟  برخی هم می ‌گویند که حروف مقطعه نوعی تحدی از جانی قرآن است که این همه معانی بلند و زیبا و این چینش فوق‌العاده از همین حروفی حاصل شده است که در دسترس همگان است، اما با این وجود هیچ‌ کس را توانایی خلق چنین اثری نیست. این هم حرف خوبی است.
اما اگر بگوییم که قرآن که تبیان کل شی است، باید همه مواضعش قابل فهم باشد، چه حروف مقطعه آن و چه دیگر آیاتش؛ آن‌ گاه باید تلاش کنیم برای فهم. زیرا اگر در قرآن موضعی باشد که برای ما تاریک باشد، آن‌ جا می ‌شود علامت سوال گذاشت و این کار ما را سخت می ‌کند.